نقاط عطف

ما ایرانی ها خیلی زود سرمست و شاد می شویم و کوس پیروزی می نوازیم . ملاحظه بفرمایید: مثلا یک سازمان جاسوسی بنا بر منافع خودشان اعلام می کنند که ما از 4 سال پیش فلان فعالیت را نداشته ایم . بعد ما کارناوال شادی راه می اندازیم که بیا و ببین! و این اعلام را نقطه عطفی در روند همه فعالیت های ارضی و سماوی تلقی می کنیم.

در حوزه کار خودمان نیز کنفرانس ها و کارگاه های زیادی برگزار شده و می شود و معمولا در افتتاحییه و اختتامیه که معمولا همه را شور حسینی می گیرد  بانگ برآورده ایم که این کار نقطه عطفی در این حوزه تلقی می شود . غافل از اینکه وجود این همه نقطه عطف  ممکن است گاهی جهت را منفی کند!.ازاین مقدمه بگذریم:

در یک سال گذشته همایش های زیادی در حوزه کتابداری برگزار  شده است. بر کسی پوشیده نیست که برگزاری این جلسات همت بالایی را می طلبد و زحمات زیادی را در پی دارد که باید سپاسگزار همه این عزیزان بود. به ویژه وقتی دانشجویانی با کمترین امکانات دست به تجربه می زنند  . تجربه ای که نوید دهنده آینده ای پربار و پویا است.

اما به نظر می آید چند نکته و پیشنهاد قابل ذکرباشد:

1-      شاید تعداد نسبتا زیاد این همایش ها  باعث سطحی شدن بسیاری از مقالات شده است. پایین بودن تراز علمی مقالات و تداوم آن در همایش های مختلف ممکن است موچب بد آموزی برای جوانان رشته شده ، تصویر نا مناسبی هم از این حوزه در اذهان دیگران پدید آورد.

به نظر می اید لازم است با محوریت انجمن مطالب این کنفرانس ها نقد شوند.  نقدی علمیِ ِ صریح خارج از تعارف ها و تعریف ها و مجیزگوییهای خانمانسوز متداول در کشور . این کار موجب می شود تا همایش های بعدی با دقت و غنای بیشتری تشکیل شوند.

2-      به  تدریج تعداد شرکت کنندگان به علت کثرت همایش ها در حال کم شدن است و انتظارات  را برآورده نمی کند. چند روز پیش معلوم شد که  زمان تشکیل همایش ادکا با وزارت علوم   در کتابخانه ملی در یک روز تداخل دارد. با دوستان زحمت کش برگزار کننده تماس گرفتم که اگر ممکن است جلسه روز پنج شنبه آنان در سالن 250 نفره تشکیل شود که هر دو معتقد بودند بالای پانصد نفر شرکت کننده دارند که بالاخره دوستان وزارت علوم اجلاس خود را به جمعه منتقل کردند و کارگاهشان در پنج شنبه تشکیل شد تا جا برای کنفرانس پانصد نقره باز باشد . اما عملا دیدیم که چنین نبود و تعداد بسیار کمتر از برآورد بود.در بعضی نشستها در روزهای قبل نیز در سالن پانصد نفره کمتر از صد نفر شرکت داشتند.

شاید بهتر باشد نهادها و موسسات برگزار کننده چند نشست را یکی کنند و با تبلیغ و اطلاع رسانی درست به تعداد مورد انتظار دست یابند.

3-      بیشتر حامیان این جلسات موسساتی هستند که فقط کمک های مالی و امکاناتی آنان موجب شده نامشان ذکر شود. ولی عملا در مراحل مختلف همایش هیچ نقشی را ندارند لذا این همایش ها به عنوان یک کار مشترک علمی قلمداد نمی شوند.

شاید بهتر باشد شاهد تشکیل همایش هایی باشیم که براستی کار مشترک چند نهاد علمی باشد و هر کدام قسمتی از مسئولیت را بپذیرند و به آن عمل کنند . که کمبود کار مشترک علمی از بزرگترین کاستی های فعالیت های علمی جامعه ماست.

آذر 86 گفتگو

نظر بدهيد