مرز کار و تفریح!

ظاهرا ناف ما ایرانی ها را به دوری از شادی و لذتمندی بریده اند . از کودکی در مدرسه و خانواده یادمان می دهند که همه چیز را از روی “وظیفه مندی” انجام دهیم . واژگانی هم که در آن حوزه بکار می رود موید همین معناست : تکلیف (به رنج افتادن) ، امتحان (در محنت افتادن)و…حتی معنای خود وظیفه هم مکلف به اجرای کاری بودن است . زیبایی شعر زیبای مولانا :
بشنو از نی چون حکایت می کند وزجداییها شکایت می کند
کمتر برای دانش آموز فهم می شود. او صرفا برای موفقیت در امتحان در بند تجزیه و تحلیل متن آن است و در کالبد شکافی سطحی آن تبحر می یابد .
همین فرهنگ سطحی نگری و وظیفه مندی در محیط کار هم تداوم می یابد . کمتر کسی در محیط کاری از روی لذتمندی کار می کند. لذتمندی هم که در کار نباشد ، نمی توان شاهد خلاقیت و پویایی بود. اگر بتوان همان لذتی را که در تفریح می بریم از انجام کار هم ببریم نوع نگاه و حاصل کارمان بسیار متفاوت خواهد بود. تویینبی خیلی زیبا همین بیان را دارد ” بزرگ ترین دستاورد این است که مرز میان کار و تفریح را محو کنید”.
بحث در مورد اینکه چه نهاد یا کسانی باید این مرز را محو کنند گفتگوی ویژه ای را طلب می کند .

https://www.facebook.com/fariborz.khosravi.7374

۳ نظر براي “مرز کار و تفریح!”

  1. سارا گفت:

    عالی❤️

  2. هنر این است که هر کاری می کنیم را به تفریح بدل کنیم.

  3. عالیجناب خاکستری پوش گفت:

    مرز کار و تفریح بنده در یک زمانی، سالهای نوری از هم فاصله داشت. با چه زجری هر روز رو به شب میرسوندم. واقعا زندگی رو به تاریکی می بره. تا اینکه یک روز دیگه متوقف شدم. و حالا دارم سعی میکنم به کاری برسم که همه ی لذت و آرزوهای من در اون خلاصه میشه. امیدوارم و تلاش میکنم. ممنونم از مطلب زیباتون

نظر بدهيد