آثار دیگران

خورشید یک غزل

  شیراز را همیشه بگردیم! در کنج حجره‌های قدیمی در دنج هر رباط پستوی خانه‌ها در گوشه‌های مسجد،‌ میخانه،‌ خانقاه ویرانه‌ای – هنوز اگر هست – از دیر، یا خرابات یا در رواق مدرسه‌ها – هر جا – شیراز را همیشه بگردیم با سالخوردگان بنشینیم لای کتابهای کهن را ده،‌ صد،‌ هزار بار ببینیم شاید،‌
ادامه مطلب



زخم خورده

روزها رفتند و تو به یاد نیاوردی که آنجا، در آن گوشه ی متروک قلبت عشقی جا مانده عشقی “زخم خورده” که بی تابانه می نالد “روشنایی ام بخش!” روزها رفتند و ما به هم نرسیدیم… تو آن سوی مرزهای رویایی در افقی که ناشناخته ها را در آغوش گرفته و من قدم می زنم
ادامه مطلب



دزدانِ سرِ چوکی

دزدانِ سرِ چوکی ——————- ای کابلِ من، خاک و گِل و لای ته صدقه بی آبی و بوی بدِ دریایته صدقه این سوی سرک قاطر و گوساله روان است آن سوی دگر بنز و کرولایته صدقه یک روز ندیدیم که آرام شوی تو جنگ و جدلِ بی سر و بی پایته صدقه یک توته زمین
ادامه مطلب



یک گام به پیش

شیخ یک بار به طوس رسید. مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند. اجابت کرد. بامداد در خانقاه استاد تخت بنهادند. مردم می آمد و می‌نشست. چون شیخ بیرون آمد مقریان قرآن برخواندند و مردم بسیار درآمدند، چنانک هیچ جای نبود. معرف بر پای خاست و گفت: «خدایش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست
ادامه مطلب



ظریف و بخیل

ظریفی به در خانه ی بخیلی آمد چشم بر درز در نهاد،دید که خواجه طبقی انجیر در پیش دارد و به رغبت می خورد. ظریف حلقه بر در زد. خواجه طبق انجیر را در زیر دستار پنهان کرد و ظریف آن را دید.پس برخواست و در بگشاد.ظریف به خانه ی او در آمد و بنشست.
ادامه مطلب



دام

صوفی را گفتند: جبه ات را بفروش؛ جواب داد: اگر صیاد دام خود را بفروشد، با چه چیز صید تواند کرد؟! رساله دلگشا عبید زاکانی



سفر به ینگه دنیا

سفر به ینگه دنیا

سه سال است که فرزندم احمد را از نزدیک ندیده ­ام. با آنکه رسانه‌های نوین فرصت بی ­بدیلی را برای تماس های گاه و بیگاه صوتی و تصویری پدید آورده ، اما دیدار حقیقی و نه مجازی و در آغوش کشیدن عزیزان حال و هوای دیگری دارد که با جهانی قابل تعویض نیست. بالاخره بعد
ادامه مطلب



عجایب التالیفات: پایان‌نامه درباره رمانی که ژان پل سارتر به فارسی نوشت!

عجایب التالیفات: پایان‌نامه درباره رمانی که ژان پل سارتر به فارسی نوشت!

این مطلب در باره تقلب در انتشار یک کتاب به نام سارتر است و بی توجهی عمدی یا غیرعمد همه دست اندرکاران انتشارش و کتابخانه ملی و بعد بی توجهی دانشجویی که بر اساس آن پایان نامه نوشته و استاد راهنمایی که آن را تایید کرده است. بخش اول: مهدی جامی ماجرا این است که
ادامه مطلب



باران

ای قطره های باران با جوی ها بگویید کان ره رو غم آلود زین رهگذر کجا رفت ای جوی های آرام از رودها بپرسید زین راه راز پیوند آن همسفر چرا رفت *** ای رودهای سرکش کاشفته و سبک پوی آغوش میگشایید دریای بی کران را آنجا که بی نهایت در بیکران غنوده است از
ادامه مطلب



سیزده بدر

سیزده بدر

یکی ار اسطوره های سیزده بدر روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت؛ دیوی از این واقعه باخبر شد، درحال خود را به صورت سلیمان درآورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد، کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او
ادامه مطلب