چرا برخی می‌دانند اما نمی‌گویند، و برخی ذخیره می‌کنند اما خودشان هم پیدا نمی‌کنند؟

چکیده

عصر انفجار اطلاعات طنزی تلخ ساخته است: روزگاری گرسنۀ داده بودیم، اکنون از پرخوری اطلاعاتی رنج می‌بریم. برخی هرچه می‌یابند در یخچال دیجیتالشان انبار می‌کنند؛ برخی دیگر دانسته‌های خود را چون هارپاگون مولیر از دیگران دریغ می‌کنند. این جستار مرز میان تلنبار اطلاعات برای روز مبادا، احتکار دانش و بخل اطلاعاتی را ترسیم می‌کند. جامعۀ اطلاعاتی مطلوب انبار داده نیست؛ بوستانی سنجیده از اطلاعات است که خواسته‌ها در آن به‌موقع و مسئولانه به دست نیازمند می‌رسد.

کلیدواژه‌ها: احتکار اطلاعات، انباشت دیجیتال، احتکار دانش، پنهان‌سازی دانش، اشتراک دانش، رفتار اطلاعاتی، داده‌های تاریک ، مالکیت روان‌شناختی

جلال آل‌احمد در خسی در میقات حکایت بانویی مشهدی را روایت می‌کند که در جواب نشانی‌خواهی سیمین دانشور می‌گوید: مودونوم، اما نموگوم. (آل‌احمد، ۱۳۵۷، ص. ۶۷) این پاسخ موجز، بی‌آنکه گوینده بداند، شناسنامۀ یکی از کهن‌ترین رفتارهای اطلاعاتی بشر را صادر کرد: داشتن و تمایل نداشتن به بخشیدن.

امروز قصه پیچیده‌تر شده. بعضی آن‌قدر در گردآوری اطلاعات غرق می‌شوند که هاردشان به موزۀ نابسامان تاریخ طبیعی دیجیتال تبدیل می‌شود، و برخی دانششان را پشت لبخند پنهان می‌کنند. یک گروه می‌گوید: نمی‌دانم چه به درد می‌خورد، ولی نگهش می‌دارم؛ شاید روزی به کار آمد. و گروه دیگر: می‌دانم، اما تو چرا باید بدانی؟ هر دو، اطلاعات را از چرخۀ زندگی اجتماعی خارج می‌کنند و به گورستان فایل‌های بی‌استفاده می‌سپارند.

برای درک بهتر انباشت و احتکار اطلاعات، بد نیست از یک خاطره  شروع کنیم:

سال ها پیش در بعلبک لبنان شاهد پدیدۀ عجیبی بودم. پدر خانواده‌ای از عالم ناسوت ـ نمی‌دانم به عالم ملکوت پرکشیده بود یا عالم جبروت ـ به هر رو از دنیا رفته بود و فرزندانش تصمیم گرفته بودند گنجینۀ گردآوری‌شدۀ او را بفروشند. آن مرد ظاهراً رسالت خود را جمع‌آوری همۀ چیزهایی می‌دانست که به دستش می‌رسید: کتاب، نشریه، آگهی ترحیم، بریدۀ روزنامه، قبض آب و برق قدیمی، و شاید نوشته‌های نخواندۀ جبران خلیل جبران. او احتمالاً تنها کسی بود که قبض برق سال ۱۹5۴ را هم به چشم اسناد استراتژیک منطقه می‌دید!بالاخره لبنان است و هزار ماجرا ! خانۀ اول، راه‌پله و حمامش هم پر شده بود؛ خانۀ دوم نیز داشت تسلیم این سونامی کاغذ می‌شد، و تنها مرگ مانع افتتاح شعبۀ سوم شده بود.

فکر نکنید با ظهور فناوری این رفتار ترک شده است. یکی از همکارانم روزی به دنبال حافظۀ پنج ترابایتی بود. پرسیدم: این همه فضا برای چیست؟ گفت: حاصل جست‌وجوها و آنچه را که برایم در شبکه‌ها ارسال می‌شود ذخیره می‌کنم؛ الان حدود 15 ترابایت اطلاعات دارم. پرسیدم: چند درصدش را خوانده‌ یا دیده ای؟ لحظه‌ای مکث کرد و با صلابت گفت: خیلی کم!

این دوستمان شاید فکر می‌کند ممکن است یک روز اینترنت جهانی قطع شود و تنها منبع بشری برای بازیابی اطلاعات، هارد او باشد. این شاید یک روز به کار آید، قهرمان اصلی انباشت دیجیتال است؛ امیدی واهی که هیچ‌گاه بلیت بخت‌آزمایی مصرف را نمی‌برد.

البته گردآوری برای نیازهای احتمالی آینده می‌تواند سنجیده باشد؛ مثل مورچگانی که گزیده، دانه ذخیره می‌کنند. اما وقتی سؤال از آیا این اطلاعات ارزش نگهداری دارد؟ به چرا حذفش کنم؟ تغییر کند، داده‌ها وبال می‌شوند. شکل‌های حادتر این رفتار در پژوهش‌ها انباشتگری دیجیتال  [i]نام گرفته است؛ پژوهش‌ها این پدیده را با انباشت بیش از حد محتوای دیجیتال، دشواری حذف و اضطراب مرتبط دانسته‌اند (Sweeten et al., 2018) گاهی حذف یک فایل چنان اضطرابی ایجاد می‌کند که گویی دارند بچه‌اش را از مدرسه اخراج می‌کنند.

سه نیروی پنهان که پشت دکمۀ ذخیره کمین کرده اند:

نخست: اضطراب از دست دادن اطلاعات[ii] یعنی ترس از اینکه اگر امروز ذخیره نکنم، فردا دیگر پیدا نمی‌شود ـ به‌ویژه در محیط‌هایی مثل ما که ۵۰ سال است در وضعیت حساس کنونی به سر می‌بریم ـ یا با قبض و بسط شبکه‌های اجتماعی و اینترنت مواجهیم. ذخیره‌سازی مثل بغل کردن اطلاعات است: حالا که پیش منی، خیالم راحت است.

پارادوکس اینجاست که گاهی آن‌قدر خوب پنهانش می‌کنیم که خودمان هم برای یافتنش محکوم به جست‌وجوی ابدی می‌شویم.

دوم: اثر مالکیت[iii] یاحس مالکیت که معمولاً احساسی خوشایند است. انسان به محض آنکه فایلی را مال خود بداند، ممکن است ارزش بیشتری برای آن قائل شود. مقالۀ نیمه‌خوانده‌ای که خودمان از گوشۀ وب بیرون کشیده‌ایم ناگهان بخشی از دارایی اطلاعاتی می‌شود؛ حذفش مثل دور انداختن نقاشی کودکی‌مان احساس بدی ایجاد می‌کند. گاهی حس مالکیت نسبت به یک فایل مقاله دانلودشده، قوی‌تر از حس مالکیت نویسنده اصلی مقاله است!

البته بعضی تحقیقات نشان داده که این تعلق به انباشت اطلاعات ممکن است زمینۀ عدم رعایت کپی‌رایت و دانلود غیرقانونی را فراهم آورد (Kos Koklic et al., 2025).

سوم: هزینۀ پایین ذخیره‌سازی یا بیابان رایگان بایت‌هاست که ذخیره را آسان می‌کند.

روزگاری قفسه‌های چوبی، سقف فیزیکی انبار اطلاعات بودند؛ حالا یک حافظۀ USB، کتابخانۀ اسکندریه را در جیب جا می‌دهد. وقتی انبار کردن کم‌هزینه باشد، فرایند انتخاب هم رنگ می‌بازد (Vinoi et al., 2024). نتیجه؟ هاردی شبیه کشوی جوراب‌های لنگه‌به‌لنگه؛ پر از چیزهای ظاهراً مفید که هیچ‌کس جفتشان را پیدا نمی‌کند. سیاهچاله ای از اطلاعات که اطلاعات را در خود می بلعد !

انباشت اطلاعات می تواند به داده تاریک[iv] مبدل شود. دادهٔ تاریک حاصل شکاف میان دادهٔ تولیدشده و ظرفیت بالفعل برای کشف، دسترسی، پردازش و استفاده از آن است؛ این شکاف می‌تواند در سطح فرد، سازمان یا جامعه شکل بگیرد.البته انباشت  اطلاعات توسط اشخاص، اگر به‌سبب  ضعف  سازماندهی، قابل  دستیابی نباشد، نوعی انباشتگری دیجیتال است و هرچند به دادهٔ تاریک شباهت دارد، اما در اصطلاح  حرفه‌ای، «دادهٔ تاریک» عمدتاً به داده‌های  سازمان‌یافته‌ای گفته می‌شود که در سازمان‌ها جمع‌آوری شده، اما به‌دلایلی (نقص  فنی، نیروی  انسانی، یا سیاست‌های  سازمانی) هرگز مورد  استفاده قرار نمی‌گیرند. در هر دو حالت، اطلاعاتی که پیدا یا استفاده نمی‌شود، نه دارایی که بدهی  اطلاعاتی و چاقی  مفرط  دیجیتال است؛ چاقی‌ای که سرریز  اطلاعاتی، موجب  اُوردوز  دارنده خواهد شد

شاید عده ای تصور کنند که کار  کتابداران و آرشیویست‌ها هم نوعی انباشت اطلاعات است. اما باید دانست که انباشتگر می‌گوید: همه‌چیز را نگه می‌دارم، شاید یک‌وقت به کار آید. اما آرشیویست و کتابدار حرفه‌ای می‌پرسد: جامعه هدف کیانند؟ چه چیزی ارزش ماندن دارد؟ چرا؟ چقدر بماند؟ چگونه سازمان‌دهی شود تا جامعه هدف به راحتی آن را بیابد؟ بدیهی است که همه این فرایندها همگی روشمند و بر پایۀ قانون و سیاست و استاندارد باید انجام ‌شود. در اولی صرفا نگهداری هدف است؛ ولی در دومی دستیابی مخاطبان  . لذا مجموعه هایی که با این دو رویکرد  شکل می گیرند مسلما با هم متفاوتند .تفاوتشان، تفاوت زیرزمینی تارعنکبوت‌گرفته انباشته از وسایل درهم از نیم قرن پیش با داروخانه‌ای منظم است؛ هر دو ذخیره می‌کنند، اما جست‌وجو در اولی آلرژی‌زاست و در دومی شفابخش .

مثال زیرزمین خاطره ای را برایم زنده کرد. چند سال پیش برای مشاوره در باره وضعیت کتابخانه یکی از مراکز فرهنگی به قم دعوت شده بودیم . از ابتدا هر اظهارنظری برپایه استانداردهای متداول عنوان می شد می گفتند نظر ریاست محترم چیز دیگری است .ظاهرا علت دعوت ما صحه گذاشتن به استانداردهای ! قم ساخته آنان بود . قبل از آنکه مبهوت استانداردهای آنان شویم صحنه را ترک کردیم .  مسلما مجموعه ای که بدون رعایت اصول و مبانی حرفه شکل بگیرد کمابیش به سمت زیرزمین مذکور در بالا حرکت می کند .

در اینجا بد نیست اشاره‌ای به انباشت اطلاعات و تفاوتش با احتکار اطلاعات داشته باشیم .در انباشت اطلاعات، داده‌ها نزد دارنده جمع می شود، بی‌آنکه هدف  اصلی  او جلوگیری از انتشار باشد؛ هرچند گاهی بی‌سامانی  ذخیره‌سازی، به‌طور ناخواسته دسترسی دیگران را دشوار می‌کند . اما در پنهان‌سازی  عمدی  اطلاعات که معمولاً در پاسخ به درخواستی صریح رخ می‌دهد یا احتکار  پیش‌گیرانۀ اطلاعات (که پیش از هر درخواستی، انحصار را برقرار می‌کند)، عنصر  قصد و اراده برای محدودکردن  دسترسی، نقشی محوری دارد . این قصد می‌تواند ریشه در منفعت‌جویی، حفظ  قدرت، یا موقعیت‌یابی  رقابتی داشته باشد؛ اما گاهی نیز پاسخی دفاعی به ترس از سرقت  ایده، بی‌اعتمادی  سازمانی، یا الزامات  قانونی و محرمانگی  موجه است .احتکار دانش می تواند پیامدهای سازمانی ، گروهی و فردی را در پی داشته باشد. ( کیان‌پور.1404.ص. 755 )

گاهی پنهان‌سازی اطلاعات توسط افراد نه از روی بی‌برنامگی، بلکه آگاهانه انجام می‌شود (Connelly et al ., 2012) . این پنهان‌سازی با شیوه‌های زیر انجام می‌شود: طفره رفتن در پاسخ دادن: راستش الان وقت ندارم، می‌گویم بعداً . بعدی که هرگز نمی آید .

شیوۀ دیگر متوسل به نواختن گوشۀ ابول‌چپ شدن و یا زدن به کوچه علی‌چپ است: اصلاً از این موضوع اطلاعاتی ندارم . فرد تظاهر به نادانی می‌کند و بالاخره شیوۀ دیگر متوسل به نوعی پنهان‌سازی توجیه‌شده است: خیلی دلم می‌خواهد کمکت کنم، ولی سیاست‌های سازمان اجازه نمی‌دهد . و البته سازمان هم معمولاً چنین سیاستی ندارد!

این شیوه شاید بخل نباشد؛ محرمانگی یا پنهان‌سازی دانش هم لزوماً نیست . اما محدودیت‌های موجه می‌تواند دلیل آن باشد . دشواری بیان دانش ضمنی نیز چون عمدی نیست، پنهان‌سازی دانش محسوب نمی‌شود (Connelly et al ., 2012) .

اما وقتی فردی می‌گوید مودونوم اما نموگوم با چشم‌هایی که از قدرت می‌درخشد، به قلمرو بخل اطلاعاتی قدم گذاشته است .آیا در سازمان‌هایی که دانش خود را پنهان می‌کنند نیز باید علت را بخل اطلاعاتی بدانیم ؟

دانش و اطلاعات نوعی قدرت تلقی می‌شود . وقتی تافلر در کتاب جابجایی قدرت، اطلاعات را جایگزین اسلحه کرد، لابد این افراد هم حس کردند اگر اطلاعات سازمان را نزد خود نگه دارند، تخم‌گذاری‌های سازمانی به آنان وابسته می‌ماند .

گروهی دیگر ترس از جایگزین شدن دارند . آنان فکر می‌کنند همین که همه بفهمند من چه بلدم، پی جانشینم می‌گردند و من می‌شوم یک کاربر معمولی .

بعضی معتقدند که در سازمان، اشتراک دانش یعنی دادن فشنگ به رقیب . و لابد این مغایر اصول رقابت است .

عده‌ای از کارمندان می‌گویند این دانش را با خون دل به دست آورده‌ام؛ چرا باید مثل تراکت پخشش کنم؟ اینجا دانش حکم ارثیۀ خانوادگی را پیدا می‌کند .

و سرانجام گروه دیگری هم ترس از تصاحب ایده و از دست رفتن اعتبار دارند . گاهی فرد ایده‌اش را پنهان نمی‌کند چون بخیل نیست؛ اما تجربه به او آموخته ایده‌ای که در جلسه می‌گوید ممکن است چند روز بعد با نام دیگری مطرح شود . وقتی منشأ ایده و سهم افراد ثبت و به رسمیت شناخته نمی‌شود، احتیاط در اشتراک دانش می‌تواند رفتاری دفاعی باشد (Wheeler-Smith & Moulton-Tetlock, 2024) .

با اطلاع  از رفتاراین  گروه ها  می‌توان از بخل دانشی سخن گفت؛ البته هر سکوتی بخل نیست و گاهی سپر دفاعی در برابر سازمانی است که اعتبار ایده‌ها را حفظ نمی‌کند .

جناب عطار می‌فرماید:

هست درّی اندرین بحر نفیس
کی تواند یافت آن نفس خسیس

بخل در ادبیات فارسی فقط به زر و سیم محدود نیست؛ در اطلاع‌رسانی هم می‌توان بخیل بود . بخیل مالی می‌گوید: دارم، نمی‌دهم؛ بخیل دانشی: می‌دانم، نمی‌گویم؛ و شکل خطرناک‌تر: می‌دانم، و نمی‌گذارم تو بدانی . این دیگر خساست نیست، انحصار اطلاعاتی است . رسانه در انحصار ماست، دیگران فقط مصرف‌کننده‌اند . دانایی به حصار تبدیل می‌شود .

رفتار احتکاری فقط عادت شخصی نیست؛ سازمان‌ها استاد جزایر اطلاعاتی[v] هستند . هر بخش داده‌هایش را چون طلسمی در چاه نگه می‌دارد . فرهنگ رقابتی می‌تواند این رفتار را تقویت کند (Han et al ., 2021) . همان منطق تا داده‌ها پیش من باشد، بودجه و احترام دارم . پس پیش از متهم‌کردن آدم‌ها، بهتر است سیستم بخیل‌ساز را بازطراحی کنیم .

در زمان اشتغالم، پژوهشگری آمد و از اینکه دسترسی به اسناد اصلاحات ارضی یکی از شهرها را نمی‌دهند شکایت کرد . پاسخ مسئول مربوطه این بود: با آنکه این اسناد طبقه‌بندی شده نیستند، ممکن است از آنها سوءاستفاده شود . گویی آن اسناد، نه گزارش تقسیم زمین در بیش از نیم‌قرن گذشته، بلکه فرمول بمب اتم بود . وقتی خواستم اطلاعات را در اختیار متقاضی قرار دهند، چنان گفت با مسئولیت حضرت‌عالی که احساس کردم اطلاعات سایت موشکی را در اختیار متقاضی قرار می‌دهم .

آرشیو یعنی حفظ برای دسترسی مسئولانه، نه حفظ برای محروم‌سازی . نگهبانی که کلی گنجینه را دارد و در را باز نمی‌کند، نه حافظ، که زندان‌بان اطلاعات است .

البته هر محدودیت دسترسی بخل اطلاعاتی نیست؛ قانون، حریم خصوصی، محرمانگی یا حقوق اشخاص ثالث می‌تواند محدودیت را موجه کند . مسئله آنجاست که نه گفتن، بی‌قاعده و بی‌مبنا روشن شود .

ارزش اطلاعات به انبار شدنش نیست، به جریان یافتنش در رگ‌های تصمیم‌گیری و آگاهی است .

جامعۀ اطلاعاتی مطلوب جایی نیست که بیشترین داده در آن تلنبار شده باشد؛ ارزش در کشف، دسترسی، ارزیابی و کاربست است . کسی که 15 ترابایت اطلاعات دارد ولی برای یافتن یک مقاله یک ساعت وقت تلف می‌کند، انباردار بی‌تخصص است نه دانشمند متخصص . او ممکن است کمتر ذخیره کند، اما بداند چه می‌خواهد، کجاست و چگونه ارزیابی‌اش کند . اینجاست که سواد اطلاعاتی از انباشتگری دیجیتال جدا می‌شود؛ اولی ذهن را چابک می‌کند، دومی هارد را چاق .

پرسش نهایی این نیست که چقدر اطلاعات داریم؛ بلکه این است با اطلاعاتمان چه می‌کنیم؟

سازمان‌دهی‌اش می‌کنیم؟ دسترسی را تسهیل و دانش را منتقل می‌کنیم تا به خرد جمعی تبدیل شود؟

در عمل، سیاست نگهداری و تعیین تکلیف، نام‌گذاری و سازمان‌دهی فایل‌ها، تعیین سطح دسترسی، ثبت دانش قابل‌مستندسازی و انتقال دانش ضمنی هنگام جابه‌جایی یا بازنشستگی، اطلاعات را از انبار به جریان برمی‌گرداند .

اطلاعات دربسته، دارایی شخصی است؛ اطلاعات به‌اشتراک‌گذاشته، سرمایه اجتماعی .

شاید مرز دانشمند و انباردار را بتوان در یک جمله خلاصه کرد:

دانشمند می‌داند چه می‌داند و می‌داند چه نمی‌داند؛ انباردار فقط می‌داند چیزهای زیادی این دور و بر هست، البته اگر پیدا شوند!

مخلص کلام:

راه‌حل فقط نصیحت اخلاقی «ببخش، خدا خودش درست می‌کند!» نیست؛ اشتراک دانش باید امن و پاداش‌دهنده باشد . بخشی از امن‌بودن یعنی فرد مطمئن باشد ایده و سهم فکری‌اش با نام دیگری بازنمی‌گردد؛ ثبت منشأ ایده‌ها و انتساب روشن مشارکت‌ها به این امنیت کمک می‌کند . سازمانی که دانش را مستند کند، اشتراک را ارج بنهد و ارزش افراد را به دانسته‌های انحصاری گره نزند، بستر بهتری برای گردش دانش می‌سازد .

در نهایت، پرسش عصر اطلاعات این نیست که اطلاعات داریم یا نه؛ این است آیا می‌دانیم چه داریم، چرا داریم، کجاست و چه کسی باید به آن دسترسی داشته باشد؟ گاهی مشکل نه قحطی اطلاعات، که چاقی مفرط داده‌های بی‌صاحب و بی‌مصرف است؛ داده‌هایی که راه خود را به دانش باز نکرده‌اند و تا ابد در انتظار روز مبادا مانده‌اند .

پیوست غیر رسمی!

اگر در حین خواندن این جستار نگران شدید که نکند شما هم یک احتکارگر دیجیتال هستید، نگران نباشید . کافی است از خود بپرسید:

آخرین باری که این فایل را باز کردم، چه کسی وزیر انطباعات بود؟

اگر پاسخ محمدحسن اعتمادالسلطنه بود، شاید وقت آن رسیده باشد دکمۀ Delete را برای نخستین بار در آغوش بگیرید .

و اگر هنوز به احتکارگر بودن خود مشکوک هستید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • آیا فایلی دارید که نمی‌دانید چیست  ولی حذفش نمی‌کنید؟
  • آیا سه نسخه از یک فایل دارید و نمی‌دانید کدام نسخه نهایی است؟
  • آیا پوشه های به نام های «جدید»، «جدید2»، «جدید نهایی» و «جدید نهایی واقعاً نهایی» دارید؟
  • آیا از ترس گم‌شدن فایل، آن را در چهار جا ذخیره کرده‌اید و حالا نمی‌دانید کدام نسخه معتبر است؟
  • آیا فایل‌هایی دارید که آخرین بار آن را در دولت‌های گذشته باز کرده‌اید؟

اگر به سه سؤال از پنج سؤال پاسخ «بله» دادید، نگران نباشید . شما بیمار نیستید، فقط یک هارد اکسترنال دیگر لازم دارید! 

در ایده‌پردازی و ویرایش  این نوشتار از ابزارهای هوشواره استفاده شده است.

خسروی، فریبرز (1405) .«از بخل دانشی تا احتکار اطلاعات: چرا برخی می‌دانند اما نمی‌گویند، و برخی ذخیره می‌کنند اما خودشان هم پیدا نمی‌کنند؟». سخن هفته لیزنا، شماره  805 ، 2 شهریورماه

 —————————–

منابع

آل‌احمد، جلال .(1357). خسی در میقات . تهران: امیرکبیر .

کیان‌پور، شهرزاد؛ نصراصفهانی، علی؛ صفری، علی. (۱۴۰۴). «الگوی پیشایندها و پیامدهای احتکار دانش با روش فراترکیب». مدیریت دولتی، ۱۷(۳)،734-766.

شناسه DOI مقاله نیز 10.22059/jipa.2025.391264.3658 است. Connelly, C . E ., Zweig, D ., Webster, J ., & Trougakos, J . P . (2012) . Knowledge hiding in organizations . Journal of Organizational Behavior, 33(1), 64–88 . https://doi .org/10 .1002/job .737

Han, M . S ., Masood, K ., Cudjoe, D ., & Wang, Y . (2021) . Knowledge hiding as the dark side of competitive psychological climate . Leadership & Organization Development Journal, 42(2), 195–207 . https://doi .org/10 .1108/LODJ-03-2020-0090

Kos Koklic, M ., Kukar-Kinney, M ., & Vida, I . (2025) . Dark sides of digital asset consumption and consumer well-being: Impact of psychological ownership . Journal of Consumer Behaviour, 24(5), 2351–2371 . https://doi .org/10 .1002/cb .70011

Sweeten, G ., Sillence, E ., & Neave, N . (2018) . Digital hoarding behaviours: Underlying motivations and potential negative consequences . Computers in Human Behavior, 85, 54–60 . https://doi .org/10 .1016/j .chb .2018 .03 .031

Vinoi, N ., Shankar, A ., Khalil, A ., Mehrotra, A ., & Kumar, J . (2024) . Holding on to your memories: Factors influencing social media hoarding behaviour . Journal of Retailing and Consumer Services, 76, 103617 . https://doi .org/10 .1016/j .jretconser .2023 .103617

Wheeler-Smith, S . L ., & Moulton-Tetlock, E . E . (2024) . Soothing the self-threat of idea theft . Humanistic Management Journal, 9, 15–51 . https://doi .org/10 .1007/s41463-023-00165-5


[i] Digital Hoarding

[ii] Information FOMO(Fear Of Missing Out)

[iii] Endowment Effect

[iv] Dark Data

[v] Information Silos

برچسب‌ها:احتکار اطلاعاتاشتراک دانشپنهان‌سازی دانشرفتار اطلاعاتیسخن هفتهفریبرز خسرویمالکیت روان‌شناختی

این جستار در نشریه لیزنا در شهریور 1405 منتشر شده است . https://www.lisna.ir/60232

تحول برای مانایی

پرده ۱

در سه دهه  60 تا ۹۰ میلادی آلوین تافلر با همکاری همسرش سه گانه شوک آینده ، موج سوم و جابجایی قدرت را نوشت و ترجمه آنها در ایران منتشر شد . او در آن سه گانه به وضوح تبیین کرد که اطلاعات و دانایی قدرت است و اگرگروهی از زمامداران همچون مائو در چین معتقد بودند که قدرت از لوله تفنگ برمی خیزد او اعلام کرد که جابجایی قدرت در حال وقوع است و  این دوره جدید با خود شکل نوینی از : خانواده؛  نحوه کار، عشق، زندگی؛ اقتصاد ، سیاست را به ارمغان خواهد آورد. در آن زمان که این آثار تازه منتشر شده بود در بحثهایی که در دانشگاه مطرح می‌شد اغلب این آینده پژوهی را خیال پردازانه می‌دانستند. ولی گذشت زمان نشان داد که اغلب آنها به ویژه در حوزه اطلاعات محقق شده اند. آیا آن تغییرات شامل کتابخانه‌ها به عنوان نهادی اجتماعی نمی شود؟

پرده ۲

نسل جدید به دلائلی و یا عللی شتابزده و کم حوصله و در اغلب زمینه ها به دنبال لذت آنی است  . در شبکه‌های اجتماعی یک بیت را می‌خواند اما اغلب حوصله و توان خواندن یک غزل و قصیده را ندارد. تفاوتی نمی‌کند که این رفتار نسل جدید را به نظرات زیگموند باومن منتسب کنیم و یا آن را با اصل شتاب و سرعت در انقلاب صنعتی چهارم کلاوس شواب منطبق بدانیم .نتیجه یکی خواهد بود. باومن در توضیح مدرنیته سیال بیان می‌کند که زنان و مردان در مدرنیته سیال اصل  لذت آنی را به جای اصل مصلحت اندیشانه لذت به تعویق افتاده جایگزین کرده‌اند. او می‌گوید این نسلِ مدرنیته سیال، جهان را همچون کانتینری مملو از ابژه های یک بار مصرف می‌داند . آنان حتی عاطفه و عشق را  هم کالایی مصرفی می‌انگارند.

تفاوتی نمی‌کند که علت یا دلیل را چه بدانیم ! آیا این سرعت و کم حوصلگی و به دنبال لذت آنی بودن فرد را از مطالعه عمیق و از کتاب و کتابت به شکل سنتی آن باز نمی‌دارد ؟

پرده ۳

در تابستان ۱۳۹۴ که بازدیدی از کتابخانه کنگره داشتم . گفته آقای دینوری که از مدیران کتابخانه بودند مرا متعجب کرد. ایشان  گفتند که کتابخانه کنگره امریکا عملا دارد تبدیل به موزه می‌شود. زیادی مراجعانی که فقط برای بازدید می‌آمدند و کمی افرادی که برای تحقیق مراجعه داشتند ظاهرا او را  به این باور رسانده بود. چند روز بعد هم در بازدید از کتابخانه عمومی نیویورک که از بزرگترین کتابخانه‌هاست همین فزونی بازدیدکننده نسبت به استفاده‌کنندگان کاملا مشهود بود.

پرده ۴

عنوان روند اعلام شده  ایفلا در سال ۲۰۱۳  “سوار بر امواج یا گرفتارافت و خیز “)طوفان(  نشان از لزوم تحول بنیادین در کارکرد کتابخانه‌ها داشت. در همین سند عنوان شده است که : اطلاعات برخط باعث تغییر و اختلال در یادگیری سنتی می‌شود. نکته مهمی که در این روند ها اعلام شده است این است که با آنکه پیش بینی می شد که در دهه های ۹۰ یا ۲۰۰۰ کار کتابخانه ها متوقف شود با انکه چنین نشده اما خطر به قوت خود باقی است .

پرده ۵

 کووید ۱۹آغاز شد و ما را به پنجاه سال بعد پرتاب کرد . همه شئون فرهنگی و افتصادی و حتی مذهبی تحت تاثیر این همه گیری قرار گرفتند. این قیامت صغرا حتی در رفتار انسان‌ها هم تاثیر گذارد و به قول قرآن “یوم یفر المرء من أخیه” محقق شد . مراکز آموزشی، مراکز اقتصادی، نشست‌های دوستانه و فامیلی و حتی پارک‌ها هم تعطیل شدند. عنوان کتاب «باز تنظیم بزرگ» خود موید این نظر است که این همه‌گیری باعث نظم نوینی در جهان خواهد شد . در این میان تکلیف کتابخانه‌ها هم معلوم بود. آنها هم بسته شدند . گرچه سعی در تداوم خدمت رسانی از طریق رسانه‌های رقمی داشتند. پس از آن رقمی‌سازی و اطلاع رسانی از طریق وب اهمیتی بایسته یافت. آیا با فزونی استفاده  از رسانه های برخط و الکترونیک اقبال به کتابخانه تداوم خواهد یافت؟

پرده آخر

هر نهاد انسانی حسب ضرورت شکل می‌گیرد و وقتی کاربردش کم می‌شود رها شده و آهسته آهسته خواهد مرد. سایمون جنکینز نویسنده گاردین در مقاله‌ای با عنوان کتابخانه‌ها در حال مرگ هستند وضعیت کتابخانه‌ها را در غرب با کلیساها مقایسه کرده است . او می‌گوید که افول کتابخانه‌ها مسیری مشابه با افول کلیساها دارد، که اکنون هزاران ساختمان آن در روستاها و شهرها بلااستفاده مانده‌اند!. ولی او  معتقد است با آنکه اینترنت انحصار دانش را ربوده است اما احیا کتابخانه‌ها امکان پذیر است !

آیا نگاه به این پرده‌ها و شواهد دیگری که روزانه همگی با آن روبرو هستیم،  نشان نمی‌دهد که تداومِ مانایی کتابخانه‌ها با کارکردهای فعلی در خطر است؟ آیا صرفا نگاه احساسی و  فُسوسانه (نوستالژیک) به کتاب و کتابخانه و بوی کتاب موجب بقای این نهاد خواهد بود؟

ما حرفه‌مندان و دانشگاهیان برای این مانایی و احیاء چه کرده‌ایم؟ آیا نباید به این مسائل جدی تر پرداخت و طرحی نو درانداخت ؟ به قول حضرت مولانا

                                                                     پرده بگردان و بزن ساز نو

                                                                   هین که رسید از فلک آواز نو

                                                                    تازه و خندان نشود گوش و هوش

                                                                   تا ز خرد درنرسد راز نو

خسروی، فریبرز. « تحول برای مانایی ». سخن هفته لیزنا، شماره ۶۲۸،  ۱۷بهمن ماه ۱۴۰۱.

منتشر شده در https://www.lisna.ir/white-leaf/item/5933

از ارتقاءبخشی تا بینش ­بخشی

جیمز میل نظریه‌پرداز و از بنیانگذاران اقتصاد کلاسیک در ایتدای قرن نوزدهم بر نقش «دیده‌بانی» مطبوعات تأکید داشت. با آغاز انقلاب مشروطه در ایران نیز این نقش در شعار «مطبوعات رکن چهارم مشروطیت» تجلی یافت. در همان دوران، این نقش دیده‌بانی چنان کارساز شد که بعضی صاحبان قدرت آن را برای منافع خود خطرخیز یافتند و عده‌ای چون میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، جان در آن راه گذاشتند. آنان سعی داشتند که با عبور از خطوط ترسیم شده از سوی قدرت وقت، بر بینش و آگاهی جامعه بیفزایند.در همان زمان در سرمقاله صوراسرافیل می‌خوانیم:

«قلمی را که خدا در قرآن مجید بدان قسم خورده، نمی‌توان اسیر سلاسل و اغلال یک اداره مستبده کرد و مقید به قیود نظارت و ممیزی مستبدین و ظالمین نمود … قلم، که ضامن عدل و آسایش یک کشور است، نباید محبوس چاه زندان بُخت النَصّرها باشد».

اما همه مطبوعات آن دوره، هم چندان مسئولانه عمل نکردند و در مسیر تنویر افکار و بینش‌بخشی حرکت نکردند.

در دوره دکتری، درسی با عنوان تاریخ مطبوعات داشتیم که زنده‌یاد دکتر رضوانی آن را تدریس می‌کرد. ایشان در تقسیم‌بندی دوره‌های تاریخی مطبوعات از سال‌هایی در اوان مشروطیت یاد می‌کرد که در آن نشریاتی ظهور کردند که آنها را «مطبوعات فحاش» می‌نامید. آن نشریات با اخذ امکانات مالی از یک گروه، بدترین فحاشی‌ها و تمسخرها را نثار جناح مقابل می‌کردند. کار دیگر گردانندگان آن نشریات این بود که مطالب محرمانه‌ای را از زندگی خصوصی شاهزادگان و صاحب‌منصبان می‌یافتند. به آنان خبر می‌دادند که فقط در قبال دریافت پول مطلب را منتشر نخواهند کرد. فرد بیچاره هم اغلب مجبور می‌شد که به این باجگیری تن دهد.

 اینکه در این زمان در حوزه عمومی کدام نشریه مصداق کدامیک از گروه‌های فوق است موضوع این یادداشت نیست و البته در اندیشه خردمندان، ضمیر مرجعش را پیدا می‌کند. اما موضوع اصلی این یادداشت، نشریات تخصصی و پژوهشی است. شاید تقسیم این گروه از نشریات در دو دسته فوق ممکن نباشد، ولی حقیقت این است که اغلب این نشریات هم در مجموع به رسالت واقعی خود، به ویژه به وظیفۀ «دیده‌بانی» کمتر عمل کرده‌اند.

بسیاری از این نشریات با داشتن امتیاز علمی پژوهشی، منفعت‌طلبانه به «فراغت‌نامه» برای دانشجویان و «ارتقاء‌نامه» برای استادان تبدیل شده‌اند. اگر به دقت بنگریم در این موارد نه تنها به وظیفه دیده‌بانی عمل نشده بلکه با ضعف داوری مقالات و حتی حذف آن عملا با نشر آثار ضعیف و تکراری به چرخه معیوب تولید این نوع مقالات صحه نهاده‌اند. بی‌تردید این نوع از مجموعه‌ها نمی‌تواند نمایانگر توان پژوهشی کشورمان باشد.

این ارتقاء‌نامه‌ها اگر با دقت و سخت‌گیری در مطالب هم نشر یابند، مقالات آنها چنان قالبی و خشکند که کمتر فردی برای خواندن آنها اشتیاق می‌یابد. در این نشریات درج خبر، ترجمه و حتی گفتگو و نقد معمول نیست و یا خلاف مقررات است. مشتری اصلی این مجلات هم اغلب افرادی هستند که نهایتا تولیدشان از همین کیفیت برخوردار خواهد بود. بیان این حقیقت نیز که یکی از عوامل اصلی پدید آمدن این مشکل وجود اسناد و مقررات بالادستی است، از نادرستی این کجروی‌ها نمی‌کاهد.

متأسفانه وجود این قیودات کلیشه‌ای در نوشتن مقالات پژوهشی و ترویجی حتی هنر زیبانویسی را نیز فروکاسته است. کم‌کم با نسلی مواجه خواهیم شد که همچون ربات عمل می‌کند!

وجود رسانه‌هایی که خارج از قید و بندهای نشریات پژوهشی بتواند مظهر فعالیت‌های حوزه تخصصی باشد مغتنم است. این نوع رسانه‌ها با نشر نقدهای تخصصی می‌توانند همچون ناظری امین عمل کنند و کاستی‌ها را به موقع گوشزد کرده، با تقویت نکات مثبت موجب تعالی آن حوزه تخصصی شوند. علاوه بر آن این نشریات با نشر و یادداشت‌هایی خارج از چهارچوب‌های خشک و کلیشه‌ای و خبرهای حوزه تخصصی می‌توانند با مخاطبان ارتباط مؤثرتری برقرار کنند.

اکنون که قرار است کار نشریه شناسه به عنوان ارگان رسمی انجمن تداوم یابد امید داریم که بتوانیم از کاستی‌های موجود در نشریات پژوهشی درس بیاموزیم و با ایجاد تعامل با مخاطبان، محیطی پویا را برای تعاطی افکار و تبادل اخبار پدید آوریم. این مهم میسر نخواهد شد مگر با حفظ بی‌طرفی و آزاداندیشی و تحمل از سوی گردانندگان شناسه و داشتن روحیه تعامل و رواداری از سوی جامعه مخاطب.

یادمان باشد که انجمن‌ها به عنوان یک نهاد مدنی و فارغ از قیودات رسمی و اداری، کارشان نه امتیازبخشی و نه امتیازگیری است بلکه وظیفه اصلی آنان خروج از سیطره کمیت حاکم بر این حوزه و لاجرم ایجاد بینش و همدلی است. به قول حضرت مولانا:

 جان‌ شناسان از عددها فارغ‌ اند

غرقه دریای بی‌ چونند و چند

جان شو و از راه جان، جان را شناس

یار بینش شو نه فرزند قیاس


نقل از https://shenasehmag.ir/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A1%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C/

ما و اپیدمی اطلاعات (Infodemic)

حضرت مولانا فرموده‌اند:

جان نباشد جز خبر در آزمون

هرکه را افزون خبر جانش فزون

اما به‌نظر می‌رسد این فزونگی اطلاعات در اوائل قرن بیست و یکم نه تنها جان‌افزا نشده بلکه مشکلاتی هم پدید آورده است. اصطلاح Infodemic یا اپیدمی اطلاعات و یا اطلاعات‌زدگی وقتی به‌کار می‌رود که مقدار زیادی اطلاعات در مورد مسئله‌ای نشر می‌باید اما نه تنها حل مشکل را آسان و میسر نمی‌کند بلکه بر مشکلات می‌افزاید.

گئورگ زیمل[۱] آلمانی در اوائل قرن بیستم با مطرح‌کردن اصطلاح اضافه‌بار اطلاعاتی معتقد بود که فزونی اطلاعات موجب حیرانی شهروندان می‌شود. حتی تافلر هم که در کتاب شوک آینده که مروج این اصطلاح شد، هرگز فکر نمی کرد که در آینده مسئله شیوع اطلاعات همانند شیوع یک بیماری عفونی مشکل‌زا شود. این اپیدمی اطلاعات به حدی زیان‌بار شده است که سازمان بهداشت جهانی مجبور شده است برای مبارزه با اطلاعات غلط در مورد ویروس کرونا پلت‌فرمی را طراحی کند. یکی از مقامات ارشد سازمان بهداشت جهانی اخیراً گفته است: “ما در برابر اطلاعات نادرست نیاز به واکسن داریم.”

کرونا بسیاری از کشورهای جهان را درگیر کرده و با سرعت زیادی گسترش یافته است و قربانی می‌گیرد. در بریتانیا که تا امروز فقط ۴۰ نفر مبتلا به ویروس کرونای ثبت‌‌شده دارند، ستاد مبارزه با کرونای این کشور در نخستین بیانیه‌اش، بدترین سناریوی منطقی را احتمال ابتلای ۸۰ درصدی شهروندان بریتانیا با نیم میلیون قربانی می‌داند. مسلما در چنین شرایطی برای هدایت خردمندانه چنین بحرانی نیاز به جریان درست و سنجیده اطلاعات است. انتشار نادرست اطلاعات موجب هراس شدید مردم شده و آنان را به رفتاری ناسنجیده وامی‌دارد. دربعضی نقاط ایتالیا و یا در استرالیا که فقط ۳۷ مورد مشکوک گزارش شده بود مردم سوپرها را خالی و یا غارت کرده‌اند. جاناتان مونرو[۲] زیست‌شناس دانشگاه پنسیلوانیا به‌درستی می‌گوید آنچه که در شبکه های اجتماعی جاری شده مبنی بر سلاح بیولوژیکی‌بودن ویروس کرونا و یا اشاعه روش درمان آن با سیر دردناک است.

همه ما شاهدیم بعد از آگاهی از ورود کرونا به ایران سونومی اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی ما نیزآغاز شد. همگی روزانه صدها خبر و اطلاعات ضد و نقیض را دریافت می‌کنیم.

گروهی اشاعه ویروس را به چین نسبت می‌دهند تا بازار جهانی را با کم‌کردن ارزش پولش به‌دست گیرد و گروه دیگر ویروس را برساخته آزمایشگاه‌های امریکایی می‌دانند برای زمین‌زدن چین!

نسخه‌های فراوانی برای مداوا پیچیده می‌شود. از خوردن سیرو زنجبیل تا دودکردن اسفند و سرگین فلان حیوان زبان‌بسته!

عده‌‌ای از پزشکان سنتی هم ویروس را ساخته سوداگران دارویی امپریالیسم می‌دانند برای زمین‌زدن کشور اسلامی و فرد دیگری مدعی ساخت داروی ضد آن می‌شود. وزارت بهداشت هم در بیانیه‌ای آن را رد می‌کند. در بعضی کشورها مثل چین و ایتالیا از شیوه قرنطینه برای مهار بیماری استفاده می‌کنند و بعضی مسئولان ما این شیوه را قرون وسطایی می‌دانند.

این تناقضات و انتشار اخبار جعلی[۳] واخبار نادرست[۴] نه تنها مشکلی را آسان نمی‌کند بلکه موجب سردرگمی و سرایت بیشتر بیماری می‌شود.

پنج گروه بر اپیدمی اطلاعات می‌افزایند:

کم‌دانشان یا حتی دانش‌آموختگانی که به راحتی صرفا ناقل اطلاعات نادرست هستند. حتی بعضا پیامی را نخوانده ارسال می کنند.

گروه دوم سربازان سایبری هستند که در اقصا نقاط دنیا مستقرند. عده‌ای از آنان برای تضعیف دولت‌های هدف دست به‌کارشده و برای ناتوان جلوه‌دادن حکومت‌هایی مثل چین و ایران شروع به انتشار اخبارجعلی و ناتوان نشان‌دادن دولت‌های مستقر می‌کنند. بیهوده نبود که چین برای رد این ادعاها طی چند روز بیمارستانی عظیم را پدید آورد. سربازان سایبری داخلی را نیز نباید از قلم انداخت. آنان برای تضعیف جناح‌های مخالف دست به‌کار می‌شوند.

گروه سوم طنز پردازانی هستند که سعی می کنند با ایجاد پیامهایی در مورد ویروس بتوانند شادی را هرچند کوتاه برای خوانندگان به ارمغان آورند. البته متاسفانه گروه دوم نیز از این شیوه برای نیل به اهداف خود استفاده می کنند.

گروه چهارم هم سوداگرانی هستند که با نشر اخباری هدفمند موجب می‌شوند یک‌باره هجومی عظیم به بازار آورده شود و فروشگاه‌ها جارو شوند. قیمت زنجبیل در تهران چند‌برابر شده همانطور که قیمت دستمال کاغذی در تایوان یک‌باره چند‌برابر شده است. حتی می‌دانیم که در اثر این عوامل بورس‌های غول‌های اقتصادی هم دچار افت‌های بنیان‌کنی شده‌اند.

گروه پنجم متخصصانی هستند که از روی تعهد مطالبی را ارسال می‌کنند که ریشۀ علمی دارد. این پیام‌ها هم یا در خیل عظیم پیام‌های دیگر گم می‌شود و یا به علت تفاوت بعضی نقطه نظرها موجب سردر گمی بیشتری می‌شود.

خوب با این اوصاف چه باید کرد؟

بحرانی جهانی به کشور ما هم رسیده است. حقیقت این است که چنین بحران‌های گسترده‌ای که دامنه‌اش همه شئون زندگی فردی و اجتماعی را در حوزه‌های بهداشتی، اقتصادی، روابط اجتماعی و حتی اخلاق را دربرگرفته است نیاز به تصمیمی خردمندانه و جمعی دارد. حاکمیت اپیدمی اطلاعات که سرشار از اطلاعات نادرست و جعلی و هدفمند و تخریبی است مشکل را افزون خواهد کرد. عجیب است که این نوع پیام‌ها با سرعت بیشتری هم منتشر می‌شوند.

شاید یکی از علل اصلی بی‌اعتمادی به مراجع و رسانه‌‌های رسمی است. به‌ویژه در کشور ما به دلائلی ضریب نفوذ این رسانه‌ها افت چشم‌گیری داشته‌اند. به‌هررو نباید از این مسئله مهم بگذریم که عبور از این بحران نیاز به یک عزم ملی با وحدت فرماندهی توسط متخصصان مسئول دارد. در این برهه اعتماد به سازمان‌های بهداشتی داخلی و سازمان بهداشت جهانی و توصیه‌های آنان ضروری است.

شاید ایجاد شبکه‌هایی توسط متخصصان دست‌اندر‌کار- نه آنانی که به محض شیوع بیماری حتی مطب‌های خود را نیز بسته‌اند – با دو ویژگی شفافیت و سرعت بتواند تاحدی اعتماد عده بیشتری را جلب کند.اگر این شبکه ها در قالبی پلاتفرمی بتواند مشارکت آحاد جامعه را برای ارائه اطلاعات مفید و موثر جلب کند این کار تاثیر گسترده تری خواهد داشت.

به روشنی باید بیان کرد که عبور از این بحران جز با اتکا به شبکه‌ای تخصصی که از مراجع مسئول اطلاعات خود را کسب کنند امکان‌پذیر نیست. حتی اگر به این شبکه‌های تخصصی مسئول، اعتماد کامل هم نداشته باشیم اما نتیجه آن بهتر از دل‌سپردن و عمل‌کردن به تجویزات پیام‌های حاصل از اپیدمی اطلاعات خواهد بود. وظیفه همه ما حرفه‌مندان حوزه اطلاعات است که خود و اطرافیان را به منابع معتبر و مسئول سوق داده و شخصا از اشاعه اطلاعات مشکوک و بی‌ماخذ خودداری کنیم و زمینه‌های رشد سواد سلامت، سواد اطلاعاتی و نهایتا فراسواد را در محیطی هرچند محدود فراهم آوریم. بحران جدی و آسیب زا و غم آفرین است اما با همت و تدبیر بر آن چیره خواهیم شد.

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی بهم سازیم و بنیادش براندازیم

نشر یافته در لیزنا

 

 

[۱] Georg Simmel

 

[۲] Jonathan Moreno

[۳] Misinformation

[۴] Disinformation

آینده کتابخانه‌ها در عصر دیجیتال

آینده کتابخانه‌ها در عصر دیجیتال

ما در عصری به سر می‌بریم که ظاهرا نقطه عطفی در بسیاری از شئون زندگی انسانهاست.  وقتی که «گوتنبرگ» طلا ساز اهل ماینز آلمان ماشین چاپ را  اختراع کرد شاید کمتر کسی فکر می کرد که این اختراع باعث تحولات اساسی در مسائل سیاسی و اجتماعی و حتی مسائل خانوادگی شود.

نشر گسترده کتاب که ابتدا مورد توجه کلیسا هم قرار گرفته بود آهسته آهسته به منقد آن تبدیل شد و ظهور مطبوعات  بر میزان آگاهی بخشی و اثرگذاری آن افزود . مک لوهان آن دوره را کهشان گوتنبرگی نام نهاده و به خوبی عبور فرهنگ جوامع را از فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب توضیح داده است.

در سه دهه ای که «آلوین تافلر» آینده پژوه امریکایی با همکاری همسرش آن سه گانه شوک آینده –موج سوم و جابجایی قدرت را نوشت، شاید در آن زمان که این کتابها  مطالعه می‌شد کمتر جدی گرفته می شد . او پیش بینی کرده بود که اطلاعات و دانایی قدرت است . اگر مائو در چین معتقد بود که قدرت سیاسی از لوله تفنگ برمی خیزد او اعلام کرد که جابجایی قدرت در حال وقوع است و  این دوره جدید با خود شکل نوینی از : خانواده؛  نحوه کار، عشق، زندگی؛ اقتصاد ، سیاست را به ارمغان خواهد آورد.  در زمانی که موج سوم ترجمه شده بود و در کلاسهای دانشگاه گاهی توسط بعضی از استادان در مورد آن بحث می شد اغلب آن را ایده پردازی هایی دور از واقعیت می پنداشتند اما گذر زمان ثابت کرد که آن پیش بینی ها بسیاری عملی شده و حتی شتاب زیادی هم یافته است.

من گمان دارم ورود به دنیای دیجیتال و عصر شبکه‌های اجتماعی و گوشی‌های هوشمندف و عرصه ارتباطات فرد با فرد و فرد با جمع و فرهنگی که ایجاد می‌کند بسیاری از زمینه‌ها را متحول خواهد کرد.

«تافلر» در یکی از کتابهایش اصطلاح “مصرف کننده مولد» را بکار می برد.  او پیش بینی می‌کند که در آینده شما فقط مصرف کننده نیستی و خودت در حین مصرف تولید کننده هم هستی، و واقعاً الان این مسئله شکل گرفته، مثلاً شب هنگام خودتان یک سند بانکی صادر می‌کنید و مبلغی را حواله کرده و رسید آن را دریافت می‌کنید درحالیکه درگذشته برای کارهای بانکی باید روند طولانی طی می‌شد و اکنون برای این حواله بانکی شما کار ۱۰ نفر را یکفنره انجام می‌دهید، و این مصرف کننده مولد یعنی همین؛

ظهور پدیده‌های نوین بسیاری از نهادها و بسیاری از کارکردهای نهادها را دچار تحول عمیق می‌کند، ولی افراد  کمی مقاومت می‌کنند ولی واقعا این موارد رخ خواهد داد.

با آنکه ی کتابدارم و معلم کتابداری هستم، و مانند بسیاری از همکارانم باید از ماندگاری کتاب در شکل کاعذی آن دفاع کنم و در منقبت آن بسرایم اما می گویم  کتاب و مطبوعات کاعذی در حال رنگ باختن است و در سال های آینده شاهد افول بیشتر این فرم از انتشار خواهیم بود.   کتابخانه‌ها و مراکز آرشیوی حالت موزه ای پیدا خواهد کرد .

سه سال پیش بازدیدی داشتم از کتابخانه کنگره آمریکا و کتابخانه عمومی نیویورک که یکی از بزرگترین کتابخانه‌های دنیا به حساب می‌آیند، کتابداران آنجا درددل می‌کردند که شده‌اند  موزه بیشتر برای بازدید کننده دارند تا مراجعه کننده جدی!

همانطور که کتابهای  چاپ سنگی، حالت موزه ای و میراثی پیدا کردند چاپ سربی نیز اینگونه شده اند ، شک ندارم که چند سال آینده نیز همین کتابهایی که در اطراف ما هستند حالت عتیقه و موزه ای پیدا می‌کنند و سرعت تمایل انسان به سمت رسانه‌های جدید بیشتر می‌شود.

بنابراین جبر فناورانه الزام‌های خود را دیکته می‌کند چه خوشمان بیایید و یا خوشمان نیایید .

تداوم دست فرزندان ما دیگر قلم نیست حتی کیبورد نیز نیست بلکه تاچ است ! یعنی یک بچه سه چهار ساله را می‌بینید عکس می اندازد روتوش می‌کند و برای اقوام خود ارسال می‌کند و این پدیده ای تحول آفرین و عظیم است و. تداوم چشم این بچه‌ها دیگر کاغذ نیست و تداوم چشم آنها صفحه گوشی هوشمند است و این گوشی‌های نیز در حال تغییر اساسی هستند.

با این نگاه باید بدانیم که کتاب، کتابخانه و سند و آرشیو در آینده ای نه چندان دور دچار تحول اساسی خواهد شد. یک زمانی برای گوش دادن به موسیقی در یک فضای بزرگی که ۵۰۰ نفر جمع می‌شدند مجبور بودند یک ارکستر سمفونیک بزرگی داشته باشند که بیست نفر یک ساز را بزنند تا صدا به نفر آخر برسد، چون تکنولوژی وجود نداشت که صدا را زیاد کند، بعدها که تکنولوژی پدید آمد، آهسته آهسته آن نوع نگاه فقط حالت تشریفاتی و سنتی پیدا کرد و انواع نوینی از اجرا در موسیقی شکل گرفت.

به نظر می رسد که آهسته آهسته با تغییر فرم کتاب و سند و صوت و تصویر کارکرد کتابخانه و آرشیو و حتی ساختمان انها تغییر کرده و متناسب با نیاز کوچک خواهد شد.  کتابخانه‌ها نبه سمت پلت فرم شدن می‌روند، ایعنی وظیفه این مراکز  این خواهد شد که خواهنده اطلاعات را به تولیدکننده اطلاعات مرتبط کند و در این ایجاد پیوند اطلاعات نوینی ایجاد کند.

اگر کارکرد کتابخانه ها و مراکز آرشیوی را در فراهم آوری ، سازماندهی ، ذخیره و اطلاع رسانی بدانیم ظهور این پدیده های نوین در این مراحل هم تاثیرگذارند:

نشریات منتشر می‌ شوند و شما مجبورید یک یا دو نسخه از آن را حفظ کنید، جای زیادی را می‌گیرند و ایجاد فضای مناسب برای نگهداری دائم آنها هزینه بر است . وقتی می توانید  ۷۰ سال روزنامه را کامل در یک مثلا دی وی دی  ذخیره کنید چه نیازی به صرف میزان زیادی هزینه و فضاست!  البته کتابخانه ملی چون میراثی نگاه می‌کند شکل کاغذی را نیز باید نگهداری ‌کند ولی وقتی آهسته آهسته نشریاتی که منتشر می‌شود مابه ازای کاغذی نداشته باشند بنابراین کتابخانه ملی نیز باید این موارد با ابزار دیجیتال حفظ کند.

آیا فقط فراهم آوری کتاب و مطبوعات مطرح است؟ الان وب سایت‌های زیادی پدید می ایند و خاموش می شوند ، آیا وظیفه ما این است که آنها را فراهم آوری کنیم؟ آیا مباحثاتی که در کانالهای تلگرامی و یا گروه‌های واتساپی و لاین و همه این سیستم‌هایی که کار می‌کنند جزو فرهنگ ما هستند یا نیستند؟ اثر دارند یا ندارند؟

مثلا در انتخابات گذشته ریاست جمهوری، انتخابات مجلس شورای یا انتخابات شورای شهر؛ ؛ ۵۰۰ الی هزار سایت شکل می‌گیرد بعد هم از بین می‌روند، چه کسی باید آنها را حفظ کند پس نوع وظیفه ما نیز در گردآوری اطلاعات در حال تغییر است، یکی از مهمترین منبعی که اعتقاد دارم روی آن باید کار شود بحث آرشیو وب است که وظیفه سازمان اسناد و کتابخانه ملی این است که روی آن کار کند. بعضی کشورها اقدامات مفیدی را در این زمینه انجام داده اند که می توانند الگوی مناسبی باشند.

پس در نحوه گردآوری فیزیکی بر روی سیستم فعلی اثر می‌گذارد و هم آنچه را که گردآوری می‌کنیم جنس آن در حال تغییر است بالاخره شما در بعضی از این سامانه‌های عکس، می‌بینید روزانه ۵۰۰ هزار عکس به آن اضافه می‌شود، حال آن قسمتی که برعهده ما است، ما باید نگهداری کنیم یا خیر؟ یا باید اطلاع داشته باشیم یا نه – حتی نوع نگهداری باید در یک جای در پایگاههای داده سازمان جمع آوری شود و یا بحث‌های ذخیره های ابری و یا پردازش‌های ابری، به صورتی دیگری در حال شکل گرفتن هستند و این موارد مسئله هستند

در مسئله سازماندهی و پردازش  نیز تا قبل از این کتابخانه‌ها وظیفه داشتند  که هر اثری را که وارد می‌شود آن را فهرست نویسی و یا نمایه سازی کنند .  آیا ورود یکیاره ۵۰۰ هزار مقاله و یا عکس با شیوه های قبلی سازماندهی این مقدار چند دهه طول خواهد کشید ؟ آیا این شیوه پردازش یعنی ذکر مشخصات اثر و گزینش چند اصطلاح از سرعنوان و یا اصطلاحنامه به یک کتاب و یا مقاله رافع نیاز مراجعه کننده خواهد بود؟  در پردازش و سازماندهی اطلاعات نیز نگاه  باید تغییر کند . اگر بخواهیم بحث‌های پردازش و سازماندهی ماشینی را داشته باشیم باید آگاه باشیم که در تشخیص متن، در انتصاب واژگان، در لیبل گذاری متون، نهایتا در ایجاد  فراداده ها از پدیده های نوین نظیر هوش مصنوعی و داده کاوی چگونه باید بهره مند شویم.

پدیده های نوین در ذخیره و نحوه اطلاع رسانی نیز تغییرات اساسی پدید می آورند . شاید شکل نوین اطلاعات نیازی به مکانهای وسیع نداشته باشد اما نگهداری و اطلاع رسانی از این اطلاعات نیز پر خرج و خطیر است . تصور رایج این است که  ذخیرگاه های دیچیتال ارزان و به راحتی در دسترس خواهند بود.  درحالیکه اگر بخواهیم مثلا یک ترابایت اطلاعات را حفظ کنیم و از انها سرویس بدهیم بحثهای امنیتی و مهاجرت این اطلاعات بسیار هزینه بر خواهد بود.

خلاصه کلام اینکه به نظر می رسد که  ساختمان کتابخانه‌ها «کوچک و کوچکتر» خواهند شد و کتابخانه‌های ملی نیر در آینده می‌توانند حتی قالب موزه ای پیدا کنند، به علت منابع و اشیای که از گذشته در آنها موجود بوده و نکته آخر بحث اطلاع رسانی است زیرا باور بنده این است که براساس نظام‌های نوین، جنس اطلاع رسانی ما را نیز متفاوت خواهد کرد.

چگونه است که با آیدی و پسورد خودتات در گوگل جستجو می‌کنید بعد از چهار ماه سیستم سمت و سوی جستجوی های شما را تا حدی شناسایی کرده است . لذا یک واژه را بنده جستجو می‌کنم و یک جواب می‌آید و شما جستجو می‌کنید یک پاسخ دیگری می‌آید، چرا؟ چون شما را شناخته و برایتان یک درخت معرفتی ترسیم کرده است، بنابراین برای بنده که در حوزه کتاب و کتابداری کار می‌کنم و برای فرد دیگری که در حوزه معماری است درختواره ها تعریف می‌شود و پیشنهادها بر اساس آن ارائه می شود. کتابخانه های هوشمند  نیز لاجرم باید هم به شناسایی مراجعان مبادرت ورزند و هم در تحلیل محتوای منابع خود غیر خطی عمل کنند.  ما الان به صورت خطی اطلاع رسانی می‌کنیم یعنی اینکه شما درباره فردوسی جستجو می‌کنید لیستی از ۵۰ کتاب، ۶ پایان نامه و ۷ مقاله نشان داده می‌شود ولی نظام‌های نوین و هوشمند می‌آیند این موارد را تلفیق کرده و تولید دانش جدید می‌کنند و حتی پیشنهاد می‌دهند که این کاری که دارید انجام می‌دهید می‌توانید از این مسیر عبور کرده تا نتیجه بگیرید.

خلاصه کلام اینکه جبرفناورانه الزاماتی را دیکته می کند .  چه بخواهیم و چه نخواهیم به سمت تغییر  کارکردهای کتابخانه‌ها و مراکز آرشیوی و هم چنین تغییر وظایف کتابداران و آرشیویستها در حرکت هستیم. رفتار اطلاع یابی و نیازهای مراجعه کنندگان نیز در حال تغییر است ؛ موفق آنانی خواهند بود که بجای مقاومت در برابر تغییر به استقبال آن بروند .

http://skosmos.nlai.ir/asfa-lib/fa/page/asfa154742

http://skosmos.nlai.ir/asfa-lib/fa/page/asfa154671

http://skosmos.nlai.ir/asfa-cul/fa/page/asfa160733

http://@prefix asfalib: <http://skosmos.nlai.ir/asfa-lib/fa/page/> . @prefix skos: <http://www.w3.org/2004/02/skos/core#> . asfalib:asfa1704243 skos:prefLabel “китобхонашиносӣ ва маълумотдаҳӣ”@tg, “علم المکتبات و الاعلام”@ar, “کتابداری و اطلاع رسانی”@fa, “информационно-библиотечное дело”@ru, “Library and Information Science”@en ; a skos:Collection ; skos:member asfalib:asfa1704242 . asfalib:asfa a skos:ConceptScheme . asfalib:asfa154742 skos:altLabel “کتابخانه های ملی”@tg, “кэтобхонэҳҳое мэллӣ”@tg, “مکتبات الوطنیه”@ar ; skos:prefLabel “китобхонаҳои миллӣ”@tg, “Национальные библиотеки”@ru, “National Libraries”@en, “کتابخانه های ملی”@fa, “المکتبات الوطنیه”@ar ; skos:broader asfalib:asfa154712 ; skos:inScheme asfalib:asfa ; a skos:Concept . asfalib:asfa1704242 skos:prefLabel “китобхонашиносӣ ва маълумотдаҳӣ”@tg, “علم المکتبات و الاعلام”@ar, “کتابداری و اطلاع رسانی”@fa, “информационно-библиотечное дело”@ru, “Library and Information Science”@en ; a skos:Collection ; skos:member asfalib:asfa154742 . asfalib:asfa154712 skos:prefLabel “Китобхонаҳо”@tg, “المکتبات”@ar, “کتابخانه ها”@fa, “Библиотеки”@ru, “Libraries”@en ; a skos:Concept ; skos:narrower asfalib:asfa154742 .

مرز کار و تفریح!

ظاهرا ناف ما ایرانی ها را به دوری از شادی و لذتمندی بریده اند . از کودکی در مدرسه و خانواده یادمان می دهند که همه چیز را از روی “وظیفه مندی” انجام دهیم . واژگانی هم که در آن حوزه بکار می رود موید همین معناست : تکلیف (به رنج افتادن) ، امتحان (در محنت افتادن)و…حتی معنای خود وظیفه هم مکلف به اجرای کاری بودن است . زیبایی شعر زیبای مولانا :
بشنو از نی چون حکایت می کند وزجداییها شکایت می کند
کمتر برای دانش آموز فهم می شود. او صرفا برای موفقیت در امتحان در بند تجزیه و تحلیل متن آن است و در کالبد شکافی سطحی آن تبحر می یابد .
همین فرهنگ سطحی نگری و وظیفه مندی در محیط کار هم تداوم می یابد . کمتر کسی در محیط کاری از روی لذتمندی کار می کند. لذتمندی هم که در کار نباشد ، نمی توان شاهد خلاقیت و پویایی بود. اگر بتوان همان لذتی را که در تفریح می بریم از انجام کار هم ببریم نوع نگاه و حاصل کارمان بسیار متفاوت خواهد بود. تویینبی خیلی زیبا همین بیان را دارد ” بزرگ ترین دستاورد این است که مرز میان کار و تفریح را محو کنید”.
بحث در مورد اینکه چه نهاد یا کسانی باید این مرز را محو کنند گفتگوی ویژه ای را طلب می کند .

https://www.facebook.com/fariborz.khosravi.7374

تامل در فساد علمی !

در سال ۹۳ در سایت فرارو گفتگویی با دکتر حسن حسینی انجام شد ه بود و با عنوان ابعاد گسترده فساد علمی در ایران انتشار یافت . نظرات نشر یافته در ذیل این گفتگو محل تامل بسیار است . این نظرات می تواند بن مایه مقدماتی برای یک پژوهش آسیب شناسانه باشد.

انتشار یافته: ۱۴۳
سیامک
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۷۲۵۱

 چرا استاتید بازخواست نمی شن؟؟؟چه کسی بجز اساتید مسول هستن؟؟؟!!! اساتید دنبال پول بیشتر و دردسر کمتر هستن خودشون هم میدونن که بعضی از کارا سمبل کاریه اما براشون مهم نیست…چرا؟؟!!
رضا

Iran, Islamic Republic of

۱۱:۲۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 من دانشجوی ارشد دانشگاه دولتی هستم مشکل دقیقا به خاطر این است که صنعت از دانشگاه جدا هست یعنی روند درست باید به این شکل باشه که صنعت نیازش رو به دانشگاه بده و دانشگاه با کار پژوهشی هم مشکل صنعت رو حل کنه هم درامد کسب کنه دقیقا کاری کهدر همه دانشگاه های دنیا در مقاطع تحصیلات تکمیلی انجام میشه ولی در ایران هیچ موضوع پایان نامه ای رو صنعت تعیین نمیکنه به دو دلیل ۱. صنایع ایران قدیمی هستند و به دنبال بهبود نیستند ۲. اساتید به گرفتن پول زیاد سر ماه و کم کاری عادت کردند استادی که سر ماه ۶ میلیون تومن تو حسابش بره بدون ترس از اخراج یا هیچ مشکل دیگر به دنبال کار عملی و ارتباط با صنعت نمیره
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۱:۴۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 همه اینهابجای خود داشجوی نیابتی بدترین نوع خیانتی است که به دانش وعلم ومهندس ودگتر ومتخصص می شود، یعنی اینکه عده ای درمراکزدانشگاهی یا اطراف داشگاه ها به نیابت ازطرف کسانی درکیلومترهاراه دور مثلا درتهران برای کسانی که درجنوب ایران هستند سرکلاس می روند وامتحان می دهند ومدرک می گیرند و بابت این کارپول می گیرند،وحتی یک نفر دردو یا سه دانشگاه بجای دویه سه نفرنیابتا کلاس می رود وبالاخره مدرک می گیردوحتی کارت شناسایی بنام دانشجوی مربوطه باعکس شخص نیابتگرنیز جعل شده وظاهرقضیه هیچگونه ایرادی نداردودست آخرمی بینید که شخصی که فقط دونوبت مثلا به تهران رفته(درطول گرفتن مدرک)ازدانشگاهی درتهران مدرک لیسانس یا فوق لیسانس یا دکترامی گیرد بدون آنکه بداند حتی چه درس هایی دردانشگاه دررشته مربوطه که مدرک گرفته مطرح بوده،وکاربجایی رسیده که فوق لیسانس مهندسی شیمی یا مکانیک اگرازش بخواهید یک معادله درجه یک بصورت:۲x=0 راحل کند نمی تواند واین درحالی است که همین فرد درس ریاضییات پیشرفته با معادلات دیفرانسیل پاره ای با شرایط مرزی معین ونیمه معین راگذرانده (البته برایش گذرانده اند)ونکته آخراینکه درزیرپوست علم ودانش درایران چه می گذرد غوغایی است که دملی چرکین با ظاهرآمیخته با هفت آب ورنگ تبلیغاتی بیادگارمانده ازدولت های نهم ودهم ودرعمل می بینید که کوه موش می زاید.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۲:۱۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 خیلی از مسئولان خودشان از این مدرکها دارند بعد انتظار دارید جلویش را بگیرند؟!
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۴:۳۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 آقا رضا اون مال وقتی است که بخش خصوصی فعال باشه و کارها صرفاً مونتاژکاری نباشد و علم منجر به تولید وجود داشته باشد. شما کدام بخش صنعتی را میشناسی که با ابتکار و نوآوری محصولی را به جامعۀ بین المللی عرضه مینماید. صنایع تکنولوژی وارداتی برایشان هم با صرفه تر است و هم با کیفیت تر
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۰۸:۰۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 میدونید چند تا از مسولین کشور از دانشگاه هاوایی مدرک گرفتن؟میدونید چند تا مثل کردان در راس امور داریم؟پس این حرفها بیهوده است.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۲۰:۱۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 من از اساتید هستم. وقتی انقلاب میرم و بر میگردم از این همه زشتی و این همه خیانت خجالت میکشم. شرمنده می شوم. یعنی تقریبا ۱۰ سال پیش اینقدر بیشرمانه تقلب را تبلیغ نمیکردند. دستگیر کنید این کثافت ها را که اسم استاد به یدک می کشند. به کجا می رویم. آیا اگر کسی با تقلب پزشک شود جان چند نفر را خواهد گرفت . مدرک استاد فاسد باید از کار برکنار شده و تا آخر عمر از کار علمی بازماند
سید علی

Iran, Islamic Republic of

۲۱:۵۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 یه خاطره براتون بگم. درس ریاضی مهندسی امتحان داشتیم. من پاسخ آخرم را نوشته بودم e به توان lny. یادم رفته بود که سادش کنم و بنویسم y. استاد جانم خط کشیده بود روش و داده بود صفر! یعنی این استاد هنوز سرش نمیشه که … . همین استاد دانشجوی دکتری داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ببین به کجا رسیده ایم. در واقع آنجا که باید نظارت باشد نظارت نیست و آن جا که نباید سخت گیری شود هزار سخت گیری اعمال میشود. اللهم عجل الولیک الفرج
ناشناس
Canada
۱۰:۵۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۸۱۳۹

 در ۵۰۰ دانشگاه اول دنیا ، حتی یکی‌ از ایران نیست… بیشتر عزیزانی که از سیستم آموزشی‌ ایران فارغ لتحصیل میشن و برای ادامه تحصیل یا مهاجرت به کشورهای پیشرفته می‌آیند، بعد از تجربه کار و تحصیل در اینجا، خود قبول دارند که چیز زیادی از دانش امروز دنیا به آنها آموزش داده نشده… به خصوص در رشته‌های مهندسی‌ و مالی و علوم…. بی‌جهت نیست که حتی در ایران ما حتی یک برنده نوبل حتی در ادبیات نداریم….و تاسف بیشتر اینکه هر روز باد تر از دیروز، چون افراد تحصیل کرده با کیفیت، یا بازنشسته میشن، یا مهاجرت میکنند، یا ستاره دار و به بازی گرفته نمی‌شن
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۴:۴۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 متأسفانه مشاغل کلیدی به کسانی سپرده میشود که تمام مراحل تحصیلی را با رانت های وِیژه طی کرده اند و اکثراً بی سواد یا کم سواد هستند. و همین افراد کم سواد به خاطر اشغال پوزیشن های خاص، سالانه صدها مقاله به عنوان نویسندۀ مسؤل به نامشان چاپ میشود که حتی روحشان هم خبر ندارد. و این مقالات هم ناشی از پایان نامه های اینچنینی است.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۵:۳۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 حتی در ادبیات!!!!؟ تو فکر میکنی نوبل ادبیات گرفتن راحت تره تا مثلا نوبل فیزیک گرفتن؟!!!
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۵:۵۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 آقا چرا وسط دعوا تو سر ادبیات میزنید حالا؟
Hendi
India
۱۱:۰۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۱۷۵

 شما لطف کنید استادان بی سواد را اول از همه اخراج کنید استادی که فرمول ریاضی یا برنامه کامپیوتری را حفظ میکنه و هیچ تخصصی در کارش نداره فاجعه هست .
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۷:۲۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 چرا یه قسمت دیگه ماجرا رو چیزی در موردش نمینویسین
کسی که محقق باشه ایا توسط دانشگاه حمایت میشه مثل دانشگاه های امریکایی یا اروپایی که هزینه دانشجوی محقق رو میپردازن
اینطوری میشه که طرف تحقیق میکنه تحقیق رو به n نفر میفروشه
وقتی کار نیست تو این مملکت و هیچ حمایتی هم از جوونا نمیشه چی کار باید کرد به نظر شما؟
فقط کوبیدن رو بلدین راهکار که نمیتونین ارائه کنین 😐
Hendi
India
۱۱:۰۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۶۱۸۱

 باید کتاب های دانشگاههای ایران تبدیل به زبان انگلیسی بشود تا ایران جهش علمی پیدا کند . این روش را کشورهای هند . مالزی و امارات سالهاست که پیش گرفتند
استاد فرهیخته

Iran, Islamic Republic of

۱۱:۱۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

 مرگ بر انگیلیس روباه پیر

مرگ بر امریکا گرگ پیر

مرگ بر……….

دانشجو

Iran, Islamic Republic of

۱۲:۰۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 تا وقتی که در دانشگاه بجای علم آموزی از شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس و …. برای بالابردن نوع صندلی استفاده می شود وضعیت آموزش مملکت همینه و بدتر هم خواهد شد
“فرارو بچاپ خواهشا”
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۲:۱۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 وااسفا، وامصیبتا، وا دلواپسا … چرا عربی نشه ؟!
mohsen

Iran, Islamic Republic of

۱۲:۲۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 چه ربطی داشت ؟! …..
Hendi

India

۱۳:۰۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 شما استادی واقعا !!!..مرگ بر این و ان .کشور ما را به این فلاکت انداخته .شعار توخالی و ویرانگر تا کی؟
ناشناس

United Kingdom

۰۸:۲۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 والله تو رشته ما که از اواسط لیسانس و تا انتهای ارشد کل منابع انگلیسی بود
ناشناس ۱۱
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۹۴

 هرچه بگندد نمکش میزنند
وای به روزی که بگنندد نمک
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۲۱:۵۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 احسنت
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۹۳

 حسن حسینی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران:

“بنیان دانشگاه‌های ما به دلیل کمی‌شدن به ابتذال کشیده شده است. ما در این سیستم افراد معروف و سرشناسی را داریم که با تقلب علمی به درجات بالای دانشگاهی رسیده‌اند. ما با چنین ابتذالی در هیچ حوزه‌ای مقابله نمی‌کنیم. متاسفانه باید بگویم که دانشگاه در ایران بدل به منبعی فاسد شده است.”

“از نظر من امید زیادی به اصلاح این وضعیت وجود ندارد، چرا که مفاسد حتی در میان کسانی که باید رسیدگی کنند حضور دارد. فساد در بدنه وزارت‌ها، فرمانداری‌ها و سایر بخش‌های اجرایی و علمی ما رسوخ کرده است”

کلا” رو به زوالیم با سرعت مطمئنه!

مهندس

Iran, Islamic Republic of

۱۱:۵۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 تاوان گناه دزدی علمی و بی سوادی استاد را که دانشجو نباید بپردازد. دانشجوی بدبخت با هزار امید وارد دانشگاه می شود اما با مسایلی از جانب اساتید رو به رو می شود که گاه دیده شده دست به خودکشی می زند. اساتید دانشگاه ها حلقه بسته ای ایجاد کرده اند که وارد شدن به آن حلقه گویی گناهی شرک آلود است.
البته از قصور برخی دانشجویان نباید چشم پوشی کرد ولی فضای حاکم بر دانشگاهها به شدت مستعد ایجاد فساد علمی است و مسبب اصلی آن اساتید هستند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۷۲

 مشکل هم دزدی ادبی هست و هم اینکه اصلاً خیلی از اساتید هیچ مقاله ای ندارن و در واقع نوشتن بلد نیستن! تحقیق و پژوهش صفر
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۲:۱۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 کجا فساد نیست که اینجا نباشه ؟
مهندس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۵۴

 به نظر بنده در این میان کوتاهی اصلی از خود اساتید راهنماست. نحوه ارتباط این حضرات با دانشجویان بسیار نادرست و غیر علمی و غیر اخلاقیست که عملا دانشجویان را گاه به اجبار به این روشها سوق می دهند. بر عکس اساتید راهنمای دانشگاه های خارجی که ارتباط بی نظیری با دانشجو برقرار میکنند. مساله بعدی مشکلات دانشجو است که علاوه بر تحصیل باید کار کند تا خرج زندگی خود را در آورد و چون ترمهای تحصیلی محدود هستند مجبور می شود که تن به این کار بدهد.
در کل سیستم آموزشی در ایران استاد سالار است و باعث به وجود آمدن مافیای علمی می گردد. گاه دیده می شود اساتید شاید به عمد راهنمایی غلطی میکنند و بعد دانشجو را بازخواست میکنند و خود را به فراموشی میزنند که خود این کار را از او خواسته اند.
صحبت بسیار است. دیده شده است اساتید راهنما دانشجویان ارشد را به دانشجویان دکترای خود پاس می دهند و این دانشجویان دکترا به عنوان مشاور عملا در حکم راهنمای اصلی هستند و تا حد ممکن دانشجو را تیغ می زنند.
متاسفانه این وضع تا وقتی حاکم باشد این داستانها ادامه خواهد داشت.
حسن
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۲۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۱۰۹

 … مدتهاست دیگه حال خوشی ندارم .. روغن پالم ، خمیر مرغ ،جوهر قند…انواع اختلاس در بانکها وپروژها وبیت المال … بالابودن آمار بیکاری ،طلاق ،تلفات جاده ای،ریزگردها،بحران کم آبی …بورسیه های دکترای تقلبی و فساد علمی در دانشگاها… دلواپسم…!!!
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۰۸:۳۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 این ها خودش یک رکورد بزرگ است.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۵۰

 مشکل انجاستوقتی استید نخبه کشور در دولت قبلی راخانه نشین کردند وبه جای انها افراد سفارشی را جایگزین انها نمودند باید انتظار چنین اتفاقی داشته باشیم چون استاد اگر وارد باشد باخواندن پورو پوزال متوجه می شود که این پایان نامه کپی است یا یک تحقیق جدید اکر استاد از نظر بار علمی بروز باشد می تواند اصل از کپی تشخیص دهدبنظرم باید این پایان نامه ها باید جمع کرد ودر طول تحصیل اساتید هر واحد درسی این پروژه ها اجرا کنندوبرا ی رشته فنی وپزشکی پروژه های عملی تعریف شود
ناشناس
Malaysia
۱۱:۳۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۴۸

 من دانشجوی خارج از کشور هستم. دانشجویان ایرانی دانشگاه ما گروهی در فیس بوک دارند برای فروش لوازم دست دوم دانشجویان تازه فارغ التحصیل ها به تازه وارد ها که در آن مبل و صندلی و آفتابه و یخچال شان را می فروشند. یکی دو سال است که عده ای شروع کرده اند به اینکه از این طریق مقاله و پایان نامه از وارد و به دانشجویان دیگر بفروشند. در ابتدا برخی دانشجویان در کامنت ها به این عمل اعتراض می کردند اما تعداد مشتریان آنقدر زیاد بود که صدای معترضان در میان فحاشی های مقاله فروش ها و مقاله خر ها به آنها گم می شد. الان تقریبا همه استادان به این قضیه پی برده اند و دیگر هیچ ارزشی برای کارهای دانشجویان ایرانی قایل نیستند (جز درصد اندکی استدان بی سوادی که به هر قیمت دنبال مقاله دادن دانشجویان خود هستند.)
جالب این است که با وجود شمار فراوان دانشجویان ایرانی در هند، مالزی و ژاپن، مقام رایزنی علمی جمهوری اسلامی که باید مسول چنین مواردی باشد بیش از یکسال است که منحل گردیده است.
دلواپس قطار علم
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۷۳۶

 باید برای هر رشته یک امتحان نهایی بعد از گذشتن از پایان نامه ترتیب داد و سوالات آن زیر نظر اساتید نابغه و صاحب صلاحیت که نیازی به پول نداشته باشند قرار داد. و همه مدارک داده شده وارسی شوند. البته این محقق میشود که حاکم حکیم باشد حکیم حاکم
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۵:۰۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 مثبت دادم به خاطر جمله پایانی که نوشتی+
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۴۸۸

 این یک نگاه سطحی است. دانش در سطح دانشگاههای ایران حد قابل قبولی دارد و حتی بسیار نخبگان داریم که سطح دانش و فنی که در اختیار دارند بسیار بالاتر از متوسط بهترین دانشگاهها است. کسب دانش توسط شخص انجام میگیرد. بسته به تلاشی که میکند و فکر و اندیشه ای که به خرج میدهد و از همه مهمتر هدف و انگیزه ای که دارد. راسخون فی العلم برندگان این عرصه هستند. اما در این میان قبول دارم که نگاه کمی به پدیده علم و پژوهش و تولید علم که میتواند نگاهی کاملا سطحی قلمداد شود در ممیزی دانش واقعی و کارایی واقعی کمی ناکارآمد است و این میشود که به قول نویسنده مزبور آنانکه ناشایسته اند در جای شایستگان نشسته اند و آنانکه رنجی نبرده اند به گنجها رسیده اند. با این همه البته هستند کسانیکه در نهایت سعی و تلاش و در نهایت باریک بینی و تیزهوشی بر قله های علم سوار هستند و در همین مملکت خودمون به کار تولید علم و آموزش آن مشغولند.
سارا
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۳۴

 دانشجوی خارج از کشور!
بهرحال استادی که اینکاره باشه می فهمه کی دزدی کرده کی نکرده! اینکه استاد بگه چون مقاله ی دانشجوی ایرانی هس حتماً همش کپی پیسته منطقی نیست. هم نرم افزاری هست که نشون میده هم اینکه با خوندنش میشه متوجه شد
مجید
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۰۷۱۵

 تنها دانشگاهی که اعتبار خود رو توی ایران حفظ کرده، دانشگاه صنعتی شریف است.
نیما

Iran, Islamic Republic of

۱۲:۳۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 بنده دانشجوی دکترا دانشگاه صنعت شریف هستم در رشته فیزیک . فسادی که تو این دانشگاه هست از تمامی ابعاد تو دانشگاه مجازی علی آباد کتول نیست
مجید

Iran, Islamic Republic of

۱۵:۱۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 من تا جایی که شنیدم در شریف مهم مدرک نیست، بلکه میزان مقالات در مجالات بین المللی هست نه مجلات داخلی. این عمل تا حدودی میزان تقلب را کاهش می دهد
علیرضا
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۵۰

 الان مدرک گرایی در ایران طوری شده که همه با چنگ و دندان و تقلب و رانت دنبال دکتر شدن هستند.
دانشگاه های قم به خصوص غیرانتفاعی ها از تمام جاها بدتر هست.
اینجا، توی خیابان صفائیه قم اگر جار بزنی دکتر، همه کسانی که جلو هستند سرشان را برمی گردانند!
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۶:۴۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 اینم بی انصافیه که میگین
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۹۵۶

 من دکترام را تمام کردم ولی اصلا دوستندارم در سیستم دانشگاهی کار کنم چون فاسدند استادها دزد شده اند
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۴۵

 مشکل مدیران گروهی هستند که اساتید راهنما هم هستند که بزور خودشان را به ریش دانشجو الصاق میکنند! اساتید راهنمایی که بی توجه به تخصص خود فقط بخاطر پول و مقاله دانشجو را مجبور می کنند تا با ایشان پایان نامه بگیرند.استاد راهنمای من بدیهی ترین تعریف پایان نامه من را نمیداند! و مدام از من سراغ مقاله را میگیرد!
ناشناس
Germany
۱۲:۱۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۳۲

 در دانشگاه ایران درس خواندن با این اوضاع که بعد از راه اندازی دانشگاه ازاد باب شد خیلی راحت بود و دوران با حالی بود اخرش مدرک بیست ولی سواد صفر.
مدارک خیلی از وزرا و نمایندگان هم که فوق دکترا و سهمیه بورس هستند همین نوع است اگر نه من قول می دهم اگر جلوی یک استاد که دکترای ترافیک دارد نصف سؤالات کلاس دهم را نتواند جواب دهد.
دانشجو
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۲۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۹۶

 چرا در ژاپن کسی ” مرگ بر آمریکا ” نمی گوید؟؟
پس از جنگ از یکی از مقامات ژاپن پرسیدند: شما تنها کشوری هستید که آمریکا علیه تان از بمب اتم استفاده کرده و قائدتا شما باید بزرگترین دشمن آمریکا باشید. پس چرا هیچوقت شعار “مرگ بر آمریکا ” سر نمی دهید؟
او در پاسخ گفت : شعار دادن کار کسانی است که در عمل نمی توانند کاری انجام دهند! همینکه بر روی میز رئیس جمهور آمریکا تلفن پاناسونیک ما نشسته، یعنی اینکه ما پیروز شدیم.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۴:۴۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 بابت کامنت مفید تشکر
ناشناس

China

۱۶:۴۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 این یکی از چرت ترین جک هایی است که در اینترنت باب شده است. حالا چرا ژاپنی ها نمیگن مرگ بر آمریکا؟ شما نگاهی به بعد از جنگ جهانی بکنید امپراتوری ژاپن متلاشی شد و الان هم زیر یوق آمریکا ارتش مهار شده ای دارند و پایگاه های آمریکا شده محل آزار جنسی دختران ژاپنی. بلی برادر جان!
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۶:۵۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 ژاپنی عاقله. تو آمریکا تکنولوژی نیمه هادی برای قطعات الکترونیک کشف شد، ژاپنی بعد جنگ رفت آمریکا یاد گرفت بعد خودش دستگاه ها رو با این تکنولوژی ساخت و میبینیم به کجا رسیده
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۲۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۲۴۴

 اولا – دانشگاه‌ها سالم ترین قسمت جامعه ما هستند

دوما – ریشه مشکلات پذیرش دانشجویان زیاد و تحمیل آنها به سیستم دانشگاهی‌ است و نیز تحمیل افراد بی صلاحیت به عنوان استاد به سیستم دانشگاهی‌.

ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۷:۱۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 با دوما شما موافقم
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۰۶:۲۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 مطلب اخیر مهمترین علت این فساد است که متاسفانه کمتر به آن پرداخته می شود چون در سطح جامعه گرایش افراد به این سمت سوق داده شده که همه دکتر و استاد بشوند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۳۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۳۴

 فساد در نظام دانشگاهی ایران زمانی نهادینه شد که رجال سیاسی برای بهره برداری حداکثری از قدرت رانتی‌شان بدشان نیامد در کنار اسمشان یک لقب “دکتر” هم باشد. از راه دور دکترا گرفتند و چون تعدادشان کم نبود، موسساتی ایجاد شد تا برایشان این کار را انجام دهد و حالا این بلا دامن تمام نظام دانشگاهی را گرفته. تلویزیون را که باز می‌کنید، هر جنبنده‌ای دکترا دارد. علم در این ایران قدرت نمی‌آورد، بلکه این قدرت است که به دنبالش دکترا یا علم مبتذل می‌آورد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۳۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۷۴۳

 احمدی نژاد مچکریم
دانشجو
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۳۳۷

 چرا در ژاپن کسی ” مرگ بر آمریکا ” نمی گوید؟؟
پس از جنگ از یکی از مقامات ژاپن پرسیدند: شما تنها کشوری هستید که آمریکا علیه تان از بمب اتم استفاده کرده و قائدتا شما باید بزرگترین دشمن آمریکا باشید. پس چرا هیچوقت شعار “مرگ بر آمریکا ” سر نمی دهید؟
او در پاسخ گفت : شعار دادن کار کسانی است که در عمل نمی توانند کاری انجام دهند! همینکه بر روی میز رئیس جمهور آمریکا تلفن پاناسونیک ما نشسته، یعنی اینکه ما پیروز شدیم.
حمید
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۶۱

 ما در تمام زمینه های فساد رکورد زدیم.فقط یک سوال خدمت اساتید داشتم.کشور ما که در تمام زمینه های فساد جزو رکورد داران در دنیا است چگونه می تواند جهان را اصلاح کند؟؟؟؟
چاپ کن لطفا
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۶:۵۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 جهان را تنها با محمود میتوان اصلاح و مدیریت کرد. پس “پاک یادت نره”
محمد
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۴۷

 یکی از شعار هایی که در دولت قبلی داده می شد، تعداد مقالات علمی به عنوان مصداق رشد علمی کشور بود. در این فضای ایجاد شده هر استادی که تعداد مقالات (صرفا شمارش) بیشتری داشته باشد، امتیازات بیشتری می گیرد.
توجه به کمیت بدون داشتن زیر ساخت های علمی باعث شده است که ایران به عنوان یکی از متقلب ترین کشور های ارایه دهنده مقالات شناخته شود. امروزه اصولا وقتی که مقاله ای از ایران برای یکی از ژورنال های معتبر ارسال می شود، فرض بر وجود تقلب در آن می باشد.البته خوبی اش در این است که همه چیزمان به همه چیزمان می آید.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۳:۲۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 فرمایش شما حداقل در حوزه علوم پایه اشتباه است.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۳۲۲

 در کلیت فرمایش آقای دکتر حسینی هیچ تردیدی نیست، اما چند نکته:

۱. فرموده اند : “برای ارتقاء از استادیاری به دانشیاری و یا از دانشیاری به استادی، تنها صرف اینکه فرد چه تعداد مقاله و مطلب چاپ کرده باشد، می‌تواند ارتقاء یابد و هیچ آزمونی برای مشخص شدن سطح سواد وجود ندارد؛ از فرد خواسته نمی‌شود تا سخن بگوید یا به صورت کتبی در یک جلسه چیزی بنویسد تا میزان علم او سنجیده شود.”

آقای دکتر به خوبی مطلع هستند آیین نامه ارتقا علی رغم همه ایراداتش، تنوع بدی ندارد. مضافا بر اینکه راهکار شما بسیار بدتر است، چه کسانی مصاحبه کنند؟!!
حتما فراد بالای ۵۰و ۶۰ و ۷۰ که جوانتر ها را اغلب قبول ندارند! و متاسفانه حتی گاهی نگاه توام با غرور نازیبایی دارند…. و الحمدالله که در مملکت ما حب و بغض شخصی و ساسی اصلا و ابدا نیست!

۲. بد نیست آقای ذکتر بفرمایند چند مطلب بین المللی با ارجاعات قابل ملاحظه دارند تا ایرادشان منطقی تر شود.

۳. باید توجه داشت که با چه امکاناتی انتظار کار تاثبر گذار بین المللی داشته ایم.

۴. یک مقاله علمی پژوهشی ، یا ISI , و نه ISI-listed، هر قدر هم کم ارزش، نشان این است که دانشجویی – و یا مدرسی- در حد توانش تلاش کرده است، و این خود در خور تحسین است.

در پایان؛ هیچ شکی نیست که خیلی از دانشگاه ها تنها در ازای پول مدرک میدهند، و این خیانت به همه است. خیلی مدرسین دانشگاهی، شرافتشان را فراموش کرده اند، و فساد ریشه دوانده است، اما این دلیل توجیه رکود علمی یک مدرس دانشگاهی و نالیدن و ساکن ماندن و نمیشود.

ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۳۲

 در دانشگاه …….. گلا گروه ۳ تا استادیار دارد و هیچکدام رشته یا گرایش با عنوان مقطع دکتری همگون نیست!
هر استاد ۸ پایان نامه دکتری دارد و هر سه نفر اولین بارشون هست که دانشجوی دکتری دارند
خوب تکلیف دانشجو با این اساتید چیست؟
و چون خودشون هم مطلب را نمیدانند انقدر دانشجو را اذیت میکنند که شخصا حاضرم بالاتر از این پول بدهم و فرار کنم برید سرغ ریشه های کار نه شاخ وبرگش!
لابد میپرسید چطوری به این دانشگاه دانشجوی دگتری داده اند؟
خوب دیگه این از کرامات وزارت علوم دولت دهم است.
حق دارید باور نکنید من هم جای شما بودم باور نمیکردم
hessam
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۳۵

 مشکل سواد استاد هامونه.
همین دو ماه پیش یه دانشجوی دکترا از یه پروژه غلط دفاع کرد. کل نمودار ها غلط بود.
استاد هم اصلا داستان رو بلد نبود.
تازه پروژه رو هم عینا با واسطه و و دلالی یه استاد دیگه فروخت به یه لیسانسه ، اونم دفاع کرد!
دلال شدن استاد ها، به نظرم کم کم داره عادی میشه.
ناشناس
Ireland
۱۳:۱۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۲۱

 قانون کپی- پیست چیه؟قانون کپی رایت منطورش بوده؟؟!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۲۲

 ریشه مسئله این است که معیار انتخاب دانشجویان تحصیلات تکمیلی و استادان خیلی ربطی به توان علمی افراد ندارد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۲۶

 تعداد مقالات دانشگاهی ،معیار سنجش تولید علم در هر کشوری شمرده می شه، ولی سیاست گذاران این معیار رو به عنوان هدف قرار دادن و واقعا باورشون شده که با تولید یک سری مقاله بی فایده کشور رو تو این معیار بکشن بالا و بگن ما تو تولید علم ١۶ امیم و ١٧ ام و فلان ، مثل این میمونه که بگن کسی که ساعت رولکس داره ثروتمنده بعد دولت بیاد به همه ی مردم ایران یک ساعت رولکس بده و بگه ما در عرض ١ روز همه مردم ایرانو ثروتمند کردیم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۲۴

 با این شرایط خود مدرک چند
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۰۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۳۳

 وقتی در استخدام هیئت علمی تنها فاکتور داشتن پارتی هست وضع بهتر از این نمیشود.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۰۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۵۳۹

 من خودم پایان نامه نویسم ، رشته هـاى مهندسى معمارى و معمارى منظر
چون خسته شدم با ٢٨ سال سن هـمچنان آش خور باشم … دیگه خجالت مى کشم از بس از بابام پول گرفتم
ملت ، دولت مى خواد خوشتون بیاد مى خواد نیاد ، من پایان نامه مى نویسم
فرشاد

Iran, Islamic Republic of

۱۷:۲۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 من هم دانشجوی ارشدم و همچنان از پدرم پول می گیرم تابستان امسال چند نفر به من پیشنهاد پایان نامه نویسی دادن و من یکی دو تا نوشتم ولی خوشم نیومد. نتونستم باهاش کنار بیام در طول دوران دبیرستان و کارشناسی هرگز تن به کپی و تقلب ندادم. با ۲۴ سال سن همچنان از پدرم پول توو جیبی می گیرم ولی به شدت برای ساختن آینده ای بهتر دارم تلاش می کنم.
ناشناس

Malaysia

۱۱:۲۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۲
 برو ببین مهندسین معمار چطور نقشه می کشند و چطور پول در می آورند آنوقت تو بی عرضه انتخاب هایت پول توجیبی گرفتن از باباست یا به لجن کشیدن دانشگاه ها. پیشنهاد می کنم برو توی مترو جیب بری کن احتمالا از این دو تا کار بهتر باشد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۳۶

 وقتی دانشگاهها هیئت علمی بی سواد جذب می کنند و برای حق التدریس در دانشگاه هم پارتی بازی می شه و سواد کوچکترین تاثیری نداره و معیار ارتقا علمی استادان تعداد مقالات و کتابهاست و نه کیفیت آنها اوضاع احوال همین می شه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۸۸

 در دانشگاه امیرکبیر در مقطع فوق ایسانس فارغ التحصیل شدم و یه مقاله در یکی از ژورنالهای معتبر زیر مجموعه elsevier به چاپ رساندم ،و در چند کنفرانس خارجی و داخلی جهت ارائه دعوت به عمل آمدم و آموزش عالی مبلغی به عنوان هدیه به من داد ،وقتی مقاله برای بازنگری به انگلیس رفت ،بنده یه مقاله ای را که ازش کمک گرفته بودم جزئ ریفرنسهام نیاورده بودم ، پروفسوری که مطالعه کرده بود ،با یه سری اشتباهات تایپی مقاله را برگرداند تا تصحیح کنم.الان مثل سگ پشیمانم چرا اینقدر زحمت کشیدم ،چون چنان بعضی از افراد از خدا بیخبر درگیری ذهنی واسط درست میکنند ،که روزی ۱۰۰ بار آرزوی مرگ میکنی و یا میگی ای کاش اینجا به دنیا نیامده بودم.(خدا لعنت کنه خانواده گرامی ،رییس شرکت آسان موتور که ۸ ماه است ،پول را گرفته و خودرو تحویل نمیده و هیچ کس تا حالا جوابگوی بنده نبوده است.)
ناشناس

China

۱۶:۴۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 یکی از در برهم ترین کامنت هایی که در عمرم دیدم!
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۷:۱۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودت هم فهمیدی چی نوشتی؟
بامداد ایرانی
United States
۱۴:۱۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۳۲

 درهمین تهران ، استاد راهنما که حتی دانشجو را راهنمایی نکرده بود و فقط نامش در کنار نام دانشجو برای تحقیق در پروژه ای کاملاً جدید آمده بود از نجابت دانشجو استفاده کرده و کل تحقیق و افتخارات مادی و معنوی پروژه را به نام خودش ثبت کرده و با شرکت در سمینارهای مختلف و مصاحبه های گوناگون حق آن دانشجو را کاملاً پایمال کرده و دانشجوی یادشده نیز دستش جایی بند نیست. بعد صحبت از اخلاق واز این حرف های صدمن یک غاز می زنیم. فعلاً در ایران هیچ چیز .. هیچ چیز مطرح نیست.
زهره
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۲۳۱

 مقصر همه این ها دانشگاه آزاده. با ورودش به عرصه علم موقعیت کاری دانشجویان دانشگاههای دولتی رو گرفت و این باعث شده اونا به چنین کارهایی رو بیارن دانشجویان دانشگاه آزاد هم که چیزی بلد نیستن صرف مدرک گرایی.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۷:۰۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 چه ربطی داره. دلت پره گیر دادی به دانشگاه آزاد. چرا شما خیال میکنید همه باید برن دولتی؟مگه ظرفیت ها چقدره؟چند سال باید بشینه پای کنکور؟مگه هر سال ظرفیت دولتی کاهش پیدا نمیکنه؟ مگه پردیس و غیر انتفاعی و پیام نور پذیرشش چقدر از آزاد سخت تره؟ توی ارشد ۹۰۰ هزار نفر متوسط ثبت نام میکنن چقدر پذیرش میشن تو مقطع روزانه بنظرتون؟ سیستم دانشگاهی باید قوی شه. خروجی باید با سواد شه که تنها به نظام آموزشی و سواد اساتیدش بر میگرده…. برای کار اگر پارتی مهمه که کاری به مدرکت ندارن. اگر پارتی نباشه پس دانشجوی قوی تر یعنی موفق تر. به آزاد و روزانه و غیر انتفاعی و … چه ربطی داره؟؟؟
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۲۴

 زمانیکه استاد راهنما به دانشجو میگوید موضوع پایان نامه را با خودت بیاور و استاد اصلاً تلاشی در این زمینه نکرده و فقط به فکر کسب امتیاز و ارتقاء از استاد یاری به دانشیاری و استادی است نتیجه همین میشود. در کشور ما همه با هر چیزی کاسب کارانه و دلال مآبانه برخورد میکنند و انتظار دارند با حداقل زحمت، استفادۀ حداکثری نمایند.
بی نام
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۱۵

 چالش ها بسیار فراتر می باشد و می توان با رویکردهای گوناگون به این معضل نگاه کرد. اساتیدی که دانشجویان بیشتر و بیشتری را می گیرند، تا بتوانند پول بیشتری از طریق مشاوره یا راهنمایی پایان نامه ها کسب کنند؛ اساتیدی که حتی فرصت پاسخ دادن به دانشجویان را ندارند.
از سویی به فکر منافع خود با دو رویکرد دیگر هستند؛ یکی کسب درآمد بیشتر با ارائه مقالات دانشجویی ( مقالات پایان نامه ها) و دریافت تشویق مقالات از سوی دانشگاه ها و پژوهشکده ها و رویکرد دوم کسب درآمد از طریق افزایش امتیازات دانشگاهی با همین مقالات.
تنها فشار کار و استرس بر روی دانشجو و پژوهشگر می باشد.
پول و شهرت را اساتید می برند و دانشجو و پژوهشگر خسته و گرسنه می شوند.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۴:۵۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 اینکه دانشجو کار باید بکند چیزی است که در همه جای دنیا وجود دارد شما به بهترین دانشگاههای آمریکا هم بروی تهیه پروپوزال (البته زیر نظر استاد راهنما) و کار و ارائۀ پایان نامه به عهدۀ دانشجوست و البته استادی که این مسیر را مناسب به پیش برده و هدایت نموده مستحق امتیاز میباشد. ولی به شرطی که تقلبی در کار نباشد. و اطلاعات کپی کاری و من درآوردی نباشد. که امیدواریم با گسترش سایت های ثبت پایان نامۀ موجود و استفاده از برنامه های شناسایی plagiarism امکان ردیابی کپی کاریها هر چه بیشتر فراهم گردد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۸

 هم اکنون فرارو از کجا این آمار را درآورده ! پس مسئولین قضایی هم دسترسی به منشاء این تخلفات را دارند. اگر سیاسی بازی فرصتی به آنها بدهد به این مسائل هم رسیدگی نمایند.
محمد
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۲۶

 شماها سیستم آموزشتون رو درست کنید کمتر اتفاق می افتد.۱۱ سال باید درس بخونی تازه دیپلم بگیری.دیپلمم که میگیری تازه میفهمی تمام درسایی که خوندی اصلا هیچ!!!!اصلا به کارت نمیاد
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۲۶

 من پایان نامه نویس بیکارم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۱۸

 متأسفانه امور آموزشی برخی دانشگاه ها توسط یک سیستم بوروکراتیک و به شدت دردسرساز و بی سواد اداره می شود که نه از علم چیزی می فهمد و نه برای آن ارزش قائل است.
با کار کارمندی و ساختار اداری خشک هم, گرهی از کار فروبسته علم و دانش و خردورزی گشوده نخواهد شد.
مجید
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۴۱۰

 “مقصر همه این ها دانشگاه آزاده. با ورودش به عرصه علم موقعیت کاری دانشجویان دانشگاههای دولتی رو گرفت و این باعث شده اونا به چنین کارهایی رو بیارن دانشجویان دانشگاه آزاد هم که چیزی بلد نیستن صرف مدرک گرایی.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۵:۱۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 من هم دانشگاه دولتی درس خوندم و هم آزاد ،درس خوندن به خود دانشجو بستگی داره نه دانشگاه !!!!خیلی دانشگاه آزادی ها هستن که با سواد تر و بهتر از دولتی هان و بر عکسش هم وجود داره اما دنبال مقصر بودن چیزی رو عوض نمیکنه.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۱۷

 ببینید در مقطع کارشناسی که کار پژوهشی از دانشجو انتظار نمیره و طبعا نوشتن مقاله هم در کار نیست. کار پژوهشی خاصه دوره ارشد و دکتراست.
در چند سال اخیر متاسفانه دانشگاه آزاد، پیام نور، غیرانتفاعیها براحتی و بدون داشتن حداقل امکانات، مجوز ارشد و اخیرا دکترا گرفتند اونهم در تاپ ترین رشته ها مثل مهندسی برق و کامپیوتر و عمران و….
خب استاد که ندارن، دانشجو هم که قربونش برم فقط اسمش دانشجو هست و دیگر هیچ! یا کارمنده بقول خودش فاصله گرفته و وقت نداره یا اصلا توانایی های علمی لازم رو نداره!. چیکار میکنه؟ میره دست به دامن فارغ التحصیلان ارشد سال های قبل واینها میشه. بعد نتیجه ش میشه اینهمه به اصطلاح شرکت!!! که با افتخار مقاله چاپ میکنن، پایان نامه می نویسن و….
البته در دانشگاه هایی هم که استاد دارند، وضع بهتر از این نیست! استاد خود بنده که دانشجوی دکتراش هستم، اصلا زحمت کمترین کاری به خودش نمیده و برای کارهایی که وظیفه اش هست و بابتش پول میگیرهف من دانشجو باید انجامش بدم…….و هنوز خییییلیییی حرفهای نگفته ست و تو خود کمی فکر کن!
حمید

Iran, Islamic Republic of

۱۰:۵۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱
 براجین قزوین که من تازه اسم این روستا رو شنیدم تا حالا ۱۰۰ تا ارشد کامپیوتر به کمک میدون انقلاب داده بیرون !!
مجید
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۵۱۲

 “مقصر همه این ها دانشگاه آزاده. با ورودش به عرصه علم موقعیت کاری دانشجویان دانشگاههای دولتی رو گرفت و این باعث شده اونا به چنین کارهایی رو بیارن دانشجویان دانشگاه آزاد هم که چیزی بلد نیستن صرف مدرک گرایی.
مجید
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۵۱۹

 مشکل دانشگاههای آزاد، پیام نور و غیر انتفاهی ها می باشند
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۷:۲۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹
 شما اول به یک اسم نظر بگذار
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۲۵

 همه اینها ناشی از بی عرضه بودن وزارت علوم است
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۱۱

 ببینید در مقطع کارشناسی که کار پژوهشی از دانشجو انتظار نمیره و طبعا نوشتن مقاله هم در کار نیست. کار پژوهشی خاصه دوره ارشد و دکتراست.
در چند سال اخیر متاسفانه دانشگاه آزاد، پیام نور، غیرانتفاعیها براحتی و بدون داشتن حداقل امکانات، مجوز ارشد و اخیرا دکترا گرفتند اونهم در تاپ ترین رشته ها مثل مهندسی برق و کامپیوتر و عمران و….
خب استاد که ندارن، دانشجو هم که قربونش برم فقط اسمش دانشجو هست و دیگر هیچ! یا کارمنده بقول خودش فاصله گرفته و وقت نداره یا اصلا توانایی های علمی لازم رو نداره!. چیکار میکنه؟ میره دست به دامن فارغ التحصیلان ارشد سال های قبل واینها میشه. بعد نتیجه ش میشه اینهمه به اصطلاح شرکت!!! که با افتخار مقاله چاپ میکنن، پایان نامه می نویسن و….
البته در دانشگاه هایی هم که استاد دارند، وضع بهتر از این نیست! استاد خود بنده که دانشجوی دکتراش هستم، اصلا زحمت کمترین کاری به خودش نمیده و برای کارهایی که وظیفه اش هست و بابتش پول میگیرهف من دانشجو باید انجامش بدم…….و هنوز خییییلیییی حرفهای نگفته ست و تو خود کمی فکر کن!
منصور
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۱۱

 کاملا بدون شرح….

“مثال دیگر وزیر خارجه آلمان است که به دلیل اینکه سال ها پیش یک پاراگراف تقلب در پژوهش دکترایش وجود داشت، خود از وزارت خارجه این کشور استعفا داد. ”

ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۲۱۷

 در دانشگاه آزاد گاهی اوقات یک استاد راهنما , هدایت ۱۵ تا ۲۰ پایان نامه را در یک ترم بر عهده میگیرد ولی در نهایت حتی یک دقیقه هم در انجام پایان نامه به دانشجو کمک نمی کند – سقف راهنمایی و مشاوره پایان نامه اساتید دانشگاه ازاد به ۴ عدد در طول ترم کاهش یابد .
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۵۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۱۰۴

 این یک نگاه سطحی است. دانش در سطح دانشگاههای ایران حد قابل قبولی دارد و حتی بسیار نخبگان داریم که سطح دانش و فنی که در اختیار دارند بسیار بالاتر از متوسط بهترین دانشگاهها است. کسب دانش توسط شخص انجام میگیرد. بسته به تلاشی که میکند و فکر و اندیشه ای که به خرج میدهد و از همه مهمتر هدف و انگیزه ای که دارد. راسخون فی العلم برندگان این عرصه هستند. اما در این میان قبول دارم که نگاه کمی به پدیده علم و پژوهش و تولید علم که میتواند نگاهی کاملا سطحی قلمداد شود در ممیزی دانش واقعی و کارایی واقعی کمی ناکارآمد است و این میشود که به قول نویسنده مزبور آنانکه ناشایسته اند در جای شایستگان نشسته اند و آنانکه رنجی نبرده اند به گنجها رسیده اند. با این همه البته هستند کسانیکه در نهایت سعی و تلاش و در نهایت باریک بینی و تیزهوشی بر قله های علم سوار هستند و در همین مملکت خودمون به کار تولید علم و آموزش آن مشغولند.
reza
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۵۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۰۹

۰۲۹

 به نظر من وزارت علوم باید هر ساله یک امتحان آپدیت بودن اساتید دانشگاه از اساتید بگیرد که این شامل زبان و دروئس تخصصی باشد و کسانی که نمره بالای ۷۵ نگیرند از استادی دانشگاه کنار گذاشته شوند
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۰۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۳

 من دانشجوی روان شناسی ارشد دانشگاه تهرانم. ما ۱ سال است که برای واحد های عملی و نظری استاد نداریم. و جالبه دانشگاه هزینه واحد ها رو از دانشجو های شبانه گرفته . و خیلی رک وراست میگن پول نداریم. جالبه در عین حال که پول ندارن میلیون ها تومان خرج سیستم دوربین وشنود تو دانشکده میکنن. ولی به دانشجو کمترین خدمات مثل استاد. اینترنت پر سرعت ، سیستم مجازی پایان نامه و اجازه به یرگزاری سمینار های علمیو نمیدن. جالب تر اینکه وقتی برای کار عملی که جزو واحد های وارد کلینیک دانشکده میشیم ازونجا بیونمون میکنن. انگار دانشگاه جای این که محل خدمات به دانشجو باشه شده محل در آمد زایی کارمند ها واساتید دارای پست از بیت المال بدون ذره ای خدمات
مجید
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۹

 سلام من دانشجوی ارشد کامپیوتر توی دانشگاه آزاد هستم متاسفانه یکی از اساتید دانشگاه ما که خود مسئول دفتر پژوهش و فناوری دانشگاه ما هم هست از چند ترم پیش اقدام به اجبار دانشجویان خود به دادن مقاله نمود تا بتواند به اسم خود مقاله ها را ارسال کند این عمل در ابتدا مورد سرزنش باقی اساتید قرار گرفت اما وقتی اساتید متوجه شدند این عمل استاد مورد پذیرش دانشگاه است (به خاطر ترفیع رتبه علمی دانشگاه) آنها نیز به مرور همین رویه را در پیش گرفتند تا به جایی که اساتیدی که این کار را نمیخواستند انجام دهند از ترس بد نامی از این دانشگاه رفتند و حالا دانشگاه مانده و چند استاد فاسد و دانشجویان بیچاره و همه اینها به نطر بنده از ضعف نظارت جامع بر دانشگاهها است که به زور میخواهند رتبه علمی خود را بالا ببرند و به همین خاطر چشم خود را بر روی خیلی از مسایل می بندند
لغت
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۳۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۵

 زین خران تا چند باشی نعل‌دزد
گر همی دزدی بیا و لعل دزد
المیرا
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۴۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۶

 سلام
به نظر من تا وقتی ادارات برحسب مدرک حقوق بدهند وضع از این بهتر نخواهد شد مصداق این موضوع رو تو دانشگاهها داریم میبینیم که طرف ۵۰ سالش حس و رمق درس نداره اما واسه چندرغاز بیشتر گرفتن از سازمان مربوطه سرکلاس مباد و با تقلب و التماس کردن یک نمره ای میگیره تا بلاخره بشه اسم مدرکشو گذاشت لیسانس.
فاروق
Norway
۰۰:۴۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۹

 ما رکورد زدیم.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۵۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۸

 در چه جنبه هایی ابتذال نداریم که گیر دادین به این ابتذال علمی؟ابتذال سیاسی نداریم؟ابتذال فرهنگی نداریم؟ابتذال اقتصادی نداریم؟ابتذال اخلاقی نداریم؟ و……………..بابا مملکت دیگر جای زندگی سالم زیستن نیست باید یه جوری خلافکار بود تا ادامه حیات بدهی و گرنه………………………
ناشناس
United States
۰۱:۱۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۱۲

 همه چیمون درسته
فقط پایان نامه مون نادرسته
فساد از درو دیوار داره می باره
از اون بالاش تا اون پایینش
برید ببینید چند درصد از همینا که پایان نامه می نویسن فارغ التحصیلان بیکار ارشد و دکتری هستن
سهمیه ها و پارتی بازیا و باند بازیا
فساد در مواد عذایی
واردات گالاهای بی کیفیت چینی جهت سود بیشتر
و …..
واسه من دغدغه علم پیدا کردند حالا
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۵۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۳۶

 اگر در خارج از دانشگاه یعنی در بازار کار ، مدرک گرایی برچیده شود و استخدام ها بدون در خواست مدرک تحصیلی و فقط با توجه به تخصص و دانش و کارآیی افراد انجام شود دیگر کسی به دنبال مدرک تحصیلی (صوری) نخواهد بود.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۵

 افراد پایان نامه نویس و پژوهشگران جوان باید در شرکتهای دانش بنیان پژوهشی وابسته به دانشگاه آزاد جذب و استخدام شوند تا علم خود را ارزان به دیگران نفروشند و این علم در اختیار دانشگاه قرار گیرد .
سینا
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۱۴

 کجای مملکت ما فاسد نیست ؟
محمد
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۰۷

 در دانشکده ای که من تدریس می کنم (دانشکده ریاضی)، دو استاد تمام هستند که حتی از عهده ی تدریس ریاضی عمومی پایه عاجزند و حتی در تدریس دروس تخصصی خودشان دارای نمره ارزشیابی زیر ۱۴ هستند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۲۸

 بیشترین تقلب ها و کپی برداری ها و جعل اسناد علمی مربوط به دانشجویانی است که به صورت نیمه وقت در دانشگاه حضور دارند مثلا کارمندان دولت که صرفا برای افزایش حقوق دنبال یک مدرک دانشگاهی نامعتبر و بی ارزش هستند . خصوصا مدیران ارگان های دولتی و برخی نمایندگان که دنبال یک مدرک دکترای جعلی هستند و یک بار هم سر کلاس درس حضور ندارند .
ناشناس
United States
۰۸:۴۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۵

 بیچاره اون بیماری که به امید درمان به این به اصطلاح پزشکهای مدرک خریده مراجعه میکنه
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۴۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۷

 فساد در گوشت و پوست همه نفوذ کرده و مهمتر بالادستی ها و حاکمان منفعت طلب و بی ید شده اند
علی
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۵۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۷

 آقای حسینی چرا مقصر خریداران هستند؟ من کارشناسی ارشدم رو از دانشگاه آزاد در ایلام گرفته ام و آنچه که واقعیت است بیان میکنم اولا اساتید با کسانی که به نوعی نفعی چه مادی و چه معنوی!!! برایشان داشته باشند لطف بیش از حد میکنند باور کنید افرادی بودند که از رو خوندن هم بلد نبودند و خود استاد راهنما هم پروپزال رو براشون نوشت و هم پایان نامه را و هم برای مقاله ی ای اس ای مبلغی گرفت و خودش ارسال کرد قسم میخورم فقط و فقط چون برای استاد که اتفاقا خیلی شیک و آرایش هم بود فقط نفع مادی داشتند ولی انهایی که درسخون بودند و زحمت میکشیدند به بهانه هایی یک ترم عقب می انداختند تا شهریه ۲ میلیونی دیگه به دانشگاه بپردازند تا ترم بعد بتوانند دفاع کنند آدم های ساده و بی غل و غش عقب می افتادند و آدم های آرایش کرده برا خودشون پایان نامه شون رو دفاع میکردند و میرفتند.هیچی به هیچی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۰۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۴

 فرارو اعتبار رسانه ای نداری چون مطالب را سانسور می کنی من یه مطلب مستدل نوشتم منتشر نکردی.حالا هم احتمالا برا اینکه نشون بدی رسانه آزادم همین متن را منتشر می کنی در حالیکه استدلال های من را چند بار منتشر نکرده ای چون بر خلاف نظرات خودت هست.ایرانه دیگه ادعای آزادیخوایتون میشه ولی…
موسوی
Netherlands
۰۹:۱۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۹

 رفیق دلواپس! این که ژاپن با تلاش علمی وصنعتی وپیشرفت خود به امریکا ودنیا درس عبرت داده و درجهت رفاه ملت خود ودیگران کارهای بزرگی کرده،جک نیست ولی شماها هرگاه تا فیها خالدون تون میسوزه با تخطئه و مسخره بازی و تحقیر وتهدید و … از خودتون میخواین دور کنید هر آنچه را موجب سر افکندگی تون هست! اینها به ریش شماها بسته شده وبا حرف وتهدید و… نمیتونید از خود دور کنید. شماها همواره واسه توجیه نارساییها و مشکلات بیسوادی وبی عرضگی وندانمکاری واختلاسات وتقلبها ورانتخواریهاتون و… به دشمنان فرضی نیاز دارید و متاسفانه صداتون با تقویتهای مصنوعی از صدای بقیه ملت بلندتره وکسی صدای درستی وپاکی وصداقت ونوع دوستی وروحیه تعامل ملت با دنیا رو نمیشنوه درمیان انبوه پارازیتهای شماها… متاسفم که ژاپنیها با تدبیر و عقل ودرایت به جایی رسیده اند که با تغییر اندک تعرفه واردات وصادرات خودش دولتهای جهان رو به تکاپو میندازه و هیچ ژاپنی دنبال درگیری وجنگ و فلاکت آوری واسه خود ودیگران نیستش ولی شما اگه دستتون بیاد دنیا رو نابود میکنید چون از درک تعامل وانسانیت امروزی عاجز هستید….
دانشی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۱۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۱۰

 اقا وقتی ادرات ما ودولت امتیاز به مقاله میدهد وکارمند به جای کار باید مقاله ابکی بدهد تا امتیاز بگیرد وحقوقش زیاد شود شما انتظار فساد را ندارید کارمند کار کند یا مقاله بدهد انهم مقالهای که اصلا در کار لازم نیست مشکل ما از دولتمردان با این امتیاز دادن ها است
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۳:۱۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 بله دقیقا مطابق آیین نامه جدید ارزیابی عملکرد کارکنان مقاله و طرح تحقیقاتی بیشترین امتیاز رو دارند برای همه کارکنان.
حامد
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۸۴

 بنده ارشد برق کنترل(هوشمند) از دانشگاه آزاد مشهد دارم،حاضرم در این زمینه با هرکس در هر جایی که می خواهید ، مسابقه علمی بگذارم، حتی اگر در شریف درس خوانده باشد. مشکلاتی که ما در دانشگاه ها داریم، مختص به یک نوع یا … نیست، وسط دعوایی که با بقیه داریم، دیگر نرخ تعیین نکنید همه را هم به یک دید نبینید لطفا. البته اگر فرارو منتشر کند.
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۳:۱۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 کسی که دانشگاه آزاد درس مس خونه لیاقت هیئت علمی شدن نداره دانشگاه آزاد شاید در حد کارمند یه اداره شدن بدرد بخوره
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۱۵:۱۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 باهات کاملا موافقمممممممممممممممم
ناشناس

Iran, Islamic Republic of

۲۰:۰۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰
 شریف قویه ولی نه تو همه زمینه ها. بعضیا فقط اسم و میبینن. خیلی دانشگاه های آزاد حتی سطح متوسط از شریف و امیر کبیر تو برخی زمینه ها تو مسابقات جلو زدن
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۱

 وقتی یک مشت متشرع نما رو با تقلب میکنند دکتر و فردا میشود استاد از دانشجو چنین ادمهای چه انتظاری دارید؟
دانشجو در آمریکا
United States
۱۶:۵۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۳

 این معضل خیلی پیچیده تر از آن است که با اقدامات وزارت علوم حل شود. به عنوان مثال یکی از عوامل انگیزشی مهم برای تقلب علمی وجود عطش خروج از کشور در بسیاری از دانشجوهای فارغ التحصیل شده اسرانی است که به هر قیمتی می خواهند رزومه خود را تقویت کرده و راهی برای خروج از کشور بیابند. ریشه این عطش اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است و به راحتی قابل رفع نمی باشد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۰۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۳۱

 یک موسسه کلاهبرداری در تهران بنام ادکس EDEX با سوئ استفاده از وضعیت موجود از دانشجویان اخاذی نموده و با دیافت مبالغ چند میلیونی با دانلود یک سری از مطالب ایترنتی سر آنها کلاه می گذارد این بلا یر خانم اینجانب آمده است با وزارت علوم تماس گرفتم گفتند به ما هیچ ربطی ندارد می خواهم بدانم پس به کی مربوط است
سجاد
United States
۱۷:۲۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۲

 thesis.order@gmail.com مستقیم بی واسطه، تمام رشته ها، پایان نامه، مقاله، پروپوزال
ناشناس

United States

۱۸:۰۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۲۲
 موفق باشید دوست عزیز
حسین
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۰۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۱۵

 وقتی آقایان در سفرهای استانی بدون بررسی تند و تند مجوز دانشگاه دادند همینه روتایی سراغ دارم که دبیرستان ندارد اما دانشگاه دارد چه لزومی داشت که اینهمه دانشگاه باز بشه که الآن مسؤولین بعضی از این دانشگاهها برای سر پا نگه داشتن خود مجبورند به هر شکلی هست دانشجو بگیرند و هر طور شده و لو با نمره دادن آنها را حفظ کنند در دانشگاههای معتبر دولتی هم متاسفانه مسؤولین غیر علمی و سیاست زده تصمیم می گیرند در دانشگاه خودمان که می گویند سومین دانشگاه ایران است کسانی به اساتید امتیاز می دهند که خودشان با یک یا دو مقاله دانشیار و استاد شدند و هیچ ضابطه ای حاکم نیست فقط هر دولتی که می آید تعدادی از نور چشمیها ارتقاء پیدا می کنند و کسانیکه بی طرفند خیلی سلیقه ای به آنها امتیاز می دهند موردی داشتیم که هر چه استاد از کمیته تخصصی در خواست کرداز نتیجه ارزشیابی کمیته که حق مسلم استاد است با خبر شود مدرکی به او ندادند و بازنشستش کردند این سومین دانشگاه ایران است وای بر بقیه خدا به دادمان برسد
علی
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۴۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۰۶

 من دارم دکتری ریاضی میخونم. معیارهای ما در جذب دانشجوی دکتری چیست؟ در بخش ما همین الان ۷۵ دانشجوی دکتری داریم!(باور ندارید ایمیلتان را بدهید تا تعداد ثبت رساله دکتری ریاضی در ترم اخیر در دانشگاهمان را برایتان بفرستم!) مگر پژوهش این قدر کشک است که این همه دانشجوی دکتری داریم جذب میکنیم! ما آمدیم این معیار مسخره را گذاشتیم که استاد تمام همزمان میتواند ۳ تا دانشیار ۲ تا و استادیار ۱ دانشجوی دکتری داشته باشد(البته در عمل با زد و بندها این ارقام دو برابر هم میشوند) آقا این چه معیار مزخرفی است که گذاشته ایم! کجای دنیا این همه جذب دانشجوی دکتری در علوم پایه را داریم؟ بسیاری از اساتید تمام ما دانشجوی دکتری داشتن را حق طبیعی خود میدانند! این در حالی است که سالهاست از علم روز دنیا به دور افتاده اند و مشغول کارهای اجرایی و فقط تدریس دروس پایه شده اند. این خود بزرگترین فساد در بدنه علمی ماست. یکی به داد این اوضاع نابسامان برسد تو را خدا. مگر ما چقدر دانشجوی دکتری در علوم پایه میخواهیم؟ حتی اگر به شکل احمقانه فرض کنیم که در تمام موارد جذب داریم درست عمل میکنیم و دانشجویان خوبی تربیت میکنیم این رشد نامتوازن به چه درد ما میخورد؟ چقدر از فارغ التحصیلان این رشته ها کار برایشان هست تا خدمت کنند؟!! چرا پول بیت المال را برای به دست آوردن چند آمار در نوشتن مقاله خرج میکنیم تا بیگانه به ما بخندد که اینها را ببین! فرارو تو را خدا منتشر کن که دلم پر درده.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۵۲ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

۳۳

 دانشگاه آزاد گند زد به علم در این مملکت
دکتر نصیر
Iran, Islamic Republic of
۰۰:۲۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۱۴

 مدتی پیش یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه شریف برای مصاحبه اومده بود شرکت ما واقعا تعجب کردم حتی برنامه نویسی به زبان سی پلاس رو بلد نبود!!!
وقتی آمار تحصیلات تکمیلی و دکترا در ایران با کره جنوبی که رتبه اول آسیا رو داره نسبت به جمعیت برابری می کنه آنهم برای کشوری که اصلا یک کشور صنعتی حساب نمی شه مشخصه این وسط بخش زیادی از مدرک دارها در این بازار مدرک گرایی به هیچ عنوان استعداد و سواد لازم رو ندارند
این کشور چقدر دکتر و منهدس می خواهد؟
در برخی شهرها دیگه کسی اصلا حاضر نیست بره سر زمین کشاورزی باغبانی دامداری شیلات یا کارگاه تولیدی و..راه بندازه با وجودی که بیکار مدرک دار هستن
شیوا
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۰۲

 اغلب کسانی که میدن پایان نامه براشون بنویسن ادمایین که مثلا کارمندن و وقت پایان نامه دادن و میخوان مدرک رو بگیرن تا حقوقشون بالاتر بره ، چاره این داستان از بین رفتن مدرک گرایی هست و یا حداقل مدرک به شرطی قبول بشه که ازمونی هم بابت سطح علمی داده بشه ، اونایی که پایان نامه می نویسن اغلب کسایین که ارشد و دکترا از دانشگاه های خوب دولتی دارن ، پس همه رو به یه چوب نرونید و نگید بیسوادن
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۰۲

 بهتره بگیم ابعاد گسترده فساد در ایران !
فارسی را پاس بداریم !
سهند
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۱۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۰۴

 وقتی یک ویروس یا میکرب به قسمتی از بدن کسی نفوذ میکند اگر جلوی آن را نگیرد و درمان نکند به مرور تمام بدنش را فرا گرفته و فرد بیمار را از پای در می آورد. وقتی فساد در سیستم حکومتی وارد جامعه می شود دروغ و ریا و تملق و رشوه ار مجلس و دولت و بالا و پایین مسئولین را فرا نمی گیرد و با آن بصورت امر طبیعی برخورد می شود و جلویش گرفته نمی شود به تدریج همه جامعه را آلوده میکند. فساد سیستماتیک یعنی این. این فساد حتی به مردم هم نفوذ کرده و در زندگی روزمره شون هم تاثیر میگذارد. از ماست که بر ماست.
پیامبراکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و سلم می فرمایند:
صِنْفانِ مِنْ اُمَّتى اِذا صَلُحا صَلُحَتْ اُمَّتى وَ اِذا فَسَدا، فَسَدَتْ اُمَّتى، قیلَ یا رَسولَ اللّه‏ِ وَ مَنْ هُما؟ قالَ: اَ لْـفُقَهاءُ وَ الاُْمَراءُ؛
دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى‏ شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى ‏شوند آن دو گروه کدامند؟(خصال، ص ۳۷٫)
دلواپس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۲۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۱۲

 من نمیدونم چرا با وجود اینکه کسانی هستند که علنا این پروژه هاو پایان نامه ها را می فروشند مسئولی نسیت با آنها برخورد کند .
راهکار>>> آموزش عالی جهت هر پروژه تحقیقاتی و یا هر پژوهش دانشگاهی کد رهگیری تعیین نمایند.
احمدی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۹ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۰۴

 تو همین دانشکده ای که خود اقای دکتر حسینی هستند افراد زیادی که اصلا دوره دانشجویی اهل درس نبودن و دنبال بر هم زدن وضعیت دانشکده بودند در دوره احمدی نژاد رفتند المان و امریکا و با پول بیت المال دکتری گرفتند الان هیئت علمی دانشگاه شدند و دانشجوی های مستعد را رد کردند مشکل اساسی تر از این حرف هاست انها که از احمدی نژاد حمایت کردند چرا جیکش.ن در نمیاد؟؟؟؟؟؟؟
دانشجوی دکتری
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۵ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۰۸

 من که یک دانشجوی دکتری بیکار هستم از چه راهی باید هزینه های تحصیلم رو تامین کنم؟ هر کجا هم که برای کار مراجعه می کنی باید پارتی داشته باشی!! خب امثال من ناچار هستن که برای دیگران پایان نامه بنویسند. خیلی از کسایی که پایان نامه میخرند افراد بی سوادی هستند که با رابطه استخدام ادارات دولتی شده اند الان فقط یک مدرک میخوان که اون رو هم با پول میخرند……..!!!!!؟؟؟ اگه بیکاری حل بشه این فساد علمی هم به نوبه خودش حل میشه
محمد رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۰۵

 سلام من یک دانشجوی دکتری در دانشگاه فردوسی مشهد هستم. قسم میخورم استادم از محتویات مقاله ام خبر نداره و بعد از چند بار که خودم کارامو میخونم میبینم چه غلط های ساده ای وجود داره که استادا مثلا خوندن و کامنت دادن. خدا ازشون نگذره. خدا رو شکر که یه روز همه آدم ها میمیرند و اون دنیایی برای محاکمه این گردن کلفت ها هست
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۳۰ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۱

۰۱

 اتوبوسی عازم شهری بود که اغلب مسافرانش خواب بودند ! نابغه ای پیدا شد به راننده گفت که : برای کی رانندگی می کنی اینها که همه خوابند !
وضعیت جامعه امروز ما به هیچ جامعه عاقلانه ای شباهت ندارد برای هر فرد یک قانون وجود دارد پس ما بزودی قله های علم را فتح خواهیم کرد البته روی کاغذ !
پویان
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۱۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۲

۰۳

 همین افراد متقلب که دست از سر درس و دانشگاه بر نمی دارند، همین جمعه آزمون دکتری نیز دست به تقلب می زنند و حق ما رو می خورند هیچ کس هم براش مهم نیست
مهران
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۱۱ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۲

۰۴

 فساد علمی به اینجا هم ختم نمی شود.
پژوهشگران و اساتیدی هستند که با تبانی و ایجاد باند بازی، به درج نام یکدیگر در مقالات می پردازند تا به صورت ضریبی امتیازاتشان بیشتر و بیشتر شود. این در حالی است که هیچ فعالیتی در آن پروژه نداشته اند. در ضمن با همین اسامی به دریافت بودجه برای رفتن به فرنگ همت می گمارند
رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۸ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۳

۰۲

 سلام
من استاد دانشگاه دولتی هستم. روزهای پنجشنبه صبح هم در دانشگاه ازاد در مقطع ارشد درس میدهم.
در دانشگاه ازاد مثل دولتی درس می دهم و به همان شکل هم امتحان می گیرم و معمولا در کلاسهایم بین سی تا پنجاده درصد مردود میشوند. از دید دانشجویان بسیار آدم بدی هستم، خودشان می گویند که هر کسی درس من را پاس کند حتما مدرک می گیرد!
دائما هم از طرف مسولان مورد مواخذه قرار میگرم که چرا سخت گیری میکنی که دانشجویان ناراضی باشند در ترم قبل به طور کاملا واضح یکی از ایشان از من خواست که نمره بده!. الان بیش از دو سال است که هیچ دانشجویی حاضر نیست که با من پایان نامه بگیرد و ظرفیتم کاملا خالی است. در عوض اساتیدی که هیچ سخت گیری و کنترلی روی پایان نامه ها نمی کنند ، همواره ۴ نفر دانشجوی داری کد ثبت شده پایان نامه و ۴ نفر هم در انتظار ثبت دارند. جالب است بدانید که در ۸ سالی که من اینجا حضور دارم تنها ۲ بار داور پایان نامه شده ام آن هم به این دلیل که شب عید بود و هیچ استاد دیگری در دانشگاه نبود و اجبارا من انتخاب شدم. حتی دانشجویان به خاطر سخت گیری من حاضر نیستند من را داور پایان نامه خودشان نمایند. در این شرایط ایا شما انتظار دارید که افرادی مثل من زیاد شوند؟ برای من مثل روز روشن است که یکی دو ترم بعد عملا کل دروس من بدلیل به حد نصاب نرسیدن، حذف می شود و عذرم را خواهند خواست! اصلا دانشجویان تمایلی به درس خواندن ندارند و فقط فکر می کنند به صرف این که بیایند کلاس باید نمره عالی بگیرند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۵۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۸

۰۲

 اگر تا پاسی از نیمه شب گذشته از کنار خیابان یک کشور اروپایی رد شوید از پنجره خانه ها افراد سالخورده ای را میبینید که مشغول مطالعه اند -اما بعضی دانشجویان جوان ما فقط یک روز مانده به امتحان دنبال زیراکس جزوه و پیدا کردن نمونه سوال هستند. فرقش اینه !
دانشجوی دانشگاه صنعتی
Iran, Islamic Republic of
۰۴:۲۳ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۹

۰۱

 یه دلیلش هم اینه که یه سریا اصلا هیچ علاقه ای به رشته خودشون ندارند درنتیجه مجبور میشن به هر قیمتی که شده فقط مدرکو بگیرن و برن دنبال کار و زندگی و…
رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۷ – ۱۳۹۳/۱۲/۱۹

۰۱

 دکتر عباس شیبانی نماینده چند دوره مجلس که اتفاقا اتفاقا اتفاقا از نظر سیاسی در ارودی اصول گراها هم قرار می گیرد سال۶۵ گفت با هر جا شوخی میکنید با دانشگاه شوخی نکنید . با دانشگاه زمامداران امور شوخی کردند شوخی های خیلی زشتی هم کردند بفرمایید میوه اش را بچینید.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۱۶ – ۱۳۹۳/۱۲/۲۴

۱۴

 جمع کنین این بند وبساطو، این همه فارغ التحصیل دکتری دارن ول می گردن برن چیکار کنن؟
آقای هیئت علمی دانشگاه تهران اگه اینها بخوان شرافتمندانه پول در بیارن باید چیکار کنن؟
برن بنایی کنن؟
دانشجوی دکتری دانشگاه شما که نرفت بنایی کنه، پایان نامه و مقاله هم ننوشت، چاره ای جر خود کشی پیش رویشش ندید.

عکس گاندی !

در دو جلسه مناظره از بعضی کاندیداهای ریاست جمهوری ، شاهد ادعاها و سخنان عجیب و غریبی هستیم که ممکن است مرغ پخته را وادار به خنده کند . جناب میرسلیم عضو حزب موتلفه دفاع عجیبی از حقوق شهروندی داشتند و سعی کردند به شدت خود را مدافع تام و تمام آزادی بیان نشان دهند .
ایشان در سال ۱۳۷۵ عهده دار وزارت ارشاد بودند و لذا مسئول وقایع اتفاقیه در حوزه کتاب . خوشبختانه قصه نحوه تعامل با اصحاب کتاب و اصولا نحوه سانسور در آن سال ، در کتاب ” ممیزی کتاب در سال ۷۵ ” نوشته “احمد رجب زاده” مضبوط شده است . ذکر بعضی نمونه ها ظلم رفته بر اصحاب قلم را در آن سال را بیشتر مشخص می کند :
“چنان بر روی میز کوبید که لیوان ها به رقص درآمدند ” از کتاب ماجرای پهلوان باید حذف شود .
شعر زیر که از سلمان ساوجی است از کتاب گلپونه باید حذف شود :
ای بس که شکست و باز بستم توبه
فریاد همی کند ز دستم توبه
دیروز به توبه‌ای شکستم ساغر
امروز به ساغری شکستم توبه
عبارت “شوهرم عاشق صدای پیانوست ” از کتاب نت زندگی باید حذف شود .
حساسیت های بیمارگونه ممیزان در دوره صدارت جناب میرسلیم تا بدانجا رسید که اصولا بکار بردن بعضی کلمات ممنوع شد!
مثلا جمله “پای عمه را بوسید ” و یا “پولهایش را بوسید” باید حذف می شدند ! و عجیب تر آنکه دستور داده شده که عکس
* نیمه عریان و تکیده مهاتماگاندی لابد به علت شهوت انگیز بودن از کتاب ادب و هنر بیگانه آل احمد *
حذف شود !
عبارت ذیل که در توصیف مصدق در کتاب زندگی باید کرد آمده باید حذف شود :
“پیرمردی که برغم ضعف جسمی و نقاهت ناشی از کهولت ، اراده ای نیرومند و دامانی پاک و منزه داشت . ”
حتی دیوانهای شعرا نیز از این ممیزی در امان نماند: دستور داده اند ۱۴ رباعی از دیوان خیام حذف شود. ۶ قطعه از دیوان وحشی بافقی و پنجاه بیت و رباعی و مصرع ! از دیوان مجد همگر شاعر قرن هفتم ! و بهمن تربیت حذف ۴۰ مورد از دیوان ملک الشعرای بهار .
در سال ۷۵همه حوزه های دانش بشری مورد سانسور قرار گرفته است. حتی فرهنگنامه ها هم همگی دچار جرح و تعدیل شده اند !
توصیه می کنم این کتاب را بخوانید سرگرم کننده و درس آموز است . نوشته شده برای گوگل پلاس

در خدمت و خیانت لیزنا 

 

باید به لیزنا برای داشتن خبرنگاران جوان پیگیر و سمج (البته در معنای اصرار کننده )! تبریک گفت. تذکرات پی در پی خانم قهرمانیان مرا وادار ساخته است الان که ساعت دو نیم صبح است دست به قلم شوم.

رسانه ها و تاثیرشان بر مخاطبانشان می تواند هم خدمت باشد و هم خیانت !  از بدو تولد کاغذ اخبار با شمارگانی محدود  تا امروز که در میلیونها گوشی ،انواع رسانه  در دسترس  است این خدمت و خیانت ادامه داشته است.

در برهه های حساس تاریخ این مرز و بوم این کارکرد دوگانه رسانه ها برجستگی بیشتری یافته و خود را نشان داده است . مثلا نگاهی به محتوای رسانه ها در دوران کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کارکرد رسانه ها را در آن واقعه به خوبی نشان می دهد . در این زمان هم در ذهن و زبان ما در مورد رسانه های موجود این تقسیم بندی وجود دارد . از یک سو رسانه هایی فعالند  که سعی در تنویر افکار دارند و با خاصیت آیینگی  سعی دارند صادقانه واقعیت های حوزه خود را پوشش دهند . از سوی دیگر رسانه هایی وجود دارند که نه تنها آیینه وار حقایق را منعکس نمی کنند بلکه با چولگی به یک سو  ، با سیاه نمایی مطلق و سفید نمایی مطلق ویا ختی دروغ پردازی سعی در تبلیغ آراء و افکار و اهداف  متولیان و تامین کنندگان خود را دارند. البته همواره “مصلحت” و “دروازه بانی” توجیه گر رفتار ناپسند این رسانه ها بوده است .

اینکه لیزنا به عنوان یک رسانه غیر وابسته  و مستقل تا چه اندازه توانسته است در خدمت کتاب و کتابداری کشور باشد و یا عکس آن عمل کرده است ، بهترین قاضی و معیار نظر جامعه مخاطبان این رسانه است . من هم به عنوان یکی از مخاطبان نظراتم را در ویژگی های مثبت و منفی این رسانه بیان می کنم .

در اهداف و چگونگی کارکرد لیزنا می خوانیم:

” این پایگاه، با حفظ نگاه ویژه خود به مسائل حوزه کتابداری و اطلاع رسانی و فناوری اطلاعات، ضمن پرهیز از درگیری های کم فایده رسانه ای، آماده است تا با درج  نظرات، دیدگاه ها و تحلیل های صاحب نظران و فرهیختگان، محل مناسبی را برای ارائه اندیشه های بدیع به متخصصان و عموم افراد فراهم آورد.

صداقت و سرعت در ارائه اخبار و انصاف در نگارش و انتشار تحلیل ها و مقالات سر لوحه دست اندرکاران پایگاه خبری لیزنا است.

دست اندرکاران لیزنا، رعایت تمام قوانین حقوقی مربوط به مطبوعات ایران را بر خود فرض دانسته و علاوه بر رعایت قانون، تلاش خواهند کرد از محدوده اخلاق حرفه ای خارج نشوند. پرهیز از انتشار اخبار غیرواقعی، اجتناب از توهین و تهمت، ذکر منابع خبری (در صورت نقل) از جمله این موارد است.”

باید اذعان داشت در مجموع لیزنا از بدو تولد تا کنون که هفت سال از آن می گذرد تا حد زیادی توانسته است به این اهداف دست یابد و به عنوان ارگانی هرچند غیر رسمی جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ایران را نمایندگی کند. سعی درپوشش دقیق اخبار، برجسته سازی به موقع وقایع، انتشار نقد و گسترش روحیه نقادی و از همه مهمتر انعکاس نظرات افراد با گرایش های متفاوت از ویژگی های ارزشمند این رسانه است.

تا کنون یادداشتهای جانانه ای در لیزنا منتشر شده است که مشکلات و مسائل حوزه کتابداری را خیلی عریان و صریح مطرح کرده است . یادداشتهایی که در سایر رسانه و نشریات صاحب عنوان و امتیاز دیده نمی شود . صحبتهایی که مصداق این شعر سایه است:

جانم بگیر وصحبت جانانه‌ام ببخش  کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گلبانگ سایه  گوش کن ای سرو خوش خرام  کاین سوز دل به نـاله‌ی هرعندلیب نیست

جامعه ما جامعه کم تحملی است. تسامح و تساهل در آن در حداقل ممکن است.  در عرصه نقد و نقد پذیری حتی بسیاری ازفرهیختگانمان نیز پرریخته اند! با انکه بر این باورم که لیزنا در  ارائه نقد  بیش از حد لازم “مصلحت اندیش ” است اما بارها شاهد بوده ام که انتشار چند خط نقد در افکار و احوال یکی از بزرگان چنان انقلابی در وی پدید آورده است که لیزنا را به باد ناسزا گرفته و تهدید به شکایت و مکافات کرده است. این شیوه برخورد کمی تا قسمتی لیزنا را در ارائه مطالب محافظه کارتر کرده است !

لیزنا توانسته است در اصطلاح امروزی تاحدی نظرات افراد “کف خیابان کتابداری ” را مطرح کند. اما به نظر می رسد گرایش غالب کماکان به سمت نخبگان و صاحبان مدرک و عنوان است. ایجاد انگیزه و زمینه لازم برای انتشار نظرات نوقلمان و کتابداران گمنام کتابخانه ها می تواند موجب بالندگی و شکفتگی استعدادها شود. علاوه بر این این کار می تواند مسائل عینی و مشکلات جاری حوزه را مطرح کند.

می دانیم که لیزنا وابسته به هیج ارگان، نهاد و اداره دولتی و غیر دولتی نیست. این واقعیت لیزنا را برای تامین نیازهای مالی دچار چالش می کند. درآمد حاصل از تبلیغات هم راه به جایی نمی برد. سوال من این است که آیا گاهی کمک های سازمان، ارگان و یا نهادی باعث نشده است که تا حدی این رسانه برای مدتی تبدیل به ارگان آن سازمان یا نهاد شود؟ این نقیصه می تواند از میزان اعتماد به این رسانه خوب بکاهد. باید باور کنیم که یکی از انواع سانسورهایی که بر رسانه ها تحمیل می شود سانسور اقتصادی است!

با تمام این احوال، جامعه کتابداری کشور باید قدردان عزیزانی باشد که با دست خالی و بدون هیچ پشتوانه دولتی توانسته اند این کار سترگ را آغاز و تداوم بخشند. امیدواریم که این هفت سالگی همچون بعضی از رسانه های ممالک راقیه در هفتاد سالگی هم سبُک بالانه و با افتخار ادامه حیات دهد.

 

فریبرز خسروی

نشر یافته در : http://www.lisna.ir/main/27735

تغافل جمعی

چندی پیش پایان نامه ای را برای داوری دریافت کردم . پایان نامه ای که ادعا شده بود با روش تحقیق کیفی با استفاده از مصاحبه عمیق ! انجام شده است . در چکیده پایان نامه مقدار آلفای گرونباخ نه و پنج دهم ذکر شده بود. ابتدا به دانشجو متذکر شدم که این عدد نمی تواند صحیح باشد. معلوم شد که بی تقصیر است و کار خودش نیست . موضوع را با راهنما در میان گذاشتم . فرمودند که حتما دانشجو اشتباه کرده است باید 59 صدم باشد ! داشتم توضیح می دادم که اولا اگر 59 صدم هم باشد باز مشکل رفع نمی شود که هنوز ثانیاکلامم منعقد نشده بود که فرمودند شما با فردی که کارهای آماری او را انجام داده تماس بگیرید و یک شماره تلفن مرحمت فرمودند . معلوم شد ایشان هم بی تقصیرند . با جناب آماردان تماس گرفتم . ابتدا خیلی سریع فرمودند بله دانشجو اشتباه کرده عدد درست 95 صدم است که بیانگر روایی بالای پرسشنامه است . وقتی به وی یادآوری کردم که پرسشنامه ای چند جوابی در کار نبوده که با این روش بتوانید آن را بسنجید رندانه فرمودند آیا رشته شما آمار است ؟ گفتم خیر. فرمودند : ما برای مصاحبه های عمیق نمره ای بالا را تخصیص می دهیم ! عبارتی برایم تداعی شد که : در آخرالزمان قومی ظهور می کنند که با استنشاق ! حق را از باطل تشخیص می دهند . ظاهرا این آماردان هم از آن قوم است . لابد با استشمام نمره تخصیص می دهند . در حالی که دعای رب زدنی تحیرا را دل می خواندم مکالمه را قطع کردم و از داوری انصراف دادم و البته متوجه شدم که مقصر اصلی خودم هستم .
‍‍‍‍کیفیت و مشکل گشایی پایان نامه ها و رساله های تالیف شده می تواند یکی از شاخص های میزان موفقیت نظام آموزش عالی محسوب شود. آسیب شناسی تدوین این گونه پژوهش ها می تواند موجب شفافیت بیشتر وضعیت تعلیم و تربیت درحوزه کار ما باشد.
این روزها بحث پایان نامه نویسی و فروش مقاله در دکه های خیابان انقلاب نقل مجالس است . گروهی از دلسوزان از مقامات مملکت درخواست برخورد با این رفتار هنجارشکنانه را کرده اند . سعی آنان مشکور باد .اما آیا علت اصلی آسیب های موجود وجود این دکه هاست ؟ شاید لازم باشد نگاهی هم به علل رونق این بازار بیندازیم و از سویی دیگر مساله را بکاویم.
آیا همه عوامل دیگر به وظایفشان عمل کرده اند و این سوداگران بدکردار دانشجویان را به تخلف واداشتهاند و یا این پدیده می تواند ریشه های دیگری هم داشته باشد .
کاستی ها و آسیب های مراحل تدوین یک پایان نامه و یا رساله را باهم مرور می کنیم و با اجازه شما دوربین را کمی روی استادان محترم متمرکز می کنیم :
الف : انتخاب موضوع
مسلما یکی از مهمترین مراحل ، انتخاب موضوع پژوهش است. اما متاسفانه رویکرد درستی در این مرحله مشاهده نمی شود . اغلب موضوعات تکراریند و یا موضوعاتی بی خاصیتند که نه موجب دانش افزایی رشته می شوند و نه مساله ای را حل می کنند . اخیرا هم گرایش به موضوعات شیک ! و بعضا نامفهوم زیاد شده است. نادر دانشجویانی هم که خواسته اند کاری توسعه ای و کاربردی انجام دهند بعضا به مشکل خورده اند و یا به آنان بی مهری شده است .
ب: تدوین طرح تحقیق و تعیین استاد راهنما
بر کسی پوشیده نیست که تدوین طرح تحقیق تاثیر بسیار زیادی بر انجام روشمند و موفق تحقیق دارد. در بسیاری از دانشگاه های موفق یکی از مراحل مهمی که وقت گذاری زیادی بر روی آن می شود همین مرحله تدوین پروپوزال است . در این مرحله استاد راهنما نقش بسیار تعیین کننده ای را ایفا می کند و به نوعی مسٔولیت صحت تدوین با اوست .111111111
اما می دانیم که در ایران سال هاست که بسیاری از دانشجویان و استادان مانند سایر حوزه ها در شرایط حساس کنونی به سر می برند. کم رخ نداده که دانشجویانی با عنوان کردن نداشتن وقت و شرایط ویژه یک شبه به دنبال تدوین طرح تحقیق بوده اند و مقصر را هم دانشگاه می دانند که یک دفعه فرصت را بر آنان تنگ کرده است ! گویا استاد و دانشجو از اول نمی دانسته اند که قرار است پژوهشی جدی را ارائه دهند. در بسیاری از گروه ها هم یک روزه ده ها عنوان و پروپوزال بررسی و تصویب شده ، استاد راهنما و مشاور هم تعیین می شوند. می گویید چگونه چنین امری ممکن است ، باید گفت به همان شیوه ای که دو روزه 80 متقاضی دکتری توسط سه نفر مصاحبه شده اند !
داستان تعیین استاد راهنما نیز در بعضی گروه ها شنیدنی است . علی القاعده باید استاد راهنما را دانشجو و استاد مشاور را استاد راهنما انتخاب کند . اما ظاهرا به این قاعده کمتر رعایت می شود ودر گروه هایی به این به این مرحله در قالب تقسیم ثروت ! و قدرت می نگرند. لذا استادانی را می توان سراغ گرفت که واقعا لقب فیلسوف شایسته آنان است زیرا طی ده سال اخیر در طیف وسیعی از حوزه های درون رشته ای و میان رشته ای استاد راهنما بوده اند و به خلق دانش پرداخته اند ! اتفاقا اینان همان هایی هستند که کمترین وقت گذاری را دارند و در مواردی هم در مسیر تحقیق دانشجو را به بیراهه کشانده و دچار اشتباه کرده اند . در این میان ترفند دیگری هم دیده شده است. دانشجویانی با علاقه و انگیزه در موضوعی که شما هم به آن علاقه مندید مراجعه می کنند و درخواست راهنمایی برای تدوین پروپوزال می کنند و مثلا می گویند مسئول گروهشان با راهنما شدن شما موافقت کرده اند . شما هم با وقت گذاری زیاد ، دانشجو را هدایت می کنید که طرحی مناسب تهیه کند . طرح شسته رفته تحویل گروه می شود. در گروه به این نتیجه می رسند که صلاح است استاد راهنما از درون گروه باشد. متاسفانه این تجربه نامبارکی است که برای تعدادی از استادان مدعو رخ داده است.
در تدوین بسیاری از پروپوزالهایی که تا کنون دیده ام به نظر می رسد به شکلی برای رفع تکلیف تکمیل شده اند . مثلا اهداف عینا با تبدیل شدن به جملات سوالی در سوالات اساسی تکرار می شوند و در مواردی هم به صورت گزاره هایی در قسمت فرضیه ها سه باره تکرار می شوند! وقتی هم که شما این ایراد را متذکر می شوید می فرمایند که دانشگاه ما اینگونه عمل می کند !
ج: انجام پژوهش و نگارش نتیجه
پایان نامه باید حاصل کار جمعی راهنما ، مشاور و دانشجو باشد. اما در چند درصد چنین روندی صادق است. طی سال های اخیر شاهد موارد بسیاری بوده ایم که دانشجو مدعی بوده است استاد راهنما و مشاور اصلا وقت مناسبی را به او تخصیص نداده است و تذکرات در حد رعایت مقررات نقل قول و پانویس ها بوده است . معمولا فرصت کم دانشجو هم مزید بر علت شده و نوشتن را برای او هم به ماراتنی نفس گیر و بی لذت تبدیل می کند که نمود آن را می شود در شهریور که به ماه دفاع مقدس دانشگاه ها معروف شده رویت کرد.
نکته دیگری هم که در این مرحله مشکل زاست پایبند نبودن دانشجو و استاد راهنما به طرح تحقیق است . گویا طرح تحقیق یک کار تشریفاتی و فقط برای گذراندن مراحل اداری تدوین می شود. فقط شما عنوان را تغییر ندهید ، ظاهرا کسی در طی تحقیق و بعد از آن مراجعه ای به طرح تحقیق شما ندارد . مثل این است که شما نقشه ساخت بنایی را به شهرداری بدهید و بعد از صدور جواز هرچه می خواهید انجام دهید . قرار شده است مناری در شمال زمین احداث کنید ، شما چاهی در جنوب زمین حفر کنید !
در گرداوری اطلاعات نیز بی دقتی دیده میشود.مثلا در تدوین پرسشنامه و نحوه اجرای آن باید اصولی را رعایت کرد . هفته پیش دانشجوی دکتری مراجعه کرد و درخواست داشت که پرسشنامه او را دانشجویان کلاس تکمیل کنند. پرسشنامه 180 سوال داشت . به او معترض شدم که چنین پرسشنامه ای در حوصله نمی گنجد . یا پاسخ نمی دهند و یا بی توجه صرفا علامت گذاری می کنند. فرمودند که موضوع را از چهار جنبه بررسی کرده ایم . گفتم خوب یک جنبه اش را بررسی می کردید . گفتند که گروه معتقد بوده برای رساله دکتر یک جنبه کم است !
نکته آسیب زای دیگری که در این مرحله دیده می شود آشنا نبودن استاد و دانشجو با آمار است . انتظار می رود که استاد و دانشجو در حد واحدهایی که گذرانده اند با مفاهیم آماری و نحوه استفاده از آنها آشنا باشند . اما اغلب چنین نیست . کم رخ نداده است که در حین داوری مثلا وقتی معترض می شوید که متغیرهای مستقل و وابسته اشتباه تعیین شده اند ، به راحتی می گویند “خوب جمله را اصلاح می کنیم “! این نادانستن آمار موجب می شود که به طور غیر رسمی افرادی کارهای آماری را برای دانشجویان انجام دهند . بعضی از آنان بسیار متعهدانه و درست کار را انجام می دهند و بعض دیگر همانند مثالی که در ابتدای این نوشته آمد دست به تقلب و عدد سازی می زنند .
در نگارش نتیجه نیز شما در کمتر رساله و پایان نامه ای انسجام روشمندی را می بینید. علی القاعده هر یک از فصول و مطالب چنین نوشته ای باید پشتیبانی کننده و تبیین کننده فصول و مطالب بعدی باشد. اما اغلب چنین نیست . مثلا فصل دو که ادبیات موضوع بررسی می شود گویا جزیره ای است که هیچ ارتباطی با فصول دیگر نباید داشته باشد .
جلسه دفاع و تعیین نمره :
یکی از دلائل تشکیل جلسه دفاع را می توان ارزیابی نحوه ارائه ، بیان و تسلط دانشجو بر موضوع تحقیق بیان کرد. این جلسات می تواند برای دانشجویان دیگر هم درس آموز باشد . اما اغلب این مراسم به جلساتی بی روح و انگیزه تبدیل شده که در مواردی به صورت سری کاری از صبح تا شب با سرعت بالا انجام می شود . شاهد موردی بودم که بی توجهی هیات داوری موجب شد دانشجو اسلایدها را دوتا در میان نمایش دهد کسی هم متوجه این نقصان نشد !
نمره رساله هم به نوعی تعیین کننده شانیت استاد و راهنما و مشاور شده و شاید معدل نمره پایان نامه ها و رساله ها در اغلب گروه ها زیر 19 نباشد . با این شیوه کار دانشجویان هم به خوبی معیار دستشان می آید. می بینند عده ای که صادقانه چند سال زحمت کشیده و تحقیقی سخت را تجربه کرده اند همان نمره ای را می گیرند که دانشجویانی که با سرهم بندی و حتی سرقت ادبی رساله ای را تحویل داده اند. آنان فقط باید در انتخاب استاد راهنما دقت کنند تا دفاعی موفق داشته باشند . کیفیت تحقیق چندان تعیین کننده نیست .
خوب با این اوصاف چرا نباید دکه های خیابان انقلاب فعال باشند ؟ آیا این اهمال ها و کاستی در عمل به وظایف موجب نمی شود بازاری پر سود گشوده شود و عده ای را به طمع وا دارد. آیا صرفا برخورد قضایی و بسته شدن این مکانها موجب اصلاح موارد فوق می شود ؟ یادمان باشد که همیشه استفاده از شیوه های سرهنگی در حوزه های فرهنگی نتیجه ای عکس داده است.
در پایان کلام ذکر چند نکته را ضروری می دانم :
1- متاسفانه این کاستی فقط در رشته ما ملاحظه نمی شود . در سایر حوزه ها نیز وضع به همین منوال است . مثلا در تحقیقی با عنوان آسیب شناسی آموزش عالی در ایران (مطالعه موردی رشته جامعه‌شناسی) که توسط سجاد فتاحی، محمد فاضلی و دیگرمحققان انجام شده ، معلوم شده است :
66.8 درصد از پاسخگویان پیمایش معتقد بوده اند که بین دانشجویان و استادان در فرایند پایان‌نامه‌نویسی دیالوگ علمی خاصی ایجاد نمی‌شود؛
64.3 درصد از پاسخگویان، پایان‌نامه‌ها را دارای کیفیت و استاندارد قابل قبولی ندانسته‌اند،
66.8 و 73.8 از شرکت‌کنندگان در پیمایش معتقد بوده‌اند که به ترتیباستادان راهنما و مشاور وقت کافی به پایان‌نامه‌ها اختصاص نمی دهند.
66.4 درصد از شرکت‌کنندگان نیز معتقد بوده اند که استانداردهای علمی در نمره دهی رعایت نمی شود . در
2- با آنکه در فرایند تدوین پایان نامه نویسی گروه ها و استادانی هم وجود دارند که در کاستن این آسیب ها تلاش فراوان کرده اند و دستاوردهای مبارکی هم به ارمغان آورده اند اما ” النادرکالمعدوم “. اما اجازه دهید که بی پرده بیان کنم اگر نخواهیم تعبیر کارل آلبرشت را به کار بریم باید قائل به یک تغافل جمعی باشیم .در بسیاری از موارد گروه ، استاد و دانشجو می دانیم به بیراهه و یا کجراهه می رویم اما می رویم ! در کارهای بی مایه ای راهنمایی می پذیریم مشاور می شویم داوری می کنیم و عجیب اینکه در این مسیر بازار تملق ها و چاپلوسی هم گرمِ گرم است. غافل از آنکه دیگرانی همه این رفتارها را رصد کرده و بر اساس آن ارزشها را تعیین می کنند به قول حضرت مولانا :
آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا می‌آیی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست در زانوی تو فریبرز خسروی

منبع : http://nastinfo.nlai.ir/article_2116_199757ac40b64bc5c78301bf4dd902a1.pdf