به کجا می رویم؟

به جان عزیزتان این یکی دو هفته در جریان دفاع پایان نامه ها صحنه هایی را دیده ام که اگر مرحوم عزیز نسین زنده بود از آنها چندین جلد داستان کمدی تولید می کرد.چنان مرز کمدی و درام این وقایع به هم آمیخته است که آثار هنریک ایسن را تداعی کرده سازماندهی بعضی ازین گروه ها و دانشکده ها  فیلم باشگاه مبارزه دیوید فینجر را بیاد می آورد!

در کجای عالم می توان جلسه دفاعیه ای را یافت که در آن داوران غایب باشند؟ در آن بر سوالات اساسی افزوده شود . جای متغیرها مستقل و وابسته عوض شوند . اثبات شود که روش تحقیق انجام شده خطاست .و در هیچ یک ازین موارد نمره دانشجو از نوزده پایین تر نشود! استاد راهنما  که حتی یک بار هم پایان نامه را ندیده و شروع به تمجید ازدانشجو کند. وسط کار معلوم شود دارد در مورد دفاع بعدی اظهار فضل می فرمایند!!. دانشجوی دیگری  از روی تقدیرنامه خود بخواند: ” خود را مدیون تلاش های ارزشمند استاد مشاورم .. می دانم . اگر تلاش ها و وقت گذاری ها وهدایت های او نبود هیچگاه موفق نمی شدم” و استاد مشاور به آهستگی در گوش بغل دستیش نجوا کند :” حتی یک بار هم این دانشجو و پایان نامه او را ندیده ام!”

فکر می کنم بهتر است همگی شرکت کنندگان در این دفاعیه ها در مجلسی جمع شویم  و با هم  آوای “خر برفت خربرفت و خربرفت” مولانا را  آگاهانه سر دهیم! آری شرافت تعلیم و تربیت ، حیثیت علمی و اعتبار آکادمیک  که تنها سرمایه های معلمی است هدف قرار گرفته است و در حال نابودی است .  به کجا می رویم!

۵ نظر براي “به کجا می رویم؟”

  1. اصنافی گفت:

    حیرت زده ام…واقعا به کجا میرویم…؟ مدتی پیش آگهی فروش پایان نامه های کمیاب را دیدم. چه باید گفت؟! …

  2. مریم پاکدامن گفت:

    وااااااااااای
    خدای من
    یعنی واقعا ؟؟؟!!!

    اگر کسی غیر از شما -جناب آقای دکتر خسروی- این مسائل را می نگاشت حتما در صحت گفته هایش شک میکردم.

    بهشتی باشید که همواه حق گو هستید

  3. نوش زاد فتوحي گفت:

    به نظر من يك تحقيق و يا پايان نامه و يا مقاله و… بد مثل سم مي ماند باعث مي شود تمامي ارزش مكتوبات و تحقيقات و… كم بشود.
    مي گردي ، مي خواني 10 مقاله انگيزه ات براي مطالعه كم مي كند بعد مي آيي جواهر هايي پيدا مي كني شايد در يك وبلاگ و يا يك ايميل خوب … بعد دوباره عادت به مطالعه در انسان شكل مي گيرد.
    گاهي فكر مي كنم زماني كه انسانهايي كه سخن ور نيستند سخنراني مي كنند چه آسيبي به گوشها و انگيزه هاي شنيدن مي رسد . چه قدر انسان بايد مسئولانه در زندگي برخورد كند كه بعد از آنكه مورد سوال قرار گرفت بتواند پاسخ بدهد . پاسخ يك عمر زندگي پاسخ كارهاي يك عمر را

  4. سمانه نوذر گفت:

    سلام و درود

    فقط می تونم بگم واقعا باعث تاسفه. تشخیص خوب و بد و کاری که چقدر با زحمت و بی زحمت انجام شده فقط با گفتار اساتید مثلا راهنما و مشاور و داور تعیین می شود، حقوق افراد گاه و بی گاه ضایع… و بلاخره تا کجا قرار است ادامه یابد؟
    گاهی فکر می کنم تمام محدودیت های اعمالی و سخت گیریها تقصیر خودمان است. اگر سنجش ها درست انجام نمی شود هم شاید لازم باشد فیلترهای دیگری برای فارغ التحصیلی ورودیها(که بقولی “بطور روزافزون ادامه دارد”) درنظر گرفته شود؟ چه کسی مسئول است؟؟؟ سوالی که معمولا بی جواب می ماند…!

    با احترام

  5. کتابدار امروز گفت:

    واقعا مایه ی بسی تأسف است…
    در ضمن استاد، بفرمایید: “آهو برفت… ” ،زشته!!!

نظر بدهيد