تمام مطالب اين نويسنده

پیوند

عطر «جوی مولیان» و نکهتش ما ز شعر رودکی بوئیده‌ایم ما همه از آب رودک خورده‌ایم ما ز درد رودکی روئیده‌ایم! از گلرخسار شاعر تاجیک



زبان گم کرده !

لایق شیرعلی هــر کـه دارد در جـهان گم کرده ای در زمیــن و آســمان گــم کـرده ای باک نی، گر داوری گـم کـرده است یــا امـیـد سروری گــم کرده است زهــر بـادا شـیــر مــادر بـر کسی کـو زبـان مـــادری گـم کرده است



چقدر خوبیم ما !

یعنی اگر داغ و درفش مان کنند و به میخ و سیخ مان بکشند و از دروازه ی شهر آویزانمان فرمایند و… اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا که کتاب بخوانیم. ما اصلا یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ماهی تابه ندارد.
ادامه مطلب



باران

شعر زیبایی است . می دانید از کیست؟ باران که شدى مپرس ، اين خانه ى کيست.. سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست.. باران که شدى، پياله ها را نشمار… جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست… باران ! تو که از پيش خدا مى آیی توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست… بر
ادامه مطلب



بن علوی !

بن علوی !

دیروز دوستی از قول یکی از وزرای سابق ملاقات درس آموزی را نقل کرد که شنیدنی است : چند سال پیش آن وزیرایرانی با سلطان قابوس ملاقاتی داشته است . سلطان به وزیر ما میگوید: ما با کمک عده ای از همراهان وقتی به قدرت رسیدیم گروهی از همراهان سر ناسازگاری گذاشتند و اصطلاحا به
ادامه مطلب



زبان فارسی !

زبان فارسی !

چند شب پیش 250 دانشجو میهمان کتابخانه ملی بودند. آنان زبان آموزانی هستند که در 42 کشور در دوره های زبان آموزی فارسی شرکت می کنند. این دانشجویان با همت مرکز سعدی شناسی و دانشگاه شهید بهشتی به مدت یک ماه در یک دوره آموزشی شرکت می کنند. شور و اشتیاق آنان وصف ناپذیر بود.
ادامه مطلب



حد!

حد!

ضمیر دل نگشایم به کس مرا آن به که روزگار غیور است و ناگهان گیرد چو شمع هر که به افشای راز شد مشغول بسش زمانه چو مقراض در زبان گیرد حافظ طرح کار آرس از کوبا



تداول ایام!

تداول ایام!

تلک الایام نداولها بین الناس ! طرح از: پاول کوجینسکی 



شوق !

شوق !

حتما شما هم مانند من تجربه کرده اید . بعضی ها وجودشان پر از انرژی و افکارشان گل فشان است . بعد از ملاقات با آنان بذر امید در درونمان کاشته می شود و فزونگی انرژی و زیبایی خاصی را در خود احساس می کنیم . بعضی دیگر سیاه چاله اند! یک لحظه ملاقات با
ادامه مطلب



باز کن پنجره ها را !

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست باز
ادامه مطلب