دکتر علی شکویی و تغییر نام!

این نوشته به عنوان سخن هفته  لیزنا منتشر شد:

 احتمالا شما هم مثل من شاهد ازدحام کلاغها بوده اید. وقتی یکی از آنها به خطر می افتد فراخوان عمومی می دهند؛ همگی  یکباره به سمتی هجوم برده، سعی بر دفع خطر و برطرف کردن مشکل می کنند. بسیاری جانداران و به ویژه پرندگان رفتاری این چنینی دارند. آنها هنگام احساس خطر با خبر کردن یکدیگر اسکادرانی از همنوعان را تشکیل داده و با انجام حرکات دسته جمعی و نمایشی و ایجاد سر و صدا و حتی حمله ، سعی در دفع خطر می کنند. شاید این رفتار را بتوان ازدحام یا قلدری جمعی [i] نام گزارد.

کورنارد لورنس [ii] رفتار شناس آلمانی در سال 1968 با وام گرفتن این اصطلاح از دانش پرنده شناسی  آن را برای آدمیان نیز به کار برد. در گروه های اجتماعی و احزاب و دستجات سیاسی این رفتار را فراوان می توان یافت. انواع اعتراضات دسته جمعی و اعتصابات و حتی بعضی شایعه سازی های گسترده را می توان از این نوع رفتار دانست.

در جامعه کتابداران و اطلاع رسانان نیز در مواردی شاهد این ازدحام و اهتمام دسته جمعی بوده ایم که به دو مورد آن اشاره می شود:

زمانی که دانشگاه آزاد پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد و به ویژه دوره دکتری این رشته را را آغاز کرد حملات و جوسازی های گروهی زیادی انجام شد. عده ای معتقد بودند که این کار، غیرقانونی است و دانشگاه آزاد هم فاقد بنیه علمی است . حتی بدنه وزارت علوم هم به نوعی در این ازدحام شرکت داشت. عده ای کار را به تحریم تدریس در دانشگاه آزاد کشانده ،عده ای دیگر بر طبل بی محتوایی آن می کوبیدند.

در هیاهوی آن اعتراضات کسی فکر نمی کرد که آن آغاز به انجام برسد. اما پایمردی استادی به نام دکتر علی شکویی با پشتیبانی برادر دانشمندش ، مرحوم دکتر حسین شکویی

دکتر حسین شکویی

دکتر حسین شکویی

توانست آن مهم را چنان به انجام برساند که نه تنها همه  آن حملات و ازدحام ها خنثی شد بلکه پس از مدتی معترضان سینه چاک هم در صف تدریس و تحصیل آن دانشگاه نشستند! شیوه او در بکارگیری نیروهای جوان و میدان دادن به آن ها باب بسیاری از انحصار طلبی ها را شکست. شاید همین اقدام باعث شد که گروه های کتابداری به تکاپو بیفتند و با اعزام دانشجو و پذیرش نیروهای جوان سعی کنند گروه خود را با فضای جدید تطبیق دهند. از این منظر دکترعلی شکویی حق بزرگی برحامعه کتابداری کشور دارد.

مورد دوم از ازدحام های گروهی کتابدارانه، تلاش برای تغییر نام رشته بود.

در چند سال اخیر در همه جلسات، گروه های بحث ، وبلاگها و حتی کلاس های درس این خواست دنبال شده است . گستره این خواستها چنان گسترش یافت که بزرگان رشته را هم به فکر واقدام واداشت. این اهتمام و فشار چنان موثر شد  که حتی سرسخت ترین مخالفان نیز از تغییر نام سخن گفتند و نام پیشنهاد کردند. انتشار دروغ سیزده امسال در لیزنا و عکس العمل های بعدی به آن نیز بیانگر میزان حساسیت جامعه کتابداری به مساله تغییر نام بود.البته انتشار این طنز علاوه بر جاری نگه داشتن بحث تغییر ، رهاوردهای  جالب دیگری هم  در پی داشت:

  • از یک سو میزان دقت و ژرف نگری جامعه کتابداری و خبرگزاری ها محک خوبی خورد.  طنز بودن متن منتشر شده چنان آشکار بود که عدم فهم طنز بودن آن خود طنز دیگری شد و مرغ پخته را هم به خنده درآورد. اما بعضی از کتابداران نخوانده و یا نیم خوانده ، از مهندس شدن خود ذوق زده شده بودند و یا به شدت به نام جدید  معترض بودند. نقل متواتر خبرگزاری ها هم بی دقتی آنان را آشکار کرد و  نشان از نبود دروازه بانی درست در مسیر پایش خبرهای منتشر شده از سوی آنان بود. آثار انتشار آن خبر چنان قوی بود که حتی بعد از گذشت روزها، صحنه هایی ایجاد شد که داستانهای عزیز نسین را تداعی می کرد:

رئیس یکی از بزرگترین کتابخانه های کشور پس از گذشت دو هفته از انتشار آن دروغ، در جلسه ای با حضور کتابداران از دلائل این نام گذاری می گوید، دقایقی بر صحت آن استدلال می کند؛ و در انتها نیز به حاضران به خاطر آن نام نکو تبریک می گوید!

  • از سوی دیگر میزان مدارا و رواداری و شناخت مفهوم طنز گروه دیگر سنجیده شد. عده ای با این که از طنز بودن مطلب منتشر شده  آگاه بودند چنان بر آشفته شدند که لگام سنجیده سخن گفتن را از دست دادند و با استدلالهای غریب درخواست برخوردهای تند و حذفی را داشتند. اگر کتابداران این آب و خاک تحمل طنز این چنینی را نداشته باشند چه انتظاری باید از عامه مردم داشت؟

بر می گردیم به مساله تغییر نام:

برای رشته ما از ابتدا برابر نهاده دقیقی انتخاب نشده بود. اما معمولا غلط های مصطلح را به سختی می توان زدود. به نظر می رسد دو عامل موجب شده است که مساله تغییر نام شتاب بیشتری بگیرد و تصمیم سازان را وادار به اقدام کند:

  • اهتمام جمعی کتابداران و طرح این خواست در خَلوت و جَلوت و به طنز و جِد
  • تصویب درس ها و گرایش های جدید . امر مبارکی که طی چند سال اخیر آعاز شده ، باز تعریف سرفصل های کارشناسی و تعریف گرایش های جدید برای کارشناسی ارشد است.از نزدیک شاهد بوده ام که استادان گرانقدری برای این بهینه سازی بی مزد و منت تلاش کرده اند. ایجاد این تغییرات خود عاملی بوده است که ضرورت تغییر نام را جدی تر می کرد باید به دنبال نامی بودند که چون چتری واحد بتواند سرفصل ها و گرایش های نو را پوشش دهد.

مسلما اهتمام جمعی چند ساله کتابداران و ضرورتهای پیش آمده تغییراتی را پدید آورد .بی تردید هدف این تغییرات ارتقاء جایگاه علمی و حرفه ای این رشته است . اما به عقیده من همه این تغییرات ارزشمند که تاکنون تعریف شده و در حال تعریف و انجام است کافی نیست وعلاوه بر تغییر نام و تعریف گرایش و سرفصل های جدید اعمال تغییرات دیگری نیز لازم است مورد مطالعه قرار گیرد:

  • کار با اطلاعات درونمایه اصلی رشته ماست. ماهیت سیال اطلاعات و افزایش بهمن وار آن ضرورتهای دیگری را پدید آورده است. میان رشته ای شدن بسیاری از علوم و ماهیت میان رشته ای و آلی و خادم بودن این رشته در ارتباط با سایر علوم  و نزدیک شدن مباحث به آموخته ای فناوری اقتضاء می کند که از منظر دیگری به رشته نگریسته شود. خوشبختانه خبرگان به استقبال این تغییرات رفته اند و با تعریف دروس جدید پذیرای منطقی تغییرات شده اند. در تعریف سرفصل های  جدید تقریب به حوزه فناوری اطلاعات کاملا مشهود است. بعضی دروس کاملا ماهیت فناورانه دارند. پذیرش این تقریب آغاز راه است ، اما همۀ کار نیست. اگر قرار باشد این دروس توسط اعضای محترم گروه های فعلی تدریس شوند؛ راه به جایی نخواهیم برد. من هنوز جزوۀ! درس داده پردازی دوره تحصیلم را درکارشناسی ارشد تربیت مدرس به عنوان حرز نگه داشته ام! اگرمتعصبانه جلو ورود تخصص های دیگر را بگیریم و مدعی باشیم خودمان از عهده همه این دروس برمی آییم – که شوربختانه بسیاری چنین می اندیشند– و تغییری در ساختار و ماهیت گروه های آموزشی ندهیم؛ ما هم چون گذشتگان در حوزه های نوین حرز نامه ساز خواهیم شد و بر حیرانی دانشجویان خواهیم افزود. این کار موجب می شود که دانش آموختگانی کارآ  به جامعه تحویل ندهیم . در ترم پیش در یکی از همین گروه های معزز ،مفاهیمی به عنوان مفاهیم نوین تدریس شده بود  که بیش از یک دهه است که منسوخ شده اند! اگر قائل به آموزش این دروس ومفاهیم نوهستیم وآن ها را در برنامه های جدید گنجانده ایم ،شاید تجدید نظر در ترکیب تخصصی گروه های کتابداری گریز ناپذیر باشد.
  • اگر ضرورت تجدید نظر در ساختار گروه را بپذیریم و رویکرد نوینی برای آن در نظر بگیریم  تغییر دیگری هم ضروری خواهد بود. دراین رویکرد نو، این رشته، در ساختار آموزش عالی کشور نمی تواند به عنوانی گروهی ذیل دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی تعریف شود. ماهیت این دانش و حرفه،و درونمایه سیال آن “اطلاعات و دانش” و در آمیختگی آن برای استفاده از فناوری های نوین حتی ادامه حیات مستقل آن را به عنوان دانشکده ای مستقل زیر سوال می برد و مشکلات فراوانی را پدید می آورد.  آینده نگری و رعایت منافع ملی به دور از تعصب های گروهی اقتضا می کند که این رشته  به یکی از حوزه هایی که انطباق  بیشتری دارد؛ نزدیک شود. در این زمینه تجربه های قابل مطالعه ای در جهان از جمله در امریکا و مالزی وجود دارد. انتساب فعلی این رشته به حوزه علوم تربیتی و روانشناسی مشکل دیگری نیز می آفریند. این انتساب غالبا موجب ورود داوطلبانی می شود که پیش داشته های لازم را برای درک دروسی که در گرایش های جدید تعریف شده اند؛ ندارند. در این حالت حتی در صورت تدریس درست و بهینۀ این سرفصل ها با مشکل عدم یادگیری دانشجو مواجه خواهیم شد.

و در انتها:

ازدحام ها و قلدری های جمعی (Mobbing) همواره هم مثبت نیست. اگر اولین اهتمام جمعی کتابداران درمقابله با تاسیس دوره های کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه آزاد به زعم عده ای خیلی آگاهانه نبود و  حاصلی نداشت  اما به نظر می رسد دومینش به ثمر نشسته است. شاید شایسته این باشد که ازاین پس به دنبال طرحی نوتری باشیم . و این طرح می تواند تغییر جایگاه رشته کتابداری در ساختار رسمی آموزش عالی کشور باشد . اهتمام جمعی کتابداران در این زمینه می تواند موجب شود که  فرد باهمتی  چون دکتر علی شکویی این خواست را تا حصول نتیجه دنبال کند. باید امیدوار بود که جامعه کتابداری ایران و نهادهای مرتبط با آن ، به عنوان نهادهایی یادگیرنده از تغییر نهراسند و به استقبال آن بروند . در هزاره سوم پویایی و تغییر خصلت ذاتی جوامعی که قرار است سرافرازانه ادامه حیات دهند. محافظه کاران جایی در این رشد نخواهند داشت. باید به دنبال ذهن هایی بود که هر روز طرحی نو در اندازند و موجی مبارک ایجاد کنند.  یادمان باشد که در صحنه زندگی حرفه ای ما همین اهتمامهای دلسوزانه و نو آوری ها و طرح های مشفقانه  به یادگار خواهند ماند.

زندگي صحنه زيباي هنرمندي ماست

هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پيوسته به جاست

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

 


[i] Mobbing

[ii] Konrad Lorenz

 

خسروی، فریبرز. «دکتر علی شکویی و تغییر نام!». سخن هفته شماره 101. 1 آبان 1391.

طلا1391-09-01 16:41
با تشکر از شما استاد عزیز
بسیار ممنونم که یاد استاد گرامی دکتر شکویی را در دلمان زنده کردید همان استادی که به کتابدار بودنش افتخار می کرد با آنکه اخیرا ناتوان شده بود باز هم سر کلاسهای درس در واحد علوم و تحقیقات حاضر می شد و تجربیاتش را به دانشجویانش منتقل می کرد اما چه بسیار حسودانی که روزی دانشجوی او بودند و حالا دشمن او شده بودند و چه بسا با بدگوییهای خودشان استاد را از دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات که بانی گروه کتابداریش خودش بود بیرون کردند فقط می توانم بگویم حسابشان با خدا.
علی1391-08-07 10:30
با تشکر از استاد خسروی
علی1391-08-07 10:30
با تشکر از استاد خسروی
به نظر می رسد این همه تکاپو و تلاش برای تغییر عنوان رشته حاصل مشکلاتی است که ما در هویت رشته کتابداری داشتیم و تغییر عنوان رشته تنها مرهمی بر این درد بود که صد البته این مرهم فقط در محیط های دانشگاهی موثر و مفید است و در سطح عمومی این تغییر نام رشته قابل پذیرش نخواهد بود و تا حدودی مایه تمسخر جامعه را در بر خواهد داشت.
محمد پورثانی1391-08-04 10:40
استاد گرامی
درود بر شما که خلاف قاعده مرسوم در ایران از آنهایی که در کرسی قدرت نیستند به نیکی یاد می فرمایید. متاسفانه عکس این مرسوم است . در کلاس از خودتان آموخته ایم
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد
امیدوارم این کار نیکو تداوم یابد. محمد پورثانی —کانادا
نفيسي كيا1391-08-03 20:52
باسلا م ودورد بر شما كه يادي از ا قاي دكتر علي شكو يي كرديد موفق وپايدارباشيد نفيسي كيا
کتایون1391-08-03 09:48
سوالی که برای من پیش امده اینست که اساتید محترمی که اینقدر شیوا مسئله تغییر در این رشته رو عنوان می کنند در جلساتی که برای تغییر نام صورت گرفته کجا بوده اند؟ آقای خسروی آیا از شما و سایر اساتید دیگر هم در مورد تغییر نام نظرخواهی شد؟ویا عده ای خود را صاحب اختیار آن میدانند!!نظر ما نسل جوان کتابداری که برایشان اصلا اهمیتی نداشت نظر سایر بزرگان کتابداری را چرا نادیده گرفته اند؟!!!!”محافظه کاران جایی در این رشد نخواهند داشت. باید به دنبال ذهن هایی بود که هر روز طرحی نو در اندازند و موجی مبارک ایجاد کنند” جناب آقای خسروی فعلا که آینده حرفه کتابداری در دست محافظه کاران است.
رفعت1391-08-02 09:16
سلام
اگر نسل جوان رااساتید ماقبول داشتند وضعیت رشته ما وتکاپو برای آن بهتر وبیشتر ازین بود که هست.استاد گرامی:افسوس!!! چه دیر بزرگان تن به تغییر میدهند!کاش دریک پروژه تحقیقاتی مشخص شود همه اساتیدی که دیرتغییر نام رشته راپذیرفتند،انگیزه واقعیشان تاقبل از آن برای اینهمه مقاومت چه بود؟؟؟
متشکرم:باتشکر از مطالب خوب وآموزندتان
سیما یزدانی1391-08-02 06:56
امیدواریم که با همت همه کتابداران این خواست اساسی یعنی تغییر جایگاه و تعریف مجدد از رشته انجام شود. در ضمن از اینکه یادی از دکتر شکویی کرده اید کار بسیار پسندیده ایست . یادم است در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد همین اساتیدی که اکنون بجای ایشان تکیه زده اند پشت سر بشدت منتقد او بودند اما در مقابل تعظیم می کردند و اکنون او را فراموش کرده اند.از استاد عزیز دکتر خسروی نیز به خاطر دلسوزی و بیان روان و استدلالی شان ممنونم
الی1391-08-02 00:50
نوشدارو بعد از مرگ سهراب!
وقتی خبر تغییر نام رشته را دیدم یاد بیان یکی از اساتید افتادم که در مقاله ای گفت تغییر رشته هرگز، شما رشته تان را عوض کنید!
آیا تغییر نام پس از این همه کش و قوس می تواند مرهمی برای دل زخم خورده ما کتابداران دیروز و اکسیری برای حیات کتابداران فردا باشد؟
همتیان1391-08-01 22:06
ممنون. استفاده کردیم. انشالا گروه های محترم هم به فرمایشات شما گوش بدهند!
محسن مردانخانی1391-08-01 17:52
سلام
درود بر شما که از یکی از تاثیر گزاران که اکنون در مسند قدرت نیست یاد کرده اید . این سنت خوبی است . نکته مهم نوشته شما امیدوارم مورد توجه قرار گیرد. جایگاه رشته ما لازم است مورد تجدید نظر قرار گیرد.
رویا جاویدی1391-08-01 16:54
تشکر از شما جناب خسروی
چقدر خوب بزرگان رشته کتابداری با نوشته های سودمند خود ما را از تبعات بسیاری از رفتارهایی که هم اکنون در جامعه کتابداری رخ می دهد آگاه می کنند. امیدوارم گوش شنوا باشیم
مهتاب1391-08-01 11:42
مثال شما بسیار آموزنده بود.
ممنون آقای دکتر
 منبع : لیزنا
دوشنبه, 01 آبان 1391 ساعت 08:00

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.