سازمان یادگیرنده ، کارکنان پژوهنده

 نوشته ای است که برای کلیات ماه این شماره نوشته ام (سال چهاردهم شماره دهم)
چند سال پیش  در کتابخانه ملی ، استاد گرانمایه و دلسوزی  فغانش بلند شده بود که اغلب این تازه استخدام شده ها هیچ نمی دانند . مثل اینکه از پشت کوه آمده اند !. با مفاهیم اولیه رشته هم بیگانه اند .عملا هیچ مهارتی را به درستی نیاموخته اند. گفته شد که اینان اغلب معدل هایشان بالای 18 است و دانش آموختگان نظام آموزشی هستند که صاحب نامان رشته متولیان آن هستند.البته بعدها به کمک همان استاد، بعضی درس های کاربردی در مرکز آموزش عالی کتابداری تدریس شد تا برخی از نیازهای کتابخانه براورده شود.

نبود دانش ، مهارت  و کارایی در دانش آموختگان ، معضلی با پیشینه دیرین است . ظاهرا در قرن هشتم هجری  هم ناکارایی آموزش ، مساله روز بوده است. به این طنز زیبای عبید توجه کنید:

لولئی با پسر خود ماجرا می کرد که تو هیچ کار نمی کنی و عمر در بطالت به سر می بری . چند با تو گویم که معلق زدن بیاموز و سگ از چنیبر جهانیدن رَسَنبازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نمی‏شنوی بخدا تُرا در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جواز هیچ جا حاصل نتوانی کرد

رد پای این ناکارآمدی  در گستره تاریخ تعلیم و تربیت  آشکارا قابل مشاهده است که تفصیل آن موضوع این نوشته نیست.اجمالا در سده بیستم به امر تعلیم وتربیت رسمی توجه ویژه ای مبذول شد و مطالعات ارزشمندی در این حوزه انجام گرفت . متفکرین تاثیرگذاری هم ظهور یافتند. حدود پنج دهه قبل پائلو فریره [1]متفکر نام آشنای آموزش و پروش و از پیشگامان  ” رویکرد تربیت انتقادی”[2] موج مبارکی را در نگاه به آموزش رسمی پدید آورد. او معتقد بود که نظام رسمی موجود، انسانهایی را پرورش می دهد که   خلاقیت و  خودباوری ندارند . “فرهنگ سکوت” در آنها نهادینه شده وبه موجوداتی بدل می شوند که به جای آنکه در خدمت جامعه باشند در خدمت منافع زرداران و زورمداران خواهند بود. او باور داشت که این ستم دیدگان چنان پرورش می یابند که در مقابل غارت ثروت و فرهنگ خود هیچ عکس العملی را نشان نخواهد داد.

 موج رویکرد تربیت انتقادی زمینه روآوری به تفکر نقاد [3]و تفکر سطح بالا [4]را فراهم آورد و در این زمینه  پژوهش های گسترده ای انجام شد. یکی از معروف ترین این پژوهش ها ، مطالعه ای است که توسط انجمن فلسفه امریکا با حضور چهل و شش متخصص  انجام شد .این کار که با استفاده از روش کیفی، چندین سال طول کشید.  گزارش این پژوهش بعدها به” گزارش دلفی” شهرت یافت . در این گزارش تعریف جامعی از تفکر انتقادی ارائه شده است . در این تعریف متفکر نقاد فردی کنجاو ، با ذهن باز و منعطف است که در قضاوتش دور اندیش است .تفسیر ، تحلیل و ارزشیابی ، همراه تبیین مفهومی و روش شناختی شیوه کار اوست . در ارزشیابی فردی عادل و منصف است و مراقب سوگیری های شخصی است . با حسن ظن و خیلی صریح و شفاف با مسائل مواجه می شود. او در انتخاب ملاک ها و معیارها مستدل عمل کرده و پژوهش محور است. پشتکار او سبب می شود تا حصول نتیجه کار را دنبال کند . این نوع تفکر ، خود تنظیم ، هدفمند ، منبع قدرت در زندگی فردی و مبنایی وثیق برای جامعه ای مردم سالار خواهد بود.در سه دهه گذشته بسیاری از کشورهای شمال ، تفکر نقاد و خلاق را اساس و مبنای تعلیم و تربیت خود قرار داده و از ثمرات ارزشمند آن بهره مند شده اند.

به راستی  دانش آموختگان دانشگاه ها و به ویژه دانش آموختگان کتابداری و اطلاع رسانی تا چه اندازه ویژگی های یک متفکر نقاد و خلاق را دارا هستند. توجه شود که کتابداران به نوعی اشاعه دهنده و حافظ این نوع تفکرباید باشند زیرا تفکر انتقادی و خلاق  پیوندی ناگسستنی با سواد اطلاعاتی دارد که کتابداران باید مروج آن باشند. گزاره های زیر برای آموزش دانشگاهی  و طبعتا برای رشته کتابداری و اطلاع رسانی تا چه اندازه صادق می دانیم:

  •  آموزش ، پژوهش محور نیست و ذهن تحلیل گر و کنجکاو و فردی با پشتکار  تربیت نمی کند.

این معضل حتی در سطوح کارشناسی ارشد و دکتری نیز شایع است . اغلب پایان نامه ها و رساله ها بی محتوا و پر از اشتباهات اساسی روش شناسی است.

  • فرهنگ حاکم بر دانشگاه ها صراحت ، حسن ظن ، انگیزه خدمت ، پشتکار و عدالت و آزادگی را القا نمی کند.
  • دانش و مهارت آموخته شده تطابق چندانی با نیازهای بازار کار ندارد.
  • بسیاری از پذیرفته شدگان دوره کارشناسی در رشته دلخواه قبول نشده و از بد حادثه اینجا به پناه آمده اند.
  • بسیاری از مدرسان به محض اخذ مدرک کارشناسی ارشد و دکتری به تدریس پرداخته اند . اغلب آنان از فنون و دانش تعلیم و تربیت کم بهره اند.کلاس های این استادان کم بهره و ملال آور است.
  • بسیاری از مدرسان در تدریس بی انگیزه اند و اگر انگیزه لازم را هم دارند از دانش روز عقب هستند.
  • محتوای درس ها با شتاب جهانی در تولید دانش همگام نیست و بعضا چند دهه فاصله دارد.
  • تعداد دانش آموختگان با میزان تقاضا ی بازار کار همخوانی ندارد .

اگر شما هم چون من معتقد به درست بودن اکثر گزاره های فوق هستید نباید انتظار فوق العاده و تعیین کننده ای از فارغ التحصیلان داشته باشیم . این نوع آموزشِ عقیم ، بیشتر موجب گسترش مدرک گرایی و تفاخر می شود و توسعه و رشدی را به دنبال نخواهد داشت. البته در بین استادان و دانشجویان استثناهایی نادری وجود دارد که نمی تواند نافی این قضاوت کلی باشد که: النادر کالمعدوم!

ظاهرا بر متولیان آموزش عالی هم این کاستی ها آشکار است . آنان برای رفع این نازایی ، طرح ” آمایش دانشگاه ها و آموزش عالی” را مطرح کرده اند. این طرح با هدف  ارتقاء دانش بشری مبتنی بر معارف و آموزه های اسلامی ـ ایرانی، بهبود، توسعه و تربیت نیروی انسانی ارزشمدار و متخصص، ارتقاء بهره وری آموزش ، افزایش سهم آموزش عالی در تولید ثروت ملی و افزایش مسئولیت پذیری علمی و اجتماعی و نهادینه سازی اخلاق حرفه ای مطرح شده است. امید است بدور از از شعارهای مرسوم و کمیت گرایی معهود، گام های استواری برای این آمایش برداشته شود. تا آنجا که به رشته کتابداری و اطلاع رسانی مربوط است به نظر می رسد باید در فکر یک تحول بنیادین برای اجتناب از گزاره های فوق الذکر بود. در این رشته اطلاعات و دانش دستمایه اصلی کار است . دستمایه ای که به شدت پویا ، سیال و ودر حال فزونی غیرقابل باوری است. کتابخانه  و مراکز اطلاعاتی که قرار است در خدمت نسل نوین این سده پر تحول و جامعه دانشمدار  باشد با ید سازمانی یادگیرنده با کارکنانی پژوهنده باشد. این مهم نیز جز با برنامه ریزی  روشمند و راهبردی و صرف وقت و بودجه لازم به دست نخواهد آمد.

 


[1] Paulo Freire

[2] Critical Pedagogy Approach

[3] Critical Thinking

[4] Higher Order Thinking

کلیات ماه مهر و آبانkoliat 166 CD

۳ نظر براي “سازمان یادگیرنده ، کارکنان پژوهنده”

  1. دانشجو گفت:

    آقای دکتر سلام

    نوشتین وگفتین ممنون اما به قول یک ضرب المثل اروپایی نوشته ها می مانند گفته ها باد وهوا میشوند .

    هر زمان که من وشما وامثالمون از گفتن دست برداریم وبنویسیم و حداقل کاری کنیم وشعار ندهیم واجازه جولان دادن به افرادی غیر کتابدار مثلا درکتابخانه ملی ندهیم؛ با نوشته هامون کتابخانه ملی هم بعد ۲۰ سال دیگه پر نیروی متخصص می شود از بس گفتیم وبه خاطر موقعیت خودمان که به خطر نیفتد ونگفتامون به این شکل درامدیم.
    چون فعلا هر مدیر ورییسی میاد بی انصافی میکند و انسان های شریفی رو با خودش میاره که به درد کتابخانه ملی نمی خورند

    -تحول جامعه دانش مدار : الان تحول رو مدرک گرایی وچاپلوسی درنظر گرفتند کوتاه هم نمیاند

    ————————————————————————–

    – تا زمانی که ما گول سابقه افراد را بخوریم وحتی درپرداختهایمان به شخصی که مثلا رسمی اداره هست اما بعد ۱۵ سال فقط رفت وآمد میکرده وخودشو الاف اداره کرده و هیچ خیری نرسونده فقط اداره بهش خیر رسونده ملاحظه حتما بفرمایید نمونه فیش آقایان رسمی مدرک قلابی … درکتابخانه ملی ۱۵ سال سابقه بدون اضافه کار دو ملیون ومثلا قراردادی با اضافه کار همراه با تالیفات وفارغ التحصیل دانشگاه معتبر تا نیمه شب برا دوشاهی اضاف تر و۵۵۰ هزار تومان
    با اختلاف یک ملیون وپانصد هزار تومان چه انگیزه ای باقی میمونه به قول یکی از دوستام میگفت با این همه بی عدالتی و پارتی بازی و رابطه سالاری چرا وقتمو اینجا سپری کنم که با این کاراشون دهن کجی به ما کنند میگفت اصلا رغبتی نیست برای کار وپژوهش اصلا دوست دارم اولین موشک …. بهش گفتم غصه نخور اینا خودشون به خودشون موشک میزنند …

    -مهارت وکلاسهای آموزشی هم دکتر جان این دوره زمونه فقط برا قشر خاصی هست که بهره برداری کنند برا افزایش حقوقشون مثلا برا طبقه پایین تر با موقعیت شغلی متزلزل را شامل نمی شود

    – بدرود

  2. دانشجو -کتابخانه ملی اسلامی گفت:

    سلامی مجدد ممنون از اینکه نظر دست وپاشکسته بنده کتابدار را تایید فرمودین البته با کمی حذفیات ایرادی ندارد

    اما حتما یه لطفی بکنید به گوش رییس روسای سازمان فرهنگی اسلامی عدالت گستر کتابخونه ملی درصورت امکان برسونید که اختلاف حقوقها را درفیش همکارا رویت بفرمایند آقایون مدیر ای استراتژیک که بحران شده اختلاف پرداختها و غیره

    البته اگر ایرادی از مدیرای ارشد ؛مدیرای ارشد بگیرند خطر ساز نیست اما اینقدر دیکتاتوری سکوت وخودپسندی راه انداختند که بنده ی قراردادی با کارنامه کاری وسابقه ؛اگر بهشون ایراد بگیرم یا مثلا فیش حقوقی دو همکار را بدون مشخصات هویتی در اینترانت سازمان بزارم
    اون موقع است که دیگه اقای رییس سازمان نمیتونه به حرف خودش و…. درزمینه خالی …

    عمل کنه وحرفش {نادرست} از آب در میاد وبنده حقیر را میفرستند مزرعه بابام برای کشاورزی وتولید گندم نه علم

    —————————————–

  3. zozo گفت:

    نوشته های شما را می بلعم. طعنه، طنز، تحلیل و درد دل ترکیبی سخت است که در نوشته های شما به راحتی جمع می شود. اگر در مورد تجربه های دوران معلمی تان هم بنویسید خیلی قابل استفاده خواهد بود. سرزنده باشید

نظر بدهيد