قورباغه ها

مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند.

لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند.

لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها .

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند مارها بازگشتند و هم پای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده بودند که برای خورده شدن به دنیا می آیند تنها یک مشکل برای آنها باقی مانده است اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان!

از : منوچهر احترامی

۲ نظر براي “قورباغه ها”

  1. فاطمه گفت:

    اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

  2. امیرحسین گفت:

    …می کشند و می کشند و می کشند … و چه قصاب خانه ایست این دنیای بشریت!

نظر بدهيد