شادباش

نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،abf2ab527a1324d0fede34a95fb5199e2ebaa8d8ea2e46b7a97c8adf0d453594
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!
پیرایه یغمایی

۴ نظر براي “شادباش”

  1. دوست گفت:

    سلام تصور بفرماييد وقتي اين شعر را در اينترنت جستجو كنيد با چه چيزي روبرو ميشويد سه قول مختلف توجه شما را جلب ميكند شاعر شمس تبريزي است شعر متعلق به حضرت مولاناست و شعري كه شاعر ان پيرايه يغمايي مي باشد حال نظر شما چيست ؟!!!

    • فریبرز خسروی گفت:

      بعضی تصویر سازی های آن خود بهترین نشانگر است که متعلق به دوران حضرت مولانا و شمس نیست . در شبکه های اجتماعی به غلط بیشتر آن را از مولانا دانسته اند که نادرست است . آنچه انان را به غلط انداخته استفاده خانم یغمایی از این این کلام شمس است که : ایام مبارک باد از شما. مبارک شمایید. ایام می ایند تا به شما مبارک شوند.

  2. ناشناس گفت:

    شعر عالی بود

  3. با سپاس بسیار از جناب فریبرز خسروى و دریافت شاعرانه شان
    پیرایه یغمایى

نظر بدهيد