گزینش مساله در پژوهش

فریبرز خسروی، معاون پژوهش، برنامه ریزی و فناوری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران گفت: متأسفانه پژوهش‌های ما نه با هدف حل مشکل، بلکه بیشترین آنها با هدف رفع معضل پژوهشگر، یعنی ارتقاء سطح علمی، کسب مدارک بیشتر و پر کردن رزومه انجام می‌شود.
خسروی: نبود مسأله‌گزینی در پژوهش ما را سمت خودفریبی می‌برد/ چالش‌های پژوهش کشور از نگاه دبیر جشنواره پژوهش

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم پایانی ششمین جشنواره هفته پژوهش با گرامیداشت چهلمین روز درگذشت پوراندخت سلطانی، مادر کتابداری نوین ایران، دوشنبه ۳۰ آذر با حضور سیدرضا صالحی امیری، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سعید رضایی شریف آبادی، رئیس انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران، سید مجتبی حسینی، مدیرعامل کتابخانه و موزه ملی ملک و جمعی از مدیران و معاونان سازمان اسناد و کتابخانه ملی، در سالن همایش‌های این سازمان برگزار شد.

فریبرز خسروی در این مراسم به مبحث «مسأله پژوهشی» اشاره کرد و گفت: یکی از نواقص اساسی در حوزه پژوهش، «مسأله پژوهشی» است و اینکه آیا مسأله گزینی ما در پژوهش درست است یا خیر؟ بدون تعارف بیشتر پژوهش‌هایی که در حوزه کتابداری و علم آرشیو در حال انجام است از روی بی‌دردی بوده است.

وی افزود: بر اساس ادعای خود پژوهشگران بالای ۹۰ درصد پژوهش‌ها کاربردی است و وقتی یک پژوهش کاربردی است یا جلو یک ضرر را می‌خواهد بگیرد و یا اینکه که منفعتی به جامعه برساند اما پژوهش‌های ما، پژوهش‌هایی هستند که نه با هدف حل یک مشکل، دفع یک ضرر و ایجاد منفعت برای جامعه، بلکه بیشترین آنها با هدف رفع معضل پژوهشگر، یعنی ارتقاء سطح علمی، کسب مدارک بیشتر و پر کردن رزومه انجام می‌شود که متاسفانه این مشکل پَر قبای کتابخانه ملی را هم گرفته است.

معاون پژوهش، برنامه ریزی، و فناوری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با انتقاد از روند فعالیت‌های پژوهشی در کشور گفت: این انتخاب بی‌درد مسأله موجب می‌شود که با خیل عظیمی از تولیداتی مواجه باشیم که آهسته آهسته ما را به سمت خود فریبی می‌برد. وقتی انتخاب مسأله پژوهشی تنها به رفع معضلات شخصی پژوهشگر می‌پردازد، نتیجه‌اش فروش پایان‌نامه روبه روی دانشگاه و کتابسازی برخی ناشران است.

وی با اشاره به جایگاه علمی و پژوهشی پوراندخت سلطانی ادامه داد: در آن دوره‌ای بسیاری با انجام چنین پژوهش‌هایی در پی جمع‌آوری مدارک مختلف و تدریس در دانشگاه بودند، خانم سلطانی آمد و سر در ناداشته‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی گذاشت و با کاری در حدود چهار دهه، پایه‌گذار سرعنوان‌های موضوعی فارسی شد که واقعا مردانگی، رشادت و پشت کار خاصی می‌خواهد.

اندر احوال خیرالخازنین

اندر احوال خیرالخازنین، سلطانة العلماء
(1310-1510)

آن سخنور محفل ایفلا و آن یکه تاز عرصه فیپا از اجله علمای اعشاریه بود. مدت نیم دهه در ینگه دنیا و یورپ طی طریق کردو از کبار اعشاریه شد. به عدد 10 به غایت عشق می ورزید. تولدش 1310 بود و در همان زمان به والدین سفارش کرد که نامش را ده حرفی برگزینند ، و این شد که شد : پوری سلطانی.
گروهی از شیفتگان از مراحل سلوک جویا شدند. فرمود :
هفته را 10 قسمت کنید، هر قسمت رابه 10 قسمت دیگر و… به همین سیاق ادامه دهید تا به خلسه ای خوش درشوید. درهمان حال جناب ملویل دیویی بر شما ظاهر می شود . اگر او خندان بود شما از کبار اعشاریه اید و اگر او ناخندان بود شهروند و کتابدار درجه 2 محسوب و فقط از بعضی مزایا برخوردار خواهید بود . اگر زبانم لال جان دیویی بر شما حلول کند بدانید دچار ادبار شده و به جامعه مدنی در غلطیده اید و در بین ذوالفنونان این فن شریف بی معین خواهید بود .
منقول است که شب هنگام دزدی به خانه وی شد و او را بیدار یافت . به او گفت : خود بگو چه برم؟ آن خبره فن پرسید : اولین بار با چه نامی دزدی کرده ای و تاکنون نیز چه نام هایی را در این کسوت به خود بسته ای؟ دزد که گویی تپانچه ای بر گونه اش نواخته باشند دلیل این سوال عجیب را جویا شد؟
فخرالنساء فرمود : می خواهم سرشناسه ات را تعیین کنم و ارجاعات لازم را بسازم. دزد که حیران شده بود معترضا گفت که زود بگو چه برم ؟ فرمود : از رده 004 مرا صداعی عظیم است .
هر چه هست بردار و برو که خدای ترا خیر دهاد. دزد گفت: چه می گویی؟ فرمود : عرض کردم رده QA76 . دزد که تصور کرده بود به خانه پریان پای گذارده موزه وانهاد و بگریخت . در همان حال خیر الخازنین جای موزه اش را نیز چنین فرمود : TS1020یا 413/391.

از تبار آن شیرازی الاصل تهرانی نسب سوال شد فی البداهه سرود :
نیمیم زکانگرس نیمیم زدیویی
نیمیم زرانگانا و نیم دیگر نیز به لحاظ ریخت شناسی هنوز تعیین تبار نشده است . سوال شد که مگر وجود مبارک شما چند نیمه است که تا کنون فقط سه نیمه اش شناخته شده است ؟ فرمود : این غوامص عقیله را از قطب الاقطابم کامران خان جویا شوید .
در محضر ادیبان مطرح شد که از میان همه نویسندگان چرا اریک فروم را انتخاب کرده و دیلماج یکی از کتب او شده اید : چهره دژم کرده ، فرمود : ای بی خبران ، شما بویی از اعشار و اعشاریت نبرده اید .
اریک فروم از نادر نویسندگانی است که تولدش در 1900- نهصد یعنی 90تا 10 تا- ( برای ایضاح قضیه فرمودند) و مرگ وی نیز 1980 بوده است .
سوال شد که چه چیزی را خوش تر می دارید؟ فرمود : فروردین را اگر راستین باشد و اکباش را در گله های ده تایی در ارتفاعات زردبند و فرودی شادمان و آرام را در ماهان .
هادی ابواحمد
نشر یافته در فصلنامه کتاب 87