ضریب تاثیر

كتابخانه منطقه  اي  شيراز از سوي وزارت علوم مامور شده است تا ضريب تاثير نشريات تخصصي را كه داراي درجه علمي پژوهشي يا علمي ترويجي هستند منتشر كند. ظاهر قرار است يكي از مناط هاي مهم براي اخذ درجه علمي همين ضريب تاثير باشد. اخير گزارش اين ضرايب تا سال ۱۳۸۴ منتشر شده است. از بين۱۵۲ نشريه تخصصي رتبه نشريات كتابداري به قرار زير است: سال ۱۳۸۳ فصلنامه كتاب      رتبه   ۲۴ كتابداري           رتبه   ۷۵ كتابداري و اطلاع رساني   رتبه  ۸۹   سال  ۱۳۸۴دربين ۱۱۳ نشريه منتشر شده فصلنامه كتاب         رتبه   ۱۵ كتابداري و اطلاع رساني   ۱۶ كتابداري        موجود نيست جالب است كه ضريب تاثير ۳۶ نشريه علمي درسال ۱۳۸۳ صفر بوده است + نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 14:10  توسط فریبرز خسروی گفتگو

در احوال عبد فاني

وقتی این طنز را برای فصلنامه  شماره ۳۹ نوشتم قبل از انتشار آن را به آقای فانی نشان دادم ضمن استقبالل آن را ویراستاری کردند!!

در احوال عبد فاني

آن نادره اهل دايره (دايرةالمعارف) ‌و آن ساحره دارالجنه قزوين، ‌از علماي كتابيۀ بود. چون به كسوت كتابداري درآمد نام از رضوان به كامران بگردانيد. رضوان را به آن دنيا احالت فرمود و كامراني اين سو برگزيد و خود را فاني ملقب ساخت تا دائما بر او تذكار باشد كه كامراني اين دنيا فاني است!

منقول است كه در تولد او هفت شبانه روز دايره نواختند و هفت خروار توتون دست پيچ فرموده تدخين نمودند. همين دو امر موجب اقبال او به دايرةالمعارف و دخانيات گشت به گونه­اي كه اگر احدي در توچال دودي هوا كند و يا در ليدن دايرةالمعارف بچاپد،‌ او در پس قلعه به حالت ابتهاج و انبساط درآمده،‌ ساعت­ها به سماعي خوش مشعول مي­شود.

شبي در خواب ديد كه گونتراگراس اجنبي پاي در كفش قزوينيان كرده و كتاب موش و

گربه را به سرقت برده است،‌ از همان نيمه شب ترجمه را آغازيد و از روي صدق وقتي آخرين جمله را قلمي مي­كرد بر او معلوم گشت كه نه چنان بود كه او در خواب ديده بلكه بالعكس بوده است. از اعظم اعاظم پژوهندگان (همو كه دل شير ميخواهد كه از او سؤال كند و يا زبانم لال نقدي بر او بنويسد) يعني بهاء دين از احوال كامران خان سؤال نمودند با حالتي مخلصانه فرمود:‌ چهل سال است كه يار گرمابه و گلستانيم،‌ ولي معلومم نگشت كه من مراد اويم يا او مريد من است. علت قلت آثارش را جويا شدند فرمود:‌مگر نشنيده­ايد كه فرموده­اند:

قرائت صفحه افضل من كتابة سبعين صفحة!

از اعظم كرامات او اينكه در اين ديار كه كار مشترك يك ساله امري محال است او بيش از 20 سنه است كه با طايفه نساء دست به خلقت سرعنوان زده است. وقتي حيراني خلق را در خلقت اين مخلوق ديد علت را با دو لب مبارك چنين بيان داشت:

آن چه را سلطان العلماء فرموده­اند بنويس گفته­ام چشم و آنچه را گفته­اند ننويس با زهم گفته­ام چشم!

وقتي دراكل فواكه احدي از انامل ايشان با سكين  جفا مجروح گشت خوني به غايت صافي و تمييز جهيدن كرد كه ياران را متعحب ساخت كه اين چه معجزت است كه با كبر سن و اين خون لعل­وار …؟ فرمود:‌ آن را در عدم مناكحت اين عبد فاني بجوييد:‌ به درستي خيرالكلام ما قل و دل ….

عقل گریزی

گاهی در تاریخ اندیشه چنان جمود فکری پیش آمده است که عبرت آموز است. در قرن سیزده  هجری تفکری ظهور یافت که به نوشته شهید مطهری به کلی عقل را به عنوان یک منبع تشخیص، تعطیل می دانست و برای آن شانیتی قائل نبود.  اگر مثلا  یکی از آنان که حسن نام داشت می مرد در حاشیه کفن او می نوشتند –اسماعیل  یشهد ان لا اله الا الله-وقتی معترض می شدند که این حسن است که مرده است چرا می نویسید: اسماعیل  شهادت می دهد که خدا یگانه است . می گفتند که چون در حدیث امام  نام اسماعیل امده ما مجاز به تغییر آن نیستیم. از علامه وحید بهبهانی نقل شده است که جمود این مسلک بحدی بود که اگر فرضا مریضی پیش ائمه رفته و برای آن مریض خاص خوردن آب سرد توضیه شده بود آنان از آن پس برای همه مریضهای عالم و همه مرضها آب سرد  تجویز می کردند.

تصور نشود چنین تفکراتی پایان پذیرفته و مربوط به قرون گذشته  است. خیر ! صورت مدرن آن در بسیاری از حوزه ها قابل رویت است.

دیروز از کتابدار یکی از کتابخانه های بزرگ دانشگاهی سوال کردم که کتابهای انگلیسی را چگونه فهرست می کنید . مثل اینکه سوال نابجایی شده باشد فرمودند: معلوم است .به انگیسی. عرض شد  چرا توصیفی را به انگلیسی و موضوع را به فارسی نمی دهید .توضیح دادند:  آن کس که به دنبال کتاب انگیسی است انگلیسی می داند. سوال شد که کتاب روسی و فرانسه و ایتالیایی و …. را  چگونه فهرست می کنید ؟ فرمودند به انگلیسی! گفتم به تبعیت از استدلال شما چرا کسی که روسی می داند باید انگلیسی هم بداند تا از فهرست شما بتواند استفاده کند؟ فرمودند که کتابخانه کنگره چنین کرده ما هم به همان سیاق رفته ایم . گفته شد آنان برای امریکاییان که انگلیسی زبان هستند فهرست نویسی کرده اند لذا به انگلیسی نوشته اند . ما که زبانمان فارسی است . و اصولا مراجعه کننده فارسی زبان باید این امکان را در کتابخانه های کشورش  داشته باشد که بداند  در موضوع مورد جستجوی او چه کتابهایی به سایر زبانها وجود دارد.استدلال همان بود: ما از استاندارد کتابخانه کنگره استفاده می کنیم و تا کنون به این شیوه فکر نکرده ایم .

وقتی حدود چهار دهه پیش تب تبدیل رده بندی دیویی به کنگره بالا گرفت اغلب کتابخانه های کوچک و بزرگ با صرف هزینه و بهم ریختن وضع موجود بسرعت تغییر رده دادند تا از غافله تغییر عقب نمانند. وقتی از آنان سوال می شد و– اکنون نیز می شود– که آن تغییر به چه علت رخ داد ؟  توضیح این است   که دیویی پاسخگوی مجموعه های بزرگ نیست ! و البته ما هم چون معمولا فکر می کنیم بزرگترین و بی بدیل ترین مجموعه ها را در کف با کفایتمان رهبری می کنیم سریعا تبدیل را عملی کردیم که کوچکترین نقصانی در اطلاع رسانیمان رخ ندهد.

اگر در راستای ! تبعیت از استانداردهای جهانی و کنگره ینگه دنیا  مثلا به کتاب مکاسب محرمه ” تابو” را موضوع داده ایم و یا به 40 جلد تفسیر المیزان با تمام مطالبی که دارد” تفاسیر قرن 14 شیعه” را داده ایم کاری هوشمندانه و سودمند را انجام داده ایم و البته جستجوگر ایرانی هم آنقدر باید هوشمند و متمدن ! باشد که برای یافتن کتابی در  مثل مکاسب محرمه با موضوع تابو بدنبال آن بگردد.

ماه پیش توفیق یار بود که کتابخانه دانشگاه کمبریج را زیارت کنم. این کتابخانه   با هفت ملیون جلد کتاب با روش دیویی پاسخگوی هزاران دانشجوی کنجکاوی است که روزانه مراجعه دارند. در پردازش اطلاعات نیز هر کجا لازم  شده بود در استانداردها و مقررات  تغییر داده بودند. البته در آن سفر برایم واضح و مبرهن شد که:

یا این قافله غربیان از اطلاعات و اطلاع رسانی خیلی عقبند و یا ما حدودا چهل سال جلوییم و یا به قول مولانا:

از محقق تا مقلد فرقهاست                 كاين چو داوود است و آن ديگر صداست

منبع گفتار او سوزى بود                       وان مقلد كهنه آموزى بود

اكنون نيز كه تب ديجيتالي شدن بالا گرفته و صغير و كبير خود را مدعي و عامل انحصاري اجراي آن مي پندارند،اگر درست و سنجيده و با مراعات اصول و ضوابط عمل نكنيم سالهاي بعد ديگراني خواهند آمد و ما را  به فرصت سوزي  متهم خواهند ساخت كه براي آن اتهام نيز دفاعي متصور نخواهد بود.

سرمقاله فصلنامه كتاب شماره 65