مدیریت کتابخانه ها

دیدگاه های مطرح شده در باب مدیریت کتابخانه ها با نشریه عطف
۱٫آیا شما مدیریت کتابداران در کتابخانه ها را حق کتابداران میدانید و یا متخصصان دیگر حوزه ها نیز جواز حضور و مدیریت باید داشته باشند؟ دلایلی خود را در صورت موافق یا مخالف بودن لطفا ذکر کنید.

* بستگی به اندازه سازمان دارد . سازمانهای گسترده دارای سطوح مدیریت ارشد، مدیریت میانی و مدیریت اجرایی هستند. سازمان های کوچک چنین سطوحی را ندارند. به بیان دیگر مدیریت یک کتابخانه عمومی با ۵ یا ۱۰ نیروی انسانی با مدیریت کتابخانه ملی و یا کتابخانه مجلس و آستان قدس متفاوت است .درمدیریت ارشد کتابخانه های بزرگ که لزوما در سازماندهی آنها سطوح سازمانی لحاظ شده است بیش از دانش تخصصی نیاز به دانش مدیرت است . عده ای معتقدند که در این سازمانهای بزرگ بیش از ۷۰ درصد دانش و مهارت مدیریتی لازم است و کمتر از ۳۰ درصد دانش تخصصی . هرچه به اجرا نزدیک می شویم به میزان دانش و مهارت تخصصی افزوده می شود و از میزان دانش و مهارت مدیریتی کاسته می شود . بدیهی است که بیشترین نیاز مدیران عملیاتی به دانش و مهارت تخصصی است شاید بالای ۸۰ درصد .
با این توضیح پاسخ صریح شما این است که در کتابخانه های کوچک که در اصل همان لایه عملیاتی هستند ضرورتا باید فردی مدیریت را به عهده داشته باشد که کتابدار باشد . در کتابخانه های بزرگ مدیر ارشد لزوما نباید کتابدار باشند . مدیریت1 درصد دانش و تجربه کتابداری کافی است . دانش ، مهارت و توانایی مدیریتی او باید بالا باشد . البته اگر فردی پیدا شود که متخصص کتابداری باشد و دانش و مهارت و توانایی مدیریتی داشته باشد گزینه مطلوب تری خواهد بود .
توجه فرمایید که سه اصطلاح “دانش” ، “مهارت ” و ” توانایی ” آگاهانه به کار رفته است . ممکن است کسی دانش مدیریتی بالایی داشته باشد اما در عمل به آن مهارت لازم را نداشته باشد و یا ممکن است حتی مهارت لازم را هم داشته باشد اما توانایی اجرا نداشته باشد .

۲٫حضور افراد غیر متخصص بر صدر کتابخانه ها چه مسائل و عوارضی را برای کتابداران و به طور کلی این حوزه به دنیال خواهد داشت؟
* شوربختانه بسیاری از مدیران ارشد کتابخانه های بزرگ ، فاقد دانش ، مهارت و توانایی مدیریتی و تخصصی باهم هستند! نتیجه این بی دانشی در حوزه مدیریت این شده است که آنان مدیرانی را در سطوح مدیریت میانی و حتی در سطوح عملیاتی به کار می گیرند که فاقد دانش تخصصی هستند . این کار مرجعیت تخصصی مدیران را که از ضرورتهاست زیر سوال می برد و بدنه تبعیت لازم را نخواهد داشت.
مشکل دیگر این نوع مدیریت ها تصمیم گیریهای خلق الساعه و غیر تخصصی است که بعضا نتیجه سال ها تجربه و فعالیت و هزینه را نابود می کند.
نبود تخصص موجب پایین آمدن کارایی و بهروری می شود. عملا بدنه سازمان برای پاسخگویی به مطالبات ! مدیریت شروع به عدد سازی می کند و مدیریت هم که فاقد دانش مدیریتی و تخصصی است به راحتی اعداد تولید شده را می پذیرد و حتی بدان مباهات هم می کند!

۳٫آیا حضور کتابداران را جایگاه مدیریت کتابخانه ها موجب ارتقاء جایگاه اجتماعی آنان و همچنین در روند هویت یابی و تعمیق آن موثر می دانید؟
* قطعا کتابدارانی که در جایگاه مدیریتی بتوانند عملکردی موثر و موفق داشته باشند در این روند می توانند تاثیر مثبت و بسزایی داشته باشند و بالعکس در صورت عملکرد ضعیف تاثیر منفی در این زمینه خواهند داشت . یکی از روسای دانشگاه می گفت گروه کتابداری دانشگاه ما گروه بسته ای است که حتی رئیس گروه اعضای گروه خود را قبول ندارد. او نتوانسته بود حتی تصویری سطحی را از رشته را در ذهن رئیس دانشگاه پدید آورد .

۴٫هر نکته و یا مورد خاصی که میتواند به این موضواعت مرتبط بوده و موجب روشنگری اذهان میشود بیان کنید.

* یکی از مشکلات اصلی مدیرانی که دانش و مهارت مدیریتی و تخصصی لازم را ندارند این است که آنان توانایی و هنر استفاده از خرد جمعی و دانش سازمانی را ندارند . معمولا افرادی مورد مشورت قرار می گیرند که تخصص لازم را ندارند و اگر تخصص هم دارند جزء آن گروهند که کارشان بله قربان گفتن و تایید منویات رئیس است و مجیز گویی و چاپلوسی . عملکرد این مجموعه نامیمون باعث می شود که رئیس منتصبی که ابتدا چیزی از موضوع تخصصی نمی دانست آهسته آهسته احساس ” خود متخصص بینی” کند . حتی ممکن است کار به جایی برسد که از خود نظریه هم صادر بفرمایند .

جالب نبود (۴)جالب بود (۱۸)

ارسال به توييترارسال به توييترارسال به ديگارسال به ديگارسال به دليشسارسال به دليشسارسال به استامبلارسال به استامبلاشتراك فيدفيد
۱۰ نظر
م. الف
۹ آذر, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۳
جانا سخن از زبان ما می گویی.
Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 13 Thumb down 1
پاسخ دادن
محمدرضا کیانی
۹ آذر, ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۰
Hidden due to low comment rating. Click here to see.
با سلام
این جمله بسیار باعث تعجب است “درمدیریت ارشد کتابخانه های بزرگ که لزوما در سازماندهی آنها سطوح سازمانی لحاظ شده است بیش از دانش تخصصی نیاز به دانش مدیرت است . عده ای معتقدند که در این سازمانهای بزرگ بیش از ۷۰ درصد دانش و مهارت مدیریتی لازم است و کمتر از ۳۰ درصد دانش تخصصی”.
مدیری که وظیفه اصلی او برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و هدایت است، چه چیزی را می خواهد برنامه ریزی، کنترل و هدایت کند؟ این محتوا نیارمند دانش تخصصی است که البته با دانش مدیریت کامل می شود. چه کسی گفته که یک متخصص نمی تواند در سازمان بزرگ تخصصی مدیر باشد. این نظریه افرادی است که بدون دانش تخصصی سال ها بر جایگاه های مدیریتی تخصصی تکیه زده اند. همین رویه در دانشگاه ما هم با همین استدلال دنبال می شد تا وقتی که یک مدیر تخصصی (دکتر نوکاریزی)در جایگاه خود نشان داد که بین مدیر متخصص و غیر متخصص تفاوت از زمین تا آسمان است.
موفق باشید
کیانی
استادیار دانشگاه بیرجند
Poorly-rated. Like or Dislike: Thumb up 7 Thumb down 10
پاسخ دادن
عبدالحسین فرج پهلو
۹ آذر, ۱۳۹۲ در ۱۶:۵۱
همکار گرامی جناب آقای کیانی
نکته ای که جنابعالی روی آن انگشت گذاشته اید باید قدری با تأمل بیشتر به آن توجه کرد. فرمایش شما در صورتی که مدیر از هیج تخصص و یا اطلاعات تخصصی در انجام وظایفش استفاده نکند کاملا درست است؛ اما آن ۳۰ درصدی که به آن اشاره شده، برای همین است. البته شاید بتوان گفت این نسبت ۳۰ به ۷۰ چندان درست نباشد، یا لااقل در جامعه ما درست نباشد، اما من هم فکر می کنم در سطوح بالای مدیریتی که سازمان باید در سطح کلان هدایت شود و رابطه بین سازمان با دستگاه مادر و دستگاه های دیگر برقرار باشد، «مدیر» بودن فرد می چربد بر «کتابدار» بودنش. کمبود دستمایه تخصص کتابداری مدیر را معاونین و مشاورینی که دارای تخصص کتابداری و علم اطلاعات هستند می توانند پر کنند.
فرج پهلو
Hot debate. What do you think? Thumb up 4 Thumb down 4
پاسخ دادن
فریبرز خسروی
۱۰ آذر, ۱۳۹۲ در ۰۷:۴۳
جناب آقای کیانی
سلام
از اظهار نظرتان سپاسگزارم .آن چه در این یادداشت بیان شده است این است که در راس سازمان های بزرگ بیش از تخصص به مدیریت نیاز است و هرچه به اجرا نزدیک می شویم این نیاز برعکس می شود . در اندیشه حضرتعالی این تفکر ” نظریه افرادی است که بدون دانش تخصصی سال ها بر جایگاه های مدیریتی تخصصی تکیه زده اند”.
همکار گرامی :
اولا: این نظر برخاسته از دانش اداره سازمانها و مدیریت است و فقط در مورد کتابخانه ها ابداع نشده است که ما را برآشوباند و یا نگرانمان کند! .
ثانیا: خود اذعان کرده اید : “وظیفه اصلی یک مدیر برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و هدایت است” خوب همین ها دقیقا قسمستی کارکردهای مدیری است که باید دانش ، مهارت و توانایی مدیریت را به اضافه درصدی از دانش تخصصی را برای اداره سازمانهای بزرگ دارا باشد. البته هرچه سازمان کوچک تر شود و به عملیات نزدیک تر شود به تخصص در موضوع فعالیت سازمان بیشتر نیاز است تا (دانش ، مهارت و توانایی) مدیریت . بر این اساس کتابخانه هایی که مثلا جهل پنجاه کارمند دارند بهتر است در راسشان کتابداری باشد که از مدیریت هم بهره لازم را دارا باشد.متذکر می شوم که بیش از ۹۰ درصد کتابخانه های کشور حتی بعضی کتابخانه های مرکزی دانشگاه ها نیز سازمان بزرگ محسوب نمی شوند.
و در انتها : در کجا نوشته ایم که یک متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی نمی تواند در راس کتابخانه های بزرگ قرار گیرد .قطعا متخصص کتابداری که ” دانش ، مهارت . توانایی” مدیریت را هم دارا باشد بر دیگران ارجح خواهد بود که طاهرا همین مفهوم هم در متن آمده است .
البته مشکل اصلی در این است که در اغلب گزینش ها بحمد لله مدیران انتصابی از هر دو هنر بی بهره بوده اند . یعنی نه کتابدار بوده اند و نه مدیر ! لذا حاصل کارشان نیز همه ما را به فریاد آورده است !
Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 13 Thumb down 0
پاسخ دادن
جلال حیدری نژاد
۱۰ آذر, ۱۳۹۲ در ۰۹:۰۱
آقای دکتر خسروی
همان سی درصدی که مدیران ارشد به زعم شما نیاز به تخصص کتابداری دارند کجاست؟ من البته روی این اعداد و ارقام و دسته بندی انتقاد دارم اما سوال مشخص من ایسنت که همان سی درصد کجاست؟؟ مثلا آقای بجنوردی که شما با او کار کردید ۳۰درصد تخصص کتابداری داشت؟؟علی اکبر اشعری چه؟ ایشان چند درصد داشت؟…اصلا سی درصد از یک تخصص یعنی چه؟ این بحث و مقوله البته باید در جاهای دیگر و به شیوه ها دیگر پیگری شود
Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0
پاسخ دادن
کیانی
۱۰ آذر, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۹
جناب آقای خسروی
من هم از پاسخ حضرتعالی بسیار متشکرم. مخصوصا پاراگراف آخر نظرتان بسیار جالب بود.”در اغلب گزینش ها بحمد لله مدیران انتصابی از هر دو هنر بی بهره بوده اند . یعنی نه کتابدار بوده اند و نه مدیر ! لذا حاصل کارشان نیز همه ما را به فریاد آورده است !”. البته من هم به داشتن هردو دانش مدیریتی و تخصصی اذعان دارم ولی بحث در مورد اولویت و میزان هرکدام است.
…، من و شما که در حوزه تخصصی هستیم باید عوارض اظهارنظرهایمان را درست تر ارزیابی کنیم و باور توانایی مدیریت را از نسل جدید نگیریم تا نتیجه مانند ماحصل نسل ما نشود.
از نظر علمی هم که به قضیه بنگریم تفاوت نظر حضرتعالی با نظرات صاحب نظران دیگر (دکتر فتاحی، مهراد و حریری) آشکار است.
همیشه پاینده باشید
محمدرضا کیانی
Hot debate. What do you think? Thumb up 6 Thumb down 6
پاسخ دادن
فریبرز خسروی
۱۰ آذر, ۱۳۹۲ در ۱۳:۲۶
همکار گرامی جناب آقای کیانی
اظهار نظر شخصی نکرده ام . نگاه علم مدیریت را در اداره سازمان های بزرگ بیان داشته ام . اصلا هم نگران تفاوت دیدگاه بیان شده با سایر استادان محترم نیستم ! اگر قرار بود همگی یک حرف را بزنیم دیگر نظر خواهی معنا نداشت. مهم این است که بی تعجیل و شعارگرایی آراء گوناگون شنیده شود و از میان آنها بهترینها گزینش شوند.
Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 13 Thumb down 4
پاسخ دادن
محمدی
۱۱ آذر, ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۲
Hidden due to low comment rating. Click here to see.
فرموده‌اند:
«یکی از مشکلات اصلی مدیرانی که دانش و مهارت مدیریتی و تخصصی لازم را ندارند این است که آنان توانایی و هنر استفاده از خرد جمعی و دانش سازمانی را ندارند.»
این سخن حقی است
اما خواهش می کنم به این پرسش پاسخ دهند که چگونه چشم بسته و بدون کسب آگاهی لازم، در رثای عزل مدیریت سابق پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات مطلبی که شایسته قلم ایشان نبود، نوشته‌اند؟
آیا مطمئن بودند که مدیر سابق این پژوهشگاه از «خرد جمعی و دانش سازمانی» استفاده می کردند؟
من سراسر مطلب ایشان را می ستایم و باور دارم اما خوب است در مورد مصادیق آن دچار اشتباه نشویم. اگر چنین شد، اعتبار کاذب نامدیران، سرمایه آنان برای اشغال پست‌های دیگر نمی شود. اگر ما از نامدیران حمایت کنیم، آیا حق داریم در همان حال از نابسامانی اوضاع گله‌مند باشیم؟
با آزروی شادکامی برای شما
Poorly-rated. Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 3
پاسخ دادن
فریبرز خسروی
۱۳ آذر, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۷
سلام
در یادداشت “تودیعی غریب “. سلبا و ایجابا هیچ نکته ای در کم و کیف مدیریت پژوهشگاه گفته نشده است . توضیح کاملی در قسمت نظرات همان پست داده ام . به آن مراجعه فرمایید .
جالب بود؟ Thumb up 1 Thumb down 0
پاسخ دادن
جمشید عبایی
۱۳ آذر, ۱۳۹۲ در ۱۹:۵۹
جناب آقا یا خانم محمدی
جوجه ها را آخر پائیز خواهند شمرد. بالاخره روزی خواهند فهمید که تاثیر مدیر قبلی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات بر فناوری اطلاعات ایران چه بوده است و چگونه از خرد جمعی استفاده کرده است. من شخصا احساس می کنم که خیلی خوب از فناوری در کارها استفاده شده است. و حالا باید دید دوستان ریاست قدیم که دوباره و به کمک ایشان به صحنه آمده اند چه چیزهایی اضافه خواهند کرد. برای اینها هم آرزوی موفقیت می کنیم.
جالب بود؟ Thumb up 1 Thumb down 0
پاسخ دادن

۸ نظر براي “مدیریت کتابخانه ها”

  1. كمال گفت:

    سلام خدمت همه دوستان
    مديريت كتابخانه بايد در دستان توانمند مدير باشد مديري كه تخصص مديريت داشته باشد، نيازي به تخصص كاري كه مديريت ميكند ندارد!!!چرا؟؟؟ چون اين چنين مديري باقراردادن مشاوراني متخصص و با استفاده از نيروي انساني داخل سازمانش چنان مديريت ميكند كه هيچ متخصصي نتوانسته و نمي تواند به شرطي كه انتقادپذير و راهنماجو باشد و فقط حرف حرف خودش نباشد البته يك مدير واقعي هيچ وقت اين چنين نيست……… در كشور ما به وفور مديران نابلدي در راس كارند كه جز به منافع خودشان نمي انديشند و اين همان بلايي است كه متخصص و مدير بودن را زير سوال مي برد و ما نمي توانيم به عينه ببينيم كه كدام يك كارآمدترند….

  2. شاگرد گفت:

    سخن از مدیریت کتابخانه آمد استاد عزیز
    باید به عرض برسانم که یه جملاتی یه کلماتی ته دل همکارانتان همیشه پر پر میزده و میزند در کتابخانه ملی جالبه نمی توانند مطرح کنند و نمونه آن شما در ارتباط با دوسال پیش و استخدام بعضی ها توسط بعضی ها گروههای پیشین نوشتین ملاحظه نمودید استاد هیچکس هنوز هم این اجازه رو از ترس همین ته مانده های گروه پیشین بخودش نمیدهد که حداقل کامنتی در ادامه خبر شما ثبت کند
    همه انگار محکوم به سکوتند
    به قول یه همکاری که از رییس قبلی و تیمش به تبرزنان فرهنگ تعبیر کرده بود میگفت تبرزنان رفتند اما ته مانده هاشون هنوز نرفتند . حتما باید همه خلاف مه آفرید ها را بکنند که اعدامشان نمایند بابان اینجا هم خلاف صورت گرفته شما ها مسوولید که جواب آن شخصی که خودش رو مدیر دستگاه معرفی کرده بود را بدهید .باید به نظر من و خیلی همکارانم این ۲۰۰ نفر را که مدارکشون ربطی به کتاب و این حرفا ندارد به خود اون آقای ص معرفی کنند تا براشون کار بتراشد چرا که باید آن اقا و تیمش جور آنها را بکشند تا دیگر کسی هوس چپوندن نیرو در سازمان که مسولیتش به گردنش افتاده نکند
    شاگردتون هم محکوم به سکوت بود و بهترین جا برای حرف دل زدن اینجا پنداشت .
    به امید اینکه محکومیت به سکوت به طور کامل برداشته شود و با مدیریت خوب شما و امثال شما باری دیگر در کتابخانه ملی همه شاهد پویایی و ارتقا باشیم .انشالله

  3. کتابدار گفت:

    مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران با حضور دکتر صالحی امیری، رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی و ربیع فلاح جلودار، استاندار مازندران افتتاح شد.

    ————
    درود بر مسولینی که سعی دارند در همه استانها شعبه افتتاح نمایند

    آخرهم متوجه نشدیم دکتر عزیز سیاست شما چیه . یعنی ساختمانش مثل زاهدانه . که افتتاح گردید

    یا زبونم لال همولایتی ها مازینی این کار مردم پسند و انجام دادند با همکاری …!!
    ما دوست داریم سریع سیاستا مشخص بشه ….
    و شاهد رایزنی خود سازمان باشیم در ایجاد راه اندازی این مراکز چرا که همه استانها میبایست داشته باشند

    سپاس از شما.

    ————-

    جناب آقای دکترصالحی
    رياست محترم سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران

    با سلام
    با عنایت به بحث های انجام شده در جلسات شورای معاونان و مصوبات کمیته نیروی انسانی ، ذیلاً جمع بندی مباحث طرح شده و مصوب، برای بالا بردن کارایی شعب استانی تقدیم می شود :
    1- فعلاً گسترش مراکز استانی متوقف خواهد شد . طرح تاسیس شعب در استانهایی که شرایط ذیل را فراهم کنند در شورای معاونان سازمان مطرح خواهد شد
    ….
    !!!!!!!!!!!!

    • فریبرز خسروی گفت:

      همکار گرامی
      سلام
      مدیریت مازندران قبل از صدور آن دستورالعمل یعنی در زمستان سال گذشته شکل گرفته بود و تعدادی کارمند نیز استخدام شده بودند . در آن زمان بعضی منابع هم برای آنان ارسال شده بود . مدیر آن واحد در جلسه ای که همان مصوبه ای که از آن نام برده اید دعوت شده بود .
      از نقد شما سپاسگزارم اما همکار گرامی :
      چه نگرانی از بیان همین انتقاد در وب سایت داخلی سازمان دارید ؟ آیا هنوز فکر می کنید اگر نقدی داشته باشید ماخذه می شوید ؟ به راستی چنین نیست .
      سر فراز و شاد باشید
      خسروی

  4. کتابدار همکار گفت:

    درود بر آقای دکتر عزیز
    کم بلا سرمون درنیاوردند آقای دکتر که آدم جرات بکنه مطلبی رو در اینترانت یادداشت کند .این را اکثریت همکاران اقرار میکنند.
    بسیار ممنونم که در اوج کار و فعالیت به این موضوع پاسخ دادید.
    خدا را شاکریم که حداقل این فضا هست که گاه سکوتمان را بشکنیم .
    دکتر صالحی خیلی ها را تغییر دادند …و خیلی انسانهای که پاشون رو از گلیمشون بیشتر دراز کرده بودند و کلاهی گذاشته بودند که برای سرشون گشاد بود.را تغییر دادند و این تغییر خیلی به نفع سازمان بود..
    اما ممنون میشویم که برای نمایندگی استانها هم فکری بیندیشند حتی برای مدیرانی که وقت ندارند وقتشون رو به همکاراشون بدهند بیشتر منافع بیرون براشون مهم تره و چون از طرف مثلا استانداری ها تایید شدند اصلا هم سرکارشون نباشند انگار ایرادی کسی نمیگیرد بهشون…
    کی جرات داره همین حرفها را در اینترانت بزنه فرداش خدا حافظ اداره…
    منتقد میمونه با یه مشت قسط و مشکلات…
    هنوز دکتر عزیز محکوم به سکوتیم باور بفرمایید
    نه اینکه بترسیم اما بعضی از این جماعت جنبه انتقاد ندارند و اگر به آنها باشد به تابلوی اتاق خواب انسان کار دارند و داعشی و تندرو هستند.کرامت و اخلاق سرشون نمیشه
    یکی از آرزوهای من دکتر و همکاران من چه در مرکز و چه در استانها این است که مدیران اولا کتابدار با تحصیلات عالی بر منصب نشینند و حتی معاونینشون حداقل یه لیسانس یا تحصیلات عالیه داشته باشند که در هر مرکز پیدا میشوند .
    طرف از کتابخانه کشور خارجی اومده که مثلا مدیر یا معاون برایش توضیح دهند و سازمان را تشریح کنند مدیر که تعطیله اصلا نمیدونه علم کتابداری رو با رشته خودش قاطی میکنه معاونشم که حرف زدن بلد نیست خاصیت گریز از مرکز دارد
    خدایا چه شده این کتابدارها و مهندسین اطلاعات را که این جماعت سر تا پا فقط منم بیسواد باید با ابروی کتابخانه مرکزی و کتابداران بازی کنند
    مگر قحطی کتابداره !
    حالا استاد عزیزم فدای شما بشم این مطالب رو اگر من میزاشتم اینترانت اولا مسوولی از حراست را گذاشتند تایید نمیشد ثانیا فردای خبری از من نیست و من و همکاران من را ستاره دار میکردند طوری که دوباره هوس انتقاد به سرمون نزند .

  5. یکی از کارکنان سازمان گفت:

    دکتر خسروی عزیز
    از اینکه اینجا هم می شود با شما گفتگو کرد خوشحالیم . چرا آقای …. را برای…. گذاشته اید ، چرا خانم …. را برای …. گذاشته اید . چرا اقای …. را برای … گذاشته اید . مگر شما شخصا از ضعف های اینها اطلاع ندارید . علت این تصمیم شما چه بوده است ؟ شما در کمیسیون نیروی انسانی سازمان در مقابل این تصمیم ها مسئول هستید .
    متشکرم که جواب بدهید !

    • فریبرز خسروی گفت:

      همکار عزیز سلام ،
      من هم سپاسگزارم که سوالتان را را در میان گذاشته اید .در گفتگو با بعضی همکاران متوجه شده ام که ذهنیتشان چون شماست لذا لازم است در این زمینه توضیح لازم داده شود:
      به نظر می رسد که علت این نوع برداشت ها جو حاکم بر سازمان در گذشته بوده است . مدیران نقل می کنند که در دوره قبل، حتی اجازه انتصاب کارشناس مسئول نیز از آنان سلب شده بود و انتخاب فرد در این سطح نیز مستقیما توسط ریاست سازمان انجام می شده است . این شیوه کار مخالف اصول مدیریت است و نشان از نگاهی توتالیتر در فرایند سازماندهی دارد. خوشبختانه این شیوه در در این دوره مرسوم نیست .
      در مورد انتصابات جدید که در معاونت های مختلف انجام شده است باید توجه داشت که :
      معاونت ها در انتصابات جدیدشان کاملا آزادانه عمل کرده اند و اصولا کمیته نیروی انسانی نیز کارکردش انتصاب افراد نیست . لذا هیچ یک از تغییرات اخیر نه در آن کمیته مطرح شده و نه باید مطرح می شده است .
      در مورد دخالت شخصی من هم در این انتصابات باید خیلی صریح عرض کنم که شیوه عمل من چنین نیست که در کار دیگران کوچکترین دخالتی داشته باشم و یا از کسی خواهش کرده باشم که مسئولیتی را بپذیرد و یا نپذیرد. فقط اگر همکاران گرامی با من مشورتی در این زمینه ها داشته اند صرفا نظر مشورتی خود را بیان داشته ام .
      همکار گرامی :
      بهتر است باور کنیم که همه ما اعضای یک خانواده ایم . باید همگی مراقب این خانواده گسترده باشیم و حریم آن را پاس بداریم . اگر اختلاف سلیقه ای هم پیش می آید و یا کاستی احساس می شود سعی کنیم مشفقانه در اصلاح آن بکوشیم . شاد و سرفراز باشید .

  6. یکی دیگر از کارکنان و ارادتمندان به کتابداران گفت:

     باز هم فریاد از این به اصطلاح مدیران حافظ منافع شخصی
    تعامل با کارکنان و رسیدگی به امر حوزه کاری مهم است؟ یا دنبال منافع رفتن و رزومه کاری برای ریاست دانشگاه بردن و از استادیاری به دانشیاری و استادی ارتقا یافتن و یا مثلا سه ماه یا 2 سال فقط آمدم و رفتن؟و رتبه و امتیاز گرفتن ؟
    این روزها همکاران در تهران که کم در مراکز استانی محکوم به سکوتند بخاطر مثلا ترس از اخراج
    به خاطر روابط ناسالم در سابق که هنوز مدیرانی از آن دست ناشایست ها که فقط پیشوند و پسوند نامشون گاه دکتر است آنهم نه کتابداری – رشته های غیر مرتبط !آیا دکترای کتابداری را در سازمانی پست درستی میدهند که ما کتابدارا این دکتر های قلابی زیست شناسی و تاریخ و و …را پست میدهیم؟!تازه اینهایی را هم که مدیران سابق به آنها پست دادندآمدند که فقط به خاطر منافع خود و اسم و رسم در دانشگاه مثلا محل خدمت خود کسب نمایند و هر روز مدیران بی تدبیری را دنبال خود می اندازند که اصلا آمدنشون هم هیچ سودی ندارد نه به درد دنیا میخورند و نه آخرت- این مدیران فعلی استانی مثلا
    آمدند که مثلا خدمت کنند اما بدانید خدمت آنها به خودشان است آنها می آیند در حد 2 و یا نهایت 3 ساعت در هفته که مثلا تعامل برقرار کنند مدیریت کنند و همیشه به فکر کیف و محل کار دوم و سوم و چهارمشون نباشند
    اینها انسانهای جاه طلبی هستند که با آنها اگر سر صحبت باز کنید میگویند برای رضای خدا آمدیم هیچ حقوق و مزایایی نگرفتیم و نمیگیریم خدمت به خلق و از این تیپ گفتگو ها که دل رییسشان را نرم کنند که پی به کثافت کاری ها و سوء مدیریتش نیفتند.یکی میخواهد در گوشی بگوید به آنها :هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمیگیرد
    بگذریم
    این جاه طلبان حرامند در محیط مقدس کتابخانه ها .حال هدفم از این نوشته بدون شیب ملایم چیست؟ رساندن حرف دل خیلی ها به گوش کسانی که تغییر را دوست دارند و بخاطر سفارش شخص مثلا استاندار که خودش از لحاظ علمی لنگ میزند گول صحبت یه مشت جاهل نخورند.
    یکی میخواست از مسوولین سابق خیانتکار به همکاران و سازمان بپرسد که قحط المدیر و قحط الکتابدار و یا به قول امروزی ها قحط المهندس اطلاعات و دانش شناسی بود در دانشگاههای ایران که مجسمه آمده و همه عین بت پرستا جلوی این ناشایست ها قد خم کنند و آقای دکتر آقای مهندس نمایند؟ ای کاش از همکاران سازمانی در این پست هااستفاده میشد که با آبروی سازمان مرکزی بازی نمیشد . مراجعه کننده آمده میگوید اینجا شیره کش خانه هست یا کتابخانه این چه مدیر و معاونایی دارید اخلاق ندارند انگار دویست گرم شیره کشیده میخواد جواب مرا بدهد آنهم انگار از دماغ فیل افتاده حتی ادب ندارد تعارفی کند و بگوید بفرمایید !
    اگر همکاری به این فرشتگان انتقاد و یا حتی پیشنهادی هم نماید بعید نیست این به اصطلاح مدیران یخی ارجاعت دهند به برادران حراست که مشکل را شما حل کن ما از پس آن بر نمی آییم همانهایی که فقط به درد حفاظت فیزیکی میخورند و مدیراشون هم به درد شیره کش خانه ها میخورند چون هنری به جز زیرآب زنی ندارند. حق هم دارند مدیرانی که در این وادی ها به اصطلاح خدمت مینمایند اگر این علم کتاب و کتابداری را ندانند شروع به قصه گویی از قدیم مینمایند..
    مراکز کتابخانه ملی آنقدر بتکده شده که فقط کریم پشه اصفهانی را کم دارد جهت دلقک بازی با سوگلی ها..
    به دلیل بیسوادی این جماعت به نظر بافرهنگ و سوء مدیریتشان گاه دانشجویان و پژوهشگران گویند ای کاش فکری به حال این جانداران میشد..
    سوالم این است که چرا بازرسی پیدا نمیشود که این ناشایست انسانها به ظاهر شایسته خودپسند را به دهاتشان و یا به شهرشان برگرداند..
    چرا که عده ای از اینها حتی به درد معلمی دبستانی هم نمیخورند چه رسد به دانشگاه و سوال برانگیز است چه سیستم دانشگاهی داریم ما که به این کالی ها هم مدرک داده که همه جار را جولانگه خویش بینند و به صرف زبان ریختن مدیرشان میکنید؟
    ای کاش یکی بود جلوی این به ظاهر مدیران کتابخانه را میگرفت که وقت مردم را نگیرند .در وصفی دیگر: این جاعت به اصطلاح مدیر مشغول به کار در این مراکز تا جایی که همه سراغ داریم از جوانان پژوهشگر امروزی مسلط به علم روز عین نردبان بالا رفتند برای نوشتن حتی پایان نامه خود آثار ده من کتاب و مقاله خود را هم خدا میداند از کول چند صد نفر بالا رفتند و ..
    همیشه گفتم و میگویم حتی سیستم آموزش ما را در آموزش پرورش که پایه و اساس است مشکل بیسوادی و رابطه است چرا ما از دکترای رشته های گوناگون برای تربیت بچه های مان استفاده نکنند!
    کتابخانه ملی ما هم همین است چرا زمانی که ما همکاران خوب و شایسته ای داریم از دانشگاهها یا سازمانهای دیگر استفاده کنیم حاشا متخصص هم باشند.
    این از انتقاد تند و گاه ناجورمن بود .
    پیشنهاد میکنم شما مسولین کار درست امروز کتابخانه ملی به خصوص شما دکتر عزیز اولا بی ادبی مرا ببخشیدبعدا کمیته هایی تشکبل دهید همانند اینکه یک خلبان را میخواهید انتخاب کنید چه فرقی دارد برای تعیین رییس گروه معاون مدیر مدیر کل- خودشخص شما حداقل با اینها صحبت کنید 4 سوال تخصصی و مدیریتی بپرسید ببینید واقعا اینها کی هستند؟ باور بفرمایید انتقاد از خیلی ها ممنوع است مدیر انتقاد را مساوی دشمنی با خودش میداند کسی جرات انتقاد یا حتی پیشنهاد سازنده ندارد. اینترانت محیط خوبی است مگر اینکه خودتان شروع کنید به داد ما کارکنان برسید همانطور که همه راضی هستیم از روند کار خیلی از مدیریت های تهران- بماند مراکز که افتضاح شده- بعضی هاشان و به هر بی سرو پایی که کت و شلوار و مدرک رنگی و زیبایی دارد پست ندهید که آینده بدی در انتظار خواهد بود .برای انتخاب میبایست اصول باشد و شرایط- این چه رسمیست در سازمان برای انتخاب مسوولین ؟؟ سلام بر شما که حوصله به خرج دادید. به امید روزگاری خوش برای شخص شما و قوانین اصولی حتی برای استخدام یک خدماتی عزیز..

نظر بدهيد