در خدمت و خیانت لیزنا 

 

باید به لیزنا برای داشتن خبرنگاران جوان پیگیر و سمج (البته در معنای اصرار کننده )! تبریک گفت. تذکرات پی در پی خانم قهرمانیان مرا وادار ساخته است الان که ساعت دو نیم صبح است دست به قلم شوم.

رسانه ها و تاثیرشان بر مخاطبانشان می تواند هم خدمت باشد و هم خیانت !  از بدو تولد کاغذ اخبار با شمارگانی محدود  تا امروز که در میلیونها گوشی ،انواع رسانه  در دسترس  است این خدمت و خیانت ادامه داشته است.

در برهه های حساس تاریخ این مرز و بوم این کارکرد دوگانه رسانه ها برجستگی بیشتری یافته و خود را نشان داده است . مثلا نگاهی به محتوای رسانه ها در دوران کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کارکرد رسانه ها را در آن واقعه به خوبی نشان می دهد . در این زمان هم در ذهن و زبان ما در مورد رسانه های موجود این تقسیم بندی وجود دارد . از یک سو رسانه هایی فعالند  که سعی در تنویر افکار دارند و با خاصیت آیینگی  سعی دارند صادقانه واقعیت های حوزه خود را پوشش دهند . از سوی دیگر رسانه هایی وجود دارند که نه تنها آیینه وار حقایق را منعکس نمی کنند بلکه با چولگی به یک سو  ، با سیاه نمایی مطلق و سفید نمایی مطلق ویا ختی دروغ پردازی سعی در تبلیغ آراء و افکار و اهداف  متولیان و تامین کنندگان خود را دارند. البته همواره “مصلحت” و “دروازه بانی” توجیه گر رفتار ناپسند این رسانه ها بوده است .

اینکه لیزنا به عنوان یک رسانه غیر وابسته  و مستقل تا چه اندازه توانسته است در خدمت کتاب و کتابداری کشور باشد و یا عکس آن عمل کرده است ، بهترین قاضی و معیار نظر جامعه مخاطبان این رسانه است . من هم به عنوان یکی از مخاطبان نظراتم را در ویژگی های مثبت و منفی این رسانه بیان می کنم .

در اهداف و چگونگی کارکرد لیزنا می خوانیم:

” این پایگاه، با حفظ نگاه ویژه خود به مسائل حوزه کتابداری و اطلاع رسانی و فناوری اطلاعات، ضمن پرهیز از درگیری های کم فایده رسانه ای، آماده است تا با درج  نظرات، دیدگاه ها و تحلیل های صاحب نظران و فرهیختگان، محل مناسبی را برای ارائه اندیشه های بدیع به متخصصان و عموم افراد فراهم آورد.

صداقت و سرعت در ارائه اخبار و انصاف در نگارش و انتشار تحلیل ها و مقالات سر لوحه دست اندرکاران پایگاه خبری لیزنا است.

دست اندرکاران لیزنا، رعایت تمام قوانین حقوقی مربوط به مطبوعات ایران را بر خود فرض دانسته و علاوه بر رعایت قانون، تلاش خواهند کرد از محدوده اخلاق حرفه ای خارج نشوند. پرهیز از انتشار اخبار غیرواقعی، اجتناب از توهین و تهمت، ذکر منابع خبری (در صورت نقل) از جمله این موارد است.”

باید اذعان داشت در مجموع لیزنا از بدو تولد تا کنون که هفت سال از آن می گذرد تا حد زیادی توانسته است به این اهداف دست یابد و به عنوان ارگانی هرچند غیر رسمی جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ایران را نمایندگی کند. سعی درپوشش دقیق اخبار، برجسته سازی به موقع وقایع، انتشار نقد و گسترش روحیه نقادی و از همه مهمتر انعکاس نظرات افراد با گرایش های متفاوت از ویژگی های ارزشمند این رسانه است.

تا کنون یادداشتهای جانانه ای در لیزنا منتشر شده است که مشکلات و مسائل حوزه کتابداری را خیلی عریان و صریح مطرح کرده است . یادداشتهایی که در سایر رسانه و نشریات صاحب عنوان و امتیاز دیده نمی شود . صحبتهایی که مصداق این شعر سایه است:

جانم بگیر وصحبت جانانه‌ام ببخش  کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گلبانگ سایه  گوش کن ای سرو خوش خرام  کاین سوز دل به نـاله‌ی هرعندلیب نیست

جامعه ما جامعه کم تحملی است. تسامح و تساهل در آن در حداقل ممکن است.  در عرصه نقد و نقد پذیری حتی بسیاری ازفرهیختگانمان نیز پرریخته اند! با انکه بر این باورم که لیزنا در  ارائه نقد  بیش از حد لازم “مصلحت اندیش ” است اما بارها شاهد بوده ام که انتشار چند خط نقد در افکار و احوال یکی از بزرگان چنان انقلابی در وی پدید آورده است که لیزنا را به باد ناسزا گرفته و تهدید به شکایت و مکافات کرده است. این شیوه برخورد کمی تا قسمتی لیزنا را در ارائه مطالب محافظه کارتر کرده است !

لیزنا توانسته است در اصطلاح امروزی تاحدی نظرات افراد “کف خیابان کتابداری ” را مطرح کند. اما به نظر می رسد گرایش غالب کماکان به سمت نخبگان و صاحبان مدرک و عنوان است. ایجاد انگیزه و زمینه لازم برای انتشار نظرات نوقلمان و کتابداران گمنام کتابخانه ها می تواند موجب بالندگی و شکفتگی استعدادها شود. علاوه بر این این کار می تواند مسائل عینی و مشکلات جاری حوزه را مطرح کند.

می دانیم که لیزنا وابسته به هیج ارگان، نهاد و اداره دولتی و غیر دولتی نیست. این واقعیت لیزنا را برای تامین نیازهای مالی دچار چالش می کند. درآمد حاصل از تبلیغات هم راه به جایی نمی برد. سوال من این است که آیا گاهی کمک های سازمان، ارگان و یا نهادی باعث نشده است که تا حدی این رسانه برای مدتی تبدیل به ارگان آن سازمان یا نهاد شود؟ این نقیصه می تواند از میزان اعتماد به این رسانه خوب بکاهد. باید باور کنیم که یکی از انواع سانسورهایی که بر رسانه ها تحمیل می شود سانسور اقتصادی است!

با تمام این احوال، جامعه کتابداری کشور باید قدردان عزیزانی باشد که با دست خالی و بدون هیچ پشتوانه دولتی توانسته اند این کار سترگ را آغاز و تداوم بخشند. امیدواریم که این هفت سالگی همچون بعضی از رسانه های ممالک راقیه در هفتاد سالگی هم سبُک بالانه و با افتخار ادامه حیات دهد.

 

فریبرز خسروی

نشر یافته در : http://www.lisna.ir/main/27735

نظر بدهيد