موج

کارائیب وقتی ساکت است زیباییش صلح و عشق و آرامش در درون به ارمغان می آورد و وقتی خشمناک است جنگندگیش عجیب زیباست.

دست عشق از دامن دل دور باد!

می توان آیا به دل دستور داد؟

موج هاوانا کارائیب

می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

لا ادری!

يك نظر براي “موج”

  1. نوش زاد فتوحي گفت:

    ” موج ايم كه آرام نداريم آسودگي ما در عدم ماست ”
    از ديدن دريا لذت مي برم آرامش آن يك گونه است و خروش نيز صدايي است كه مي شنويم.
    بدي ها و پليدي ها و آلودگي را به ساحل مي راند.
    يك شمالي به من مي گفت دريا مرده را به بيرون و ساحل مي اندازد و هيچ جنازه اي در دريا نمي ماند.
    دل دريايي بايد داشته باشيم ظاهرمان نيز اگر با خروش همراه است در دل آرامش از خداوند بخواهيم .
    موج در سواحل سنگي خيلي قوي است مثل برخي انسان ها كه حركتشان قوي تر از ديگران است .

نظر بدهيد