نمایشگاه کتاب

دیروز -یعنی روز اول نمایشگاه – همراه چند نفر از همکاران  مشتاقانه به نمایشگاه شتافتیم. این شتافتن برای گفتن خسته نباشید ! به همکاران غرفه کتابخانه بود که تا ۵ صبح مشغول آماده سازی بودند و هم رویت کتابهای جدید و خلق مشتاق . هرچه دنبال یک برگ راهنما یا خدای نکرده تابلو راهنما گشتیم هیچ نیافتیم. کسی گفته بود در آخرالزمان قومی ظهور می کنند که با استنشاق! حق را از باطل تشخیص می دهند . گویا مسئولان نمایشگاه نیز خلق الله را به حال خود گذاشته بودند که که با استشمام! غرفه های خود را بیابند. برای یافتن غرفه معهود به جستجو پرداختیم. با آن که هوا کاملا آفتابی بود اما بعضی سقفها چکه می کرد . گویا وسایل استنشاق! را فراهم  فرموده بودند. جکه ای بر سر نجفی افتاد که گفتم امیدوارم آب باشد.از آقایی سوال کردیم . گویا سوال نابجایی کرده باشیم گفت خودم ناشرم و مدتی است که بدنبال غرفه ام می گردم! خلاصه با پرس و جو به شکل عهد حجر و راهنمایی به سبک قجر پس از ۳۰ دقیقه به غرفه را یافتیم و معلوم شد که هنوز نه برق دارند و نه تلفن لذا خیلی از کارهایشان تعطیل. این شیوه مدیریت فرهنگی هم خود حکایتی است که اگر ثبتش نکنیم ممکن است بدهکار آیندگان باشیم.بهتر است نام نمایشگاه را به   نمایشگاه سبک نوین مدیریت فرهنگی تغییر دهند . پدیده ای است که بعید است خلق خدا نظیرش را در آینده  شاهد باشند. + نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:19  توسط فریبرز خسروی  وبلاگ گفتگو

نظر بدهيد