مطالب برچسب ‘ طنز ’

نامه ای به شیالی

نامه ای به شیالی

خوبی شیالی جان . خوش می گذرد.اوضاعت چطور است ؟ دیشب که  چهره ات در خواب تعریفی نداشت، و ضع چهریزه هایت! خوب است؟ شنیده ام تو هم بله ! با “ملویل” خان حلقه ای تشکیل داده ای و داری عضو گیری می کنی . بپا این حلقه های نازنین موجود ، یک پوست خربزه به قاعده
ادامه مطلب



در احوال عبد فاني

در احوال عبد فاني

وقتی این طنز را برای فصلنامه  شماره ۳۹ نوشتم قبل از انتشار آن را به آقای فانی نشان دادم ضمن استقبالل آن را ویراستاری کردند!! در احوال عبد فاني آن نادره اهل دايره (دايرةالمعارف) ‌و آن ساحره دارالجنه قزوين، ‌از علماي كتابيۀ بود. چون به كسوت كتابداري درآمد نام از رضوان به كامران بگردانيد. رضوان
ادامه مطلب