اشخاص

تا مدتها شوق پرواز و ارتفاع داشتم

تا مدتها شوق پرواز و ارتفاع داشتم

گفتگو با لیزنا به مناسبت آغاز سال تحصیلی 93 الفبای آموختن آغاز شد. بیش از 50 سال پیش. فریبرز خسروی، که هر شب با قصه های مادربزرگ به خواب می رفت، به شوق شنیدن قصه هایی نو، راهی مدرسه شد. نهاوند- 1340- دبستان سعدی: معلم: فریبرز خسروی کیه؟ خسروی: مائیم آقا. معلم: بیا پای تخته
ادامه مطلب



تعامل

ما عاشق و بی‌دل و فقیریم هم کودک و هم جوان و پیریم این تعامل ملایم در عالم بزرگسالان به جنگ و تخاصم می انجامد



زندگی

زندگی

در خیابان های دهلی زندگی در جریان است . جریانی متفاوت تر از  پایتخت های  سایر کشورها !        



خردمندانه ترین و موثرترین راهپیمایی تاریخ !

خردمندانه ترین و موثرترین  راهپیمایی تاریخ !


بازار میوه دوشنبه

بازار میوه دوشنبه

مزه میوه های  شهر دوشنبه مرا پنجاه سال به عقب برد . وقتی در باغ مادر بزرگم مشغول ساختن جوی آب و حوض می شدیم و گازی هم به میوه ها می زدیم . اغلب فروشندگان بازار میوه در تاجیکستان خانم هستند .



سوگخند !

سوگخند !

*         سال ۲۰۰۳ است و کنفرانس جامعه اطلاعاتی در ژنو برگزار می شود. از خوش حادثه با دکتر حری همسفرم . به فرودگاه استانبول که می رسیم چنان سریع به راه می افتد که نگران می شوم . می پرسم به کجا چنین شتابان ؟ می گوید  اتاق پرو ! منظورش قسمتی است که در فرودگاه
ادامه مطلب



ارکیده های مجازی

ارکیده های مجازی

دیروز در باغ زیبای ارکیده کولالامپور محو تماشای گل های زیبایش بودم که کودکی با پستانکی در دهان ، بیشتر از گل های جذاب، توجهم را جلب کرد. چنان غرق بازی با آی پد خود بود که نه برق چند باره فلاش دوربین اصلا موجب کوچکترین عکس العملی در وی شد ونه توجهی به دوست یا خواهر هم
ادامه مطلب



تکیه گاه

تکیه گاه

   هر قدر هم ضعیف باشی ، گاهی می توانی تکیه گاه باشی !  



عمق نگاه!

عمق نگاه!

یکی از استادان گرانمایه ! که عکس زیر را در مونیتور کامپیوتر  دیده بود افاضه فرمودند: چرا نان را که از فریزر منزلشان آورده، اینجا دارد گرم می کند! یاد فرموده ماری آنتوانت ملکه لویی شانزدهم افتادم . او از درباریان علت شورش مردم را می پرسد. به او می گویند : مردم نان برای
ادامه مطلب



یادی از مهربانی مهرورز

یادی از مهربانی مهرورز

انگار دیروز بود که پس از دوسال  او را در قلهک مجددا ملاقات کردم. علی مزینانی را از زمان تدریس روش تحقیق در  علوم پزشکی ایران می شناختم. دانشجوی پویا و با هوشی که در انتهای کلاس می نشست و بدش نمی آمد که گاهی شلوغ هم باشد. آن روز آمده بود تا برای کار
ادامه مطلب