کم خوانی


آمارها و ناآمارها! اعدادی را برای میزان خواندن ما بیان می کنند كه از 2 تا 3650 دقیقه در سال در نوسان است. عده ای هم در این میان سعی کرده اند که با افزودن زمان صرف شده برای خواندن قران و ادعیه، بر این اعداد بیفزایند که سعی شان مشکور باد! ولی می دانیم که هیچ یک از این آمارها برخاسته از یک پژوهش روش مند نیستند. این دلسوزی ها و آمارسازی ها نباید موجب غفلت ما از این واقعیت شود که جامعه ما از کم خوان هاست. این واقعیت را آمار نشر؛ آمار تعداد کتابخانه های عمومی، آموزشگاهی و دانشگاهی و وضعیت کمی و کیفی آنها در مقایسه  با استانداردهای بین المللی بیان می کند. وقتی در یکی از کشورهای پرخوان می بینی که در هیاهوی ازدحام اتوبوس و مترو عده کثیری در حال خواندنند، کم خوانی ما بیشتر رخ می نماید.

همان گونه که در جای دیگری اشاره کرده ام کم خوانی در کشورهای جنوب نمی تواند ریشه تاریخی داشته باشد.از نیل تا فرات و از فرات تا فلات ایران و شبه قاره هند مهد تمدن های عظیمی بوده که تا کنون بشریت وام دار آن است. محمل های اطلاعاتی نظیر سفالینه ، پاپیروس؛ کاغذ و کتابخانه در این گستره ظهور یافته اند. پس مشکل پیشینه نداریم. عوامل زیادی را برای کم خوانی ما بر شمرده اند: نوع تعلیم و تربیت در مدارس و درون زا نبودن آن، پژوهش محور نبودن آموزش، نبود تفکر انتقادی،از خودبیگانگی فرهنگی، اعتیاد به تلویزیون و اینترنت و تنگناهای اقتصادی و معیشتی و… از بین این عوامل می خواهم به دو عنوان بیشتر تاکید کنم:

در بسیاری از این جوامع پژوهش درحرف و شعار در صدر است و قدر دارد. در عمل نه خود پژوهش درست انجام می شود و نه اگر درست انجام شد و به نتیجه هم رسید، کسی متعهد به عمل به نتایج آن است. شاید یکی از شواهد آشکار این کاستی در پایان نامه های دانشجویی قابل اشاره باشد. پایان نامه هایی که تا روز دفاع استاد محترم مشاور و راهنما آنها را رویت نفرموده اند و در جلسه دفاع هم اصرار دارند که کار زود تمام شود! معلوم است که چنین دانش آموخته ای نه اقبال به مطالعه دارد و نه می تواند دیگران را به مطالعه وادارد. او دچار نوعی مسخ و خود قراموشی می شود که او را وامي دارد تا پژوهش و فرزانگی را در جای دیگری جستجو کند.”پائلو فریره” در کتاب ارزشمند “آموزش ستمدیدگان” می گوید که در استیلای فرهنگی اساس آن است که استیلاشدگان به جایی برسند که واقعیت خود را بیشتر از دیدگاه استیلا یافتگان ببینند و به تاثیر پذیری از ارزش ها معیارها و هدف های مهاجمانه آنان رو بیاورند. این روآوری کورکورانه و مسخ چنان افراد را در کشورهای جنوب مسحور می کند که خویش از بیگانه نمی شناسند و به موجودات مقلدی بدل می شوند که ریشه ای در تاریخ و فرهنگ خود ندارند. به قول کوندرا در کتاب “خنده فراموشی” آنجا که از هاول نقل می کند که نخستین گام برای از بین بردن یک ملت پاک کردن حافظه آن است، باید کتاب هایش را فرهنگش را و تاریخش را از بین برد. شاید همین ترفند موجب شده است که علی رغم پیشینه گرانسنگ کشورهای جنوب، آنان اقبال خردمندانه ای به کتاب و اطلاعات نداشته باشند .عامل تاثيرگذار ديگر مسائل اقتصادي است.


یکی از نویسندگان بنیادگرای روسی می گوید ممکن است شرایطی پیش آید که یک جفت کفش بیش از همه آثار شکسپیر ارزش داشته باشد. وقتی فرد کفش به پا نداشته باشد، سخن گفتن از مطالعه در حکم بافتن شال گردن ابریشمی برای پابرهنه است! اگر آموزه های مذهبمان فقر را مساوق کفر معرفی کرده است و اگر مزلو در هرم خود باور دارد که ابتدا باید از مرحله نیازهای اولیه و اساسی عبور کنیم تا به نیازهای متعالی تر مثل مطالعه و کتاب برسیم آشکار می شود که چرا اقبال به مطالعه در این جوامع همیشه تحت تاثیر مسائل اقتصادی است. مشکل معیشتی و اقتصادی از عواملی است که در کشورهای جنوب همیشه نمود آشکاری داشته و دارد. این واقعیت را تولید ناخالص ملی ، درآمد سرانه و ضریب جینی (نحوه توزیع درآمد) این کشورها بخوبی نشان می دهد. بدیهی است که نمی توان انتظار داشت افرادی که زیر خط فقر زندگی می کنند اقبال درستی به کتاب و مطالعه داشته باشند.
برگزاری و بزرگداشت روز و هفته و سال کتاب حرکتی خیرخواهانه و فرهنگی است . اما تا زمانی که جامعه به باورمندی به اطلاعات و پژوهش نرسد و کارها اطلاعات محور نشود نباید به این نوع حرکتها چشم امید دوخت.

نوشته شده برای ویژه نامه  کتابخانه ملی  nlai.ir

يك نظر براي “کم خوانی”

  1. ناشناس گفت:

    چرا عکس ها نشان داده نمی شود ؟

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    چندین بار امتحان شد مشکلی نیست!

نظر بدهيد