تودیعی غریب !

یادداشت — توسط فریبرز خسروی در آذر ۶, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۵ منتشر شده در عطف
در دیار ما یعنی در این عاصمۀ دود آلود، اگر هر روز اتفاق غریبی نیفتد به شدت احساس غربت خواهیم کرد :
سه شنبه ۵ آذر است و من که سه روزی به علت آنفولانزا بستری بوده ام خودم را به مترو حقانی می رسانم تا به پژوهشگاه بروم . در آنجا مراسم تودیع و معارفه بر قرار است . مترو چنان شلوغ است که گاهی احساس نفس تنگی شدیدی می کنم . در آن واویلای تعلیق و خفگی ! دختری که شاید به بیست نرسیده با بچه ای در بغل چنان با زاری طلب کمک می کند که دل سنگ هم آب می شود. دخترک ۵ سالۀ دیگری از درز جمعیت سُر می خورد و مشغول فروختن فال حافظ است . نیم خفه ، پنج امید فاطمیدقیقه به سه، با لوحی در بغل به محل تودیع در طبقه ششم می رسم . سالن تشکیل جلسات حد اکثر بیست یا سی نفر گنجایش دارد . از صندلی های چیده شده مشخص می شود که باید بیش صد نفر در آن گنجانده شوند.
قرار است جلسه ساعت سه شروع شود . نه از ریاست سابق خبری است و نه از لاحق! بالاخره آقایی که ظاهرا “بگردان” است اعلام می فرمایند :” معاونت محترم وزیر نیم ساعت دیر می آیند” ما هم ترمز دستیمان را می کشیم و با همکاران مشغول خوش و بش می شویم . اصولا تاخیر جزء ذاتی ماست . ما ملتی هستیم با دو هزار و چند صد سال تمدن و چندین دقیقه تاخیر! زمانی یک حرفه ای ! نصیحت می کرد که ” سعی کنید دیر به جلسات بروید بر حشمت شما می افزاید.” البته بعد از چندین دهه کار هنوز مفهوم حشمت را نیافته ام .
تا روز دیروز قرار بود جلسه کمیسون اطلاع رسانی وزارت علوم در پژوهشگاه تشکیل شود . حتی حوالی ظهر روز گذشته هم خانم پورایمن که خیلی دلسوزانه زمان جلسات را تذکر می دادند دوباره زنگ زدند و یاداور جلسه شدند. صبح امروز ( سه شنبه )حوالی ساعت ۱۰ دوباره زنگ زدند و قرار جلسه را لغو کردند. یکساعت بعد با تلفن دیگری متوجه شدم که مراسم تودیع و معارفه ریاست پژوهشگاه در همان زمان برقرار است . معنی روان این حرف این است که تا چند ساعت قبل از تعویض ، ریاست فعلی از جابجایی خود خبر نداشته است ! خوب این هم از آداب روزگار غریب ماست . سپاه فاتح نباید فرصت را تلف کند و به لشکر مغلوب فرصت تجدید قوا بدهد . سریع و قاطع باید عمل کرد . حقیقت این است که این نوع رفتار شاید در دوره حاکمیت رمالی ومالیخولیای هاله نور توجیه پذیر بود ولی در دوره ای که راهبرد خود را تدبیر و امید نامیده و آن هم در یک نهاد پژوهشی کاری بس عجیب و فعل غریبی بود!
حقیقت این است که تماس من با این کمیسیون به عنوان نماینده کتابخانه ملی شروع شد و پس از سبکدوشی(بازنشستگی) با اصرار دکتر فاطمی به عنوان عضو حقیقی در جلسات حضور می یافتم . در این چند سال عضویت در این کمیسیون و شرکت نسبتا منظم در جلسات آن سه صفت بارز را در ایشان یافتم :
او در استفاده از نیروهایی متخصص اصلا به دیدگاه سیاسی فرد توجه نداشت و آن را آگاهانه نادیده می گرفت . وقتی پستی اجرایی را پیشنهاد کرد به دنبال دلیل برای نپذیرفتن بودم لذا خیلی صریح به ایشان گفتم : من علیرغم اینکه سیاسی نیستم اما به جناح مقابل وابسته ام و صلاح نیست بیایم . خیلی راحت فرمودند که می دانم ولی کار ما تخصصی است کار به سیاست ندارد!و البته در نپذیرفتن آن کار دلیل دیگر مقبول افتاد.
در بحثهای تخصصی به شدت روادار و متحمل بودند. و به ویژه در حوزه های تخصصی که به دانش و مهارتشان مربوط نبود به شدت از دخالت و اظهار نظر پرهیز می کردند. مثل بعضی روسا چهار سال کار در حوزه اطلاعات و دانش شناسی باعث نشده بود که احساس ” خود متخصص بینی ” کنند و از خود نظریه هم صادر فرمایند.
ایشان در رفتار و منششان بسیار مودب و متین برخورد می کردند و به راستی ” عُجب ریاست ” نداشتند.
القصه ! ساعت سه و نیم هم شد مقام محترم شرفیاب نشدند. شاید نزدیک صد و پنجاه نفری کنارهم چیده شده بودیم که احساس کم هوایی باعث شد که پنجره ها را بگشایند . خبر نداشتند که در آن ساعت آنچه می آید دخان است و ذرات معلق و نه هوا . نزدیک ساعت چهار بود که عقل سلیم جمع به این رسید که بی حضور مقامات هم می شود سخن گفت . قرآنی خوانده شد و مجری محترم اعلام برنامه فرمودند . دکتر فاطمی سخن را آغاز کرد . تلک الایام نداولها بین الناس بله بالاخره ریاست و قدرت دست بدست خواهد شد . وقتی او سخن می گفت این تمثیل یادم آمد که ظریفی می گفت ” این پستها لنگ حمام عمومی است “. گرچه در بعضی جاها تبدیل به لنگ خصوصی چند دهساله شده شده است .
هنوز کلام دکتر فاطمی منعقد نشده است که دکتر احمدی معاون جدید پژوهشی به قول مجری با هیات همراه! وارد می شود . فاطمی می خواهد حرفهایش را ادامه دهد که دکتر احمدی ،آقایی را به زور در بغل دست خود جای می دهد . بدون اینکه سوال کنند که برنامه چیست ؟ او می شود مجری . به نظر می رسد هیات مجری سرخود است . مجری سابق هم متحیر خود و دیگران را می نگرد .
مجری جدید عجولانه ، بدون اینکه از یک ساعت تاخیر عذری بخواهد گیج می خورد که قرار است چه بشود ! بالاخره به او می فهمانند که باید دکتر فاطمی گزارش کارهایش را بدهد! فاطمی نیز به نظرم کلامش را بریده می یابد و بعضی مطالب را عمدا یا سهوا نمی گوید . گزارش مختصری را به جمع ارائه می دهد. سپس رئیس جدید نیز منضبط ، متنی را قرائت می کند و معاون محترم وزیر هم طبق معمول جمع بندی می فرمایند. در حین سخنرانی ها و اهدای لوح ها ، کنایه ها و نگاه ها نشان از غالب و مغلوب داشت ! خیلی راحت بیان می شد در پس تغییر چه کسی بوده و … و شاید بهترین نکته مثبت این تغییر گزینش فردی با سابقه خوب از درون سازمان است . اگر مثل دولت قبل ، فردی برگزیده می شد که می خواست حسب خاصیت ذاتی خود در این حوزه فرهنگی ، سرهنگی کند آنوقت چه خاکی بر سر می شد.
در بازگشت دوباره خود را در تعلیق مترو می یابم . ولی هنوز از حال و هوای جلسه بیرون نیامده ام . به راستی تمجید ها و تشکرهای چند سویه این نوع جلسات تا چه اندازه صادقانه است . عبور معلولی با ویلچر مرا به خود می آورد .او به سختی راهش را باز می کند و در آن وانفسای نفسگیر در حالی که ماسک بر دهان دارد مشغول فروش بعضی اجناس است . با خود می اندیشم چند درصد فقر موجود در جامعه ما معلول ندانمکاری در مدیریت هاست . وقتی در تشکیل یک جلسه تودیع و معارفه آن هم در یک نهاد علمی این همه کاستی و ناهماهنگی وجود دارد ، تا چه اندازه می توان به اتقان اصل این نوع تصمیمات دل بست .
به خانه که می رسم تفالی! بر کتاب تاملی بر عقب ماندگی ما می زنم .سخنی از یکی از معصومین به نقل از علامه مجلسی می آید :
“در جهنم آسیایی است که در گردش است . پرسیدند چه چیز را خرد می کند یا امیرالمومنین ؟فرمود : علمای فاجر ، قاریان ناسق،جباران ظالم ،وزیران خائن ،روسا و سرکردگان کذب را”

يك نظر براي “تودیعی غریب !”

  1. ز. اعمابصیر گفت:

    با سلام.
    استاد گرامی، در مقابل قلم شما کلام من قاصر است. آنچه گفتید حرف دل بود و کلام امیر در انتهای متن به شدت هشداردهنده و تامل برانگیز.
    ادعا و منیت در همه است. پس خداوند همه را هدایت و حفظ نماید.
    باتشکر
    شاگرد شما

نظر بدهيد