فرهنگ و ادب

در خدمت و خیانت لیزنا 

در خدمت و خیانت لیزنا 

  باید به لیزنا برای داشتن خبرنگاران جوان پیگیر و سمج (البته در معنای اصرار کننده )! تبریک گفت. تذکرات پی در پی خانم قهرمانیان مرا وادار ساخته است الان که ساعت دو نیم صبح است دست به قلم شوم. رسانه ها و تاثیرشان بر مخاطبانشان می تواند هم خدمت باشد و هم خیانت ! 
ادامه مطلب



برنامه زاویه !

لیزنا (گاهی دور/گاهی نزدیک: ۲۶)، دکتر فریبرز خسروی،  جناب آقای دکتر صلاحی ریاست محترم سازمان اسناد و کتابخانه ملی جناب آقای دکتر رضایی ریاست محترم انجمن کتابداری سلام در برنامه زاویه هفته گذشته شاهد مباحثه شما بودم. در آن برنامه قرار بود که من هم حضور یابم که به علت عدم حضور در تهران و دلائل
ادامه مطلب



زخم خورده

روزها رفتند و تو به یاد نیاوردی که آنجا، در آن گوشه ی متروک قلبت عشقی جا مانده عشقی “زخم خورده” که بی تابانه می نالد “روشنایی ام بخش!” روزها رفتند و ما به هم نرسیدیم… تو آن سوی مرزهای رویایی در افقی که ناشناخته ها را در آغوش گرفته و من قدم می زنم
ادامه مطلب



توسعه جهانی علم !

دانشگاه پیام نور برای بسط دانش و کمک به رشد و توسعه ملل دیگر در پایتخت های کشورهای زیر رشته حقوق بین الملل را ارائه می دهد: وین-اتریش استانبول – ترکیه دوحه – قطر باکو – آذربایجان هرات – افغانستان بین الملل دبی- امارات کوالالامپور – مالزی دوشنبه – تاجیکستان مزار شریف-افغانستان بین الملل نیویورک-آمریکا
ادامه مطلب



دزدانِ سرِ چوکی

دزدانِ سرِ چوکی ——————- ای کابلِ من، خاک و گِل و لای ته صدقه بی آبی و بوی بدِ دریایته صدقه این سوی سرک قاطر و گوساله روان است آن سوی دگر بنز و کرولایته صدقه یک روز ندیدیم که آرام شوی تو جنگ و جدلِ بی سر و بی پایته صدقه یک توته زمین
ادامه مطلب



شعبه ای در پیونگ یانگ !

دانشگاه پیام نور برای بسط دانش و کمک به رشد و توسعه ملل دیگر در پایتخت های کشورهای زیر رشته حقوق بین الملل را ارائه می دهد: وین-اتریش استانبول – ترکیه دوحه – قطر باکو – آذربایجان هرات – افغانستان بین الملل دبی- امارات کوالالامپور – مالزی دوشنبه – تاجیکستان مزار شریف-افغانستان بین الملل نیویورک-آمریکا
ادامه مطلب



یک گام به پیش

شیخ یک بار به طوس رسید. مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند. اجابت کرد. بامداد در خانقاه استاد تخت بنهادند. مردم می آمد و می‌نشست. چون شیخ بیرون آمد مقریان قرآن برخواندند و مردم بسیار درآمدند، چنانک هیچ جای نبود. معرف بر پای خاست و گفت: «خدایش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست
ادامه مطلب



ظریف و بخیل

ظریفی به در خانه ی بخیلی آمد چشم بر درز در نهاد،دید که خواجه طبقی انجیر در پیش دارد و به رغبت می خورد. ظریف حلقه بر در زد. خواجه طبق انجیر را در زیر دستار پنهان کرد و ظریف آن را دید.پس برخواست و در بگشاد.ظریف به خانه ی او در آمد و بنشست.
ادامه مطلب



دام

صوفی را گفتند: جبه ات را بفروش؛ جواب داد: اگر صیاد دام خود را بفروشد، با چه چیز صید تواند کرد؟! رساله دلگشا عبید زاکانی



سفر به ینگه دنیا

سفر به ینگه دنیا

سه سال است که فرزندم احمد را از نزدیک ندیده ­ام. با آنکه رسانه‌های نوین فرصت بی ­بدیلی را برای تماس های گاه و بیگاه صوتی و تصویری پدید آورده ، اما دیدار حقیقی و نه مجازی و در آغوش کشیدن عزیزان حال و هوای دیگری دارد که با جهانی قابل تعویض نیست. بالاخره بعد
ادامه مطلب