Friday, January 02, 2009
1:46 PM
PATHOLOGY OF READING IN T
در تاریخ 23 آبان 1384 گفتگویی با خانم نگار مفید داشتم که در سایت تبیان هم منتشر شد:
گفتگو با دکتر فریبرز خسروی
معاون کتابخانه ملی
از افتتاح ساختمان جدید شروع کنیم و تحولی که انتظار می رود تحقق پیدا کند.
ایجاد ساختمان، تحول بزرگی در حوزه ی توجه به بحث کتاب، کتاب خوانی، کتابداری و مراکز اطلاع رسانی است. قبل از اینکه طراحی ساختمان شروع بشود، مطالعات گسترده ای صورت گرفت و مدل های مختلفی دیده شد. طرح جامعی در نظر گرفته شد تا در شأن ایران باشد. در این کار تا اندازه ی بسیار زیادی موفق بودیم. یعنی نوع عظمتی که در قالب یک پروژه معماری پدید آمد، قابل توجه است. نوعی معماری که در عین مدرنیسم، القاء سنت می کند و می تواند از تکنیک ها و فن آوری نوین بهره بگیرد و مسائل سنتی و کهن ما را نیز در نظر داشته باشد.
شما در جای جای کتابخانه این دو عنصر را می بینید. هم مدرن و تکنیکی بودن کار و هم توجه به سنتی و اصیل بودن آن.
تا پیش از این نیاز به یک ساختمان با این مشخصات حس نشده بود؟
حس شده بود. یعنی شما اگر یک پژوهش مقدماتی انجام بدهید، از سال هایی که آموزش های دانشگاهی در ایران متداول شده، همیشه کمبود مباحث پژوهشی به عنوان یک نقص اساسی در حوزه های دانشگاهی مطرح بوده. این بحث تازه نیست. منتها، همیشه به آن کم بها داده شده. یعنی در سبد مصرف افراد، اولین چیزی که کنار گذاشته می شود، مباحث فرهنگی، پژوهشی و خواندنی است. از آنجا که درآمد سرانه در کشور ما آنقدر بالا نیست که حجم بالاتری به مباحث فرهنگی تخصیص پیدا کند، طبیعی است که ما شاهد فقر فرهنگی در این حوزه ها باشیم.
و چه باید کرد؟
احتیاج به فرهنگ سازی دارد. منتها این از آن داستان های مرغ و تخم مرغ است. برای آنکه فرهنگ سازی کنیم، باید محیط هایی پدید بیاید که بتواند فرهنگ سازی کند. یعنی اول باید خرجش کرد تا پدید بیاید، این حرکتی دو گانه است. وقتی خودش پدید بیاید، زایش مجددی از این نوع خواهد داشت.
آیا برنامه ریزی مدونی در این زمینه صورت گرفته است؟
اینها بحث های کلان مملکت است. طبیعی است که هر دولتی یا هر کشوری به فکر توسعه باشد. زیر ساخت توسعه پژوهش است و زیر ساخت پژوهش، پدید آوردن امکانات پژوهشی است. کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی از اولین مراکز توسعه پژوهش هستند.
وظیفه معاونت شما چیست؟
وظیفه ی معاونت کتابخانه همان بحث اساسی است که در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی وجود دارد. یعنی شناسایی منابع، هم کتابی و هم غیر کتابی؛ بعد از آن، بر اساس اساسنامه، گرد آوری است. بعد باید بر طبق اصول آنها را ذخیره کنیم و بعد باید سازماندهی کنیم و اطلاع رسانی را انجام بدهیم. این کل کاری است که ما باید در کتابخانه انجام بدهیم. یعنی این 5 مرحله، تمام کاری است که تمام مراکز اطلاع رسانی باید انجام بدهند.
گرد آوری، فقط در ایران صورت می گیرد؟
هر کدام از منابع ویژگی خاص خود را دارند. شما نمی توانید هیچ کدام را دست کم بگیرید. کتابخانه های ملی، یک سری از منابع را بدون توجه به اطلاع رسانی، برحسب وظیفه تهیه می کنند. ما بعضی از کتاب ها را با توجه به اساسنامه باید حتماً بخریم. کاری نداریم کسی از این کتاب ها استفاده می کند یا نه! ما باید یک نمونه از روی تمام کتاب هایی که به زبان فارسی در دنیا منتشر شده، را داشته باشیم. این یک وظیفه است. وظیفه ی بعدی ما این است که بدانیم ایرانیان در کل جهان چه محصولی منتشر می کنند؛ ما باید آن را بخریم. یعنی اگر در نیویورک، در برلین، در مسکو، یک ایرانی یک تولید فرهنگی دارد، به هر زبانی و به ویژه به زبان فارسی، ما موظفیم آن را خریداری کنیم. اگر در دنیا کتابی به زبان فارسی منتشر می شود، ما باید آن را تهیه کنیم. کاری به مخاطب آن نداریم. این وظیفه ی مالی ماست که آثاری را که به زبان فارسی منتشر می شود یا ایرانیان مقیم خارج از کشور منتشر می کنند، گردآوری کنیم. ولی وقتی از شناسایی منابع خارج می شویم و به خرید می رسیم، طبیعی است که باید پارامترهای کوچکی را هم در نظر بگیریم که چه محصولاتی خریده بشود تا مورد استفاده قرار بگیرد. مثل کتاب های علمی که خریداری می شود، برای حوزه هایی مثل علوم تجربی و علوم انسانی که باید طوری خریداری شود که مورد استفاده ی مخاطب قرار بگیرد و این کار ساده ای نیست. بعد از شناسایی، خرید، سازماندهی و اطلاع رسانی شان می ماند.
کدام یک آسان تر است؟!
معتقدم همه شان هم شأن هم هستند. هر کدام مراحل خاص تعریف شده ای دارند و هیچ کدام سخت تر از دیگری نیست.
رابطه ی کتابخانه و پژوهشگران را در حد مطلوب ارزیابی می کنید؟
یکی از شاخص های توسعه در همه جای دنیا، میزان مراجعه به کتاب، کتابخانه و مراکز اطلاع رسانی است. یعنی وقتی ما، در یک جامعه معیارهایی را برای توسعه یافتگی تبیین می کنیم، یکی از اهدافی که مورد مطالعه قرار می گیرد، این است که افراد، دانشجویان، دانش آموزان، نخبگان و خبرگان که هر کدام سطح خودشان را دارند، میزان کتابخوانی شان چقدر است؟ میزان استفاده از منابع اطلاعاتی شان چقدر است؟ میزان مراجعه شان چقدر است؟ میزان توقفشان چقدر است؟ میزان کتابی که در سال می خوانند چقدر است؟ اینها شاخص های توسعه است. برای دست یافتن به شاخص های توسعه و بالا بردن این شاخص ها، طبیعی است که شما باید اول، ابزار مراجعه را پدید بیاورید. یعنی یک اندیشمند وقتی می خواهد مطالعه ای در یکی از مباحث علوم داشته باشد، باید جایی باشد که با اطمینان نسبتاً بالایی بتواند، منابع مورد نظر خودش را تا حدی که مد نظر است، پیدا کند. محیط نسبتاً تمیز و مفرح و قابل قبولی که آنجا بتواند با انگیزه بهتر و بیشتری به مطالعه بپردازد.
من اعتقاد دارم پدید آوردن چنین نهادها، ارگان ها و سازمان هایی مثل کتابخانه ی ملی، می تواند مشوق کلیه پژوهشگران و افرادی باشد تا بتوانند مراجعه کنند و کار خود را انجام بدهند.
نکته ای که حائز اهمیت است، فرهنگ سازی است. یعنی اگر یک دانش آموز دبستانی، به اینجا بیاید، طبیعی است بچه ی ابتدایی خیلی نمی تواند از کتابخانه ی ملی استفاده کند، گرچه ما اینجا بخش کودک هم داریم. اگر چه انتظاری نیست که دانش آموزی از آن سر شهر راه بیفتد و بیاید در کتابخانه مطالعه کند. ولی اگر بیاید، کتابخانه ی ملی کشورش را ببیند که چه مجموعه بزرگ و عظیمی است، می تواند بحث تحقیق و پژوهش را جدی بگیرد و از کودکی در نهاد او شکل بگیرد. برای بزرگسالان هم طبیعی است که وقتی مراجعه کنند و سرویس درستی ببینند، می تواند دلیلی برای مراجعه بیشترشان باشد.
کتابخانه ی ملی شامل چه بخش های مهمی است؟
کتابخانه ی ملی بخش های مختلفی دارد. آنچه که ما برای اینجا طراحی کردیم، بخش ایرانشناسی و اسلام شناسی است. کتاب هایی که در این بخش است، کتاب های نادری است که از کل دنیا گرفته ایم و به زبان های مختلف در مورد ایران و اسلام چاپ شده اند. بخش پژوهشی بسیار مهمی است. بخش علوم انسانی داریم که کتابهای علوم انسانی به زبان های فارسی، عربی، انگلیسی و زبان های دیگر جمع شده اند. در بخش ایران شناسی کتاب ها به زبان های مختلفی است. بخش دیگر علوم و فنون است، با رویکرد به این که بیشتر دانشجویان این رشته بتوانند مراجعه کنند. بخش منابع غیر کتابی هم بخش بسیار مهمی است. منابع بسیار زیادی در آنجا گردآوری شده و مورد استفاده قرار می گیرد. بخش نشریات، یکی از بزرگ ترین مجموعه های مطبوعات فارسی منتشر شده در ایران به حساب می آید. بخش خطی و منابع نفیس هست که کارشان اطلاع رسانی است.
آیا این بخش ها کامل است؟
هفتاد درصد مشکل ما، مشکل جاست. ما منتظریم قسمت های ساخته نشده، آماده شود تا بعد از آن، کار انتقال و تکمیل را شروع کنیم. بعد از ده روز این کار هم تمام می شود.
چه تفاوتی میان سطح کتابداری در ایران با کشورهای منطقه است؟
کتابداری در ایران و کتابخانه ی ملی، از سال ها پیش خیلی قوی تر، استانداردتر و منسجم تر از کشورهای خاورمیانه عمل کرده است. استانداردهایی که در کتابداری ایران رعایت شده، بسیار منطبق تر است تا مقررات دیگر کشورهای منطقه. از کشورهایی که کار کرده اند و توانسته اند به نسبت سرآمد باشند، آنچنان عقب نیستیم. مثلاً کشوری مثل ترکیه که خوب کار کرده، کارهای سطحی تری انجام داده و من معتقدم در ایران کار عمیق تری صورت گرفته. در کتابداری سوریه و مصر نسبتاً خوب کار کرده اند. ولی در خیلی از حوزه ها کاری که در ایران صورت گرفته عمیق تر، دقیق تر و حساب شده تر است. کشورهای کوچک اطراف بیشتر به حواشی پرداخته اند و بعضاً در مباحث الکترونیکی رشد داشته اند. کشورهای بلوک شرق سابق سبک و شیوه ی خودشان را داشته اند. آنها، صرفاً از نظر تعداد وضعشان خیلی خوب است. یعنی 9 میلیون کتاب دارند، ولی از نظر کیفیت مجموعه و کتاب ها کار اساسی ای صورت نگرفته است.
آیا تلاشی صورت گرفته است تا از نظر تعداد بتوانیم با این کشورها برابری کنیم؟ مثلاً با کشوری مثل چین؟
کشورهای پرجمعیت وضعیت متفاوتی دارند، مثل چین و هند. اما حتی هند هم در موضوع کتابداری مشکل دارد. این کشورها با جمعیت میلیاردی که دارند، طبیعی است که نگاهشان نوع دیگری است.
در زمینه ی اطلاع رسانی چگونه عمل می کنیم؟
نمی توانیم ادعا کنیم که بهتر از سایر کشورها اطلاع رسانی می کنیم. اما باید ثابت کنیم که می توانیم. از لحاظ ساختمانی، این بنا در میان بسیاری از کشورها تک است و مثال زدنی، اما اطلاع رسانی مرحله ی بعدی است.
داشتن یک ساختمان خوب چقدر به اطلاع رسانی کمک می کند؟
هدف غایی این ساختمان آن است که اطلاع رسانی بهتری انجام شود. کتابخانه های ملی دنیا دو هدف اساسی دارند که باید سرلوحه ی همه شعارها قرار بگیرد. اول؛ گرد آوری و حفظ میراث فرهنگی. باید اینها را شناسایی و گردآوری کنیم. دوم؛ آماده سازی منابع به شکلی که بشود بهترین سرویس را از آنها گرفت، یعنی هدف نهایی در کتابخانه ملی. پیش بینی می شود که کتابخانه های ملی، همیشه به صورت دو رگه ادامه ی حیات بدهند، یک رگه این است که باید فیزیک کتابخانه و منبع را نگه داری کنند و یک رگه دیگر این که از آنها استفاده شود. اطلاع رسانی وقتی محقق می شود که شما آماده ی اطلاع رسانی باشید. هنوز زود است.
تا امروز برای اطلاع رسانی چه کارهایی صورت گرفته؟
ما هم مثل آقای خاتمی اعتقاد داریم که تا امروز کتابخانه ی ملی نداشته ایم. با 15 یا 16 ساختمان پراکنده در شهر تهران، مگر می شود اطلاع رسانی کرد آن هم در یک سالن به بزرگی یک اتاق؟!
پس تا الان چه می کردیم؟
من کمی اغراق آمیز حرف می زنم. اطلاع رسانی داشتیم، اما آن چیزی که مطلوب است، نبود. حوزه ی ما حوزه ی فن آوری و پردازش بوده و به اطلاع رسانی به دلیل کمبود جا و فقر جا کمتر بها داده شده است.
اطلاع رسانی داشتیم، اما خودمان راضی نبودیم.
اطلاع رسانی مطلوب یعنی چه؟
دقیقاً به این معناست که بتوانیم آنچه را که داریم، عرضه کنیم و بتوانیم به مراجعان خودمان، منبعی که در دست داریم را ارائه دهیم. شما انواع مراجعه کننده دارید که اینها خواست هایی دارند. باید بتوانید، اگر آن خواسته در مجموعه شما هست، آن را برآورده کنید. چنین اطلاع رسانی مطلوب است.
چقدر می شود این کار را کرد؟ منوط به چه چیزهایی است؟
منوط به این است که شما، مجموعه را درست طراحی کرده باشید. درست سازماندهی کرده باشید. منوط به این است که بتوانید از ابزار مناسب استفاده کنید. این ابزار یک دوره ای برگه دان بوده، الان شبکه است. بتوانید با آنها هم زبانی کنید و خواست طرف را تشخیص بدهید و بعد منبع را معرفی کنید.
آیا در این زمینه درست عمل می کنیم؟
اتفاقاً پرنقص، عمل می کنیم. این ادعا که ما بی نقص هستیم، خیلی ادعای بزرگی است. هیچ کس نمی تواند بگوید ما بی نقص عمل می کنیم.
نقص کار چیست؟
اینها هر کدام آسیب شناسی ویژه ی خودش را دارد. ما چه آسیب شناسی هایی در تهیه ی منابع در ایران داریم. مطالعات زیادی صورت گرفته و هر کدام مسیرهای ویژه ی خودش را دارد. ما نمی توانیم چنین ادعایی داشته باشیم. در خیلی از حوزه ها، شاید خیلی نقص داشته باشیم. طبیعت کار این گونه است. نمی خواهم نقص را توجیه کنم. کار است و باید نقص را برطرف کرد و جلو رفت.
چه اقداماتی برای برطرف کردن این نقص ها صورت گرفته است؟
در تلاش هستیم. ساخت این ساختمان نوعی تلاش برای کشورمان به حساب می آید. یکی از نقص های ما این بود که پراکندگی ساختمان ها این اجازه را نمی داد که اطلاع رسانی درستی صورت بگیرد. برای اطلاع رسانی بهتر این ساختمان ساخته شد. خیلی از قسمت های این ساختمان الکترونیکی است. یک ساختمان هوشمند؛ کارمند تعلیم دیده ی هوشمند می خواهد. کارمند تعلیم دیده ی راضی که درصدی از رفاه برایش تأمین شده باشد. اینها موضوعاتی است که به جاهای دیگر مربوط می شود.
این کارمندهای هوشمند را چگونه باید در کتابخانه ی ملی جمع کرد؟
باید زمینه ی آن را فراهم کرد. کارمندهای ما، آدم های بسیار شریف و زحمت کشی هستند که نیاز به روز آمدسازی اطلاعاتشان دارند. کلاس های آموزشی ای دارند که منظم در آن شرکت می کنند. ضرورت دارد به مسایل معیشتی شان توجه شود. ما تا حدی که توانستیم، انجام دادیم. در یک بحث سازمان یافته ما باید بتوانیم این انطباق را پدید بیاوریم، در مجموعه و در افرادی که دارند کار می کنند و این یک مهندسی مدیریتی اساسی می خواهد.
برای برداشتن این فاصله های زیاد چه کرده ایم. به نظر می رسد از اتمام کار ساختمان خیلی خوشحال هستیم و حواسمان به قسمت های دیگر نیست.
البته، من که شاد نیستم. چون اینقدر فشار این انتقال زیاد است که صحبت از شادی هنوز زود است. شما وقتی از یک خانه ی کوچک اسباب کشی می کنید، چقدر احساس به هم ریختگی دارید. طبیعی است که ما در این وسعت مشکل داریم. ولی من خوشحالم که ایران توانسته است ساختمان قشنگی را به عنوان کتابخانه ی ملی تأسیس کند.
هیچ وقت اینطور نبوده که سرمستی احداث این ساختمان باعث شود که یادمان برود برنامه ریزی بلند مدت داشته باشیم. اصولاً پرداختن به برنامه های راهبردی یکی از ضرورت های محیطی است که قرار است در خدمت یک ملت باشد. ما اگر برنامه ی استراتژیک نداشته باشیم و ندانیم که ده سال آینده قرار است به کجا برسیم، طبیعتاً دچار مشکل و مسئله می شویم.
این برنامه ها تا حد زیادی در اساسنامه ی ما مستتر است که باید آن را استخراج کرد و در حوزه ی برنامه های کوتاه مدت عملیاتی اش کرد. این کار در دست انجام است. از مدت ها پیش در مورد آن صحبت شده و کارهایی در حال انجام است. اگر شما نتوانید گام های رسیدن به قله را عملیاتی تعریف کنید، عملاً نقص را برطرف نکرده اید. باید بدانیم که در فاصله ی این دو نقطه باید پنج قدم برداریم. نه شش قدم و نه چهار قدم. خیلی هم واقع بینانه باید دیده شود. نباید بلند پروازی کرد، نباید هم کوتاه پروازی کرد. نباید احساس بهترین کرد، نباید احساس کمتری داشت. هر دو زیان بار است. ما باید واقع بین باشیم.
اگر توانستیم هدف معقولی را برای خودمان طراحی کنیم و برای رسیدن به آن هدف هم ده مرحله تعریف کنیم و برای هر مرحله نیز ده گام معرفی کنیم، کار درست انجام می شود که خوشبختانه کارهای بزرگی در این جهت انجام شده است.
در ده سال آینده به کجا خواهیم رسید؟
آنجایی که باید باشیم! امیدوارم این استراتژی زودتر منتشر می شود و همه ببیند که ما افق را چگونه ترسیم کرده ایم و گام ها را چگونه تعریف می کنیم. بعد می شود در مورد آن بحث کرد.
بحث روندی که کتابخانه ی ملی تاکنون طی کرده را ادامه بدهیم.
تاریخچه کتابخانه ی ملی تا قبل از انقلاب در کتاب ها هست. بعد از انقلاب، توجه به کتابخانه ی ملی، اوج گرفت تا اساسنامه ی جدید به تصویب مجلس رسید. اساسنامه ی خیلی والایی است و در آن کتابخانه ملی خیلی وسیع دیده شده است. کمتر کشوری ، کتابخانه ی ملی اش وابسته به ریاست جمهوری است و مستقل. جهش کتابخانه از زمان آقای خاتمی شروع شد، در زمانی که رئیس کتابخانه ی ملی بودند و هنوز این جهش ادامه دارد. با تلاشی که کردند، توانستند ساخت کتابخانه ی ملی را به تصویب برسانند و برایش بودجه بگیرند که این حرکت بزرگی بود.
بحث های ساختمان جدید توانست تا حد زیادی شکل بگیرد. برفرض طرح هایی که کشور بودند، مثل طرح «پیش از انتشار» که برای اطلاع رسانی شبکه ای در کشور خیلی مهم است، صرفه جویی خیلی عظیمی در عمر پژوهشگران و در سرعت چرخه ی اطلاعاتی بود که خوشبختانه در همان دوره ی مقدماتی اش، تصویب شد و بعد از آنکه ایشان، رئیس جمهور شدند، طبیعتاًً سعی کردند بیشتر به این مباحث بپردازند، چون حوزه را می شناختند.
چه برنامه های مدون و مشخصی برای آینده دارید؟
باید چند نکته را همزمان ببینیم. یکی بحث غنی کردن مجموعه است. این غنا هم به لحاظ عمل کردن به اساسنامه است، خوشبختانه با صحبت هایی که شده قرار است مبالغ کلانی را برای این استفاده در اختیار ما بگذارند. چقدر به این صحبت عمل می شود، باید در واقعیت دید. فعلاً در قالب عدد است که انشاءالله داده می شود.
نکته بعد که اساسی است، این که منابعی را که وجود دارد درست پردازش کنیم. بخش پردازش ما با حد قابل قبولی مشغول به فعالیت است و سعی می کند خودش را با استانداردها منطبق کند و این انطباق هم در حوزه های زیادی رخ داده.
افق بعدی که خیلی حائز اهمیت است، آن که شما بتوانید از فن آوری نوین استفاده کنید. یعنی بحث کتابخانه ی ملی دیجیتال در ذهن ما مطرح است. یک گروه الان مشغول به تحقیق و مطالعه هستند که بتوانند متناسب با نیازهای زبان فارسی و کتابخانه ی ملی و کتابداری ایران با رعایت استانداردهای جهانی به پدید آمدن نوع جدید کتابخانه کمک کنند. ما تقریباً همه ی حوزه ها را به نوعی آغاز کردیم و سعی می کنیم خودمان را منطبق کنیم تا در آینده، با توجه به سرعتی که دنیای نوین دارد، خیلی احساس عقب افتادگی نکنیم. حداقل بدانیم چقدر عقب هستیم.
آیا تلاشی برای درونی شدن انگیزه های مثبت در کارمندان کتابخانه صورت گرفته است؟
این سؤال همیشه می تواند یک جواب داشته باشد. این پاسخ مربوط به کارمندهای ما نیست. یک پاسخ کلی است. واقع قضیه این است که وقتی شما از بُعد مسائل معیشتی نگاه می کنید، می دانیم که کارمندان وضعیت معیشتی خوبی ندارند و این اصلاً نیازی به گفتن ندارد. ما در کتابخانه ی ملی، سعی ردیم یکسری طرح و واحد کار تعریف کنیم و در ازای آن به کارمندان پرداخت داشته باشیم. پس به لحاظ معیشتی سعی مان را کردیم. به لحاظ محیط کار، من امیدوارم این ساختمان جدید بتواند مشکلاتی که در ساختمان های قدیم داشتیم را حل کند. وقتی ما شانزده ساختمان قدیمی داشتیم، اصلاً نمی توانستیم مدیریت منسجمی داشته باشیم. امیدواریم در این ساختمان بتوانیم آن ارتباط تنگاتنگ را بین مدیران و کارکنان به وجود آوریم تا به یک همدلی، همزبانی وهمراهی منجر شود.
چقدر به افزایش بهره وری امیدوارید؟
من هر وقت ناامید بشوم، دیگر کار نخواهم کرد. اعتقاد دارم که یک مدیر تا وقتی مدیر است که امیدوار است بتواند یک گام مثبت بردارد. اگر ببیند نمی تواند این گام را بردارد، نباید انجام بدهد. باید برود جای دیگری کار کند. دلیلی برای ماندن ندارد.
برای برداشتن قدم های مثبت احتیاج به چه چیزهایی داریم؟
اول تخصیص بودجه است. تخصیص بودجه ی تنها هم کفایت نمی کند. دوم اینست که برنامه ی عملیاتی درست با نظارت دقیق داشته باشیم. مشکل اساسی ما اینست که پول هست، برنامه هست، اما نظارت نیست. فلان مؤسسه طرح پژوهشی گرفته، پول کلانی هم پرداخت شده، برنامه اش هم برنامه ی خوبی بوده، اما چون نظارت در اجرا نبوده، حاصلی ندارد. اینها نکاتی است که باید به آنها پرداخته شود و بعد برنامه ی درستی داشته باشد و نظارت درستی بر اجرای برنامه داشته باشیم.
چرا چنین است؟
صادقانه به شما می گویم، در مملکت ما، روی حوزه های پژوهشی، نگاه اقتصادی وجود دارد. یعنی بعضاً یک منبع درآمد است برای یک گروه خاص و نفس عمل چندان مهم نیست. ما، نقص اساسی در این حوزه داریم.
چه سطح توقعی از کتابداری مطرح است؟
کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، باید خودشان را در خدمت پژوهش بدانند و غایت کارشان هم آن است که بتوانند سرویس دهی درستی داشته باشند. حالا اگر شما این حد را 100 بگیرید، چه نمره ای، نمره ی قبولی است؟
کتابداری و اطلاع رسانی آن است که خودش را در خدمت پژوهشگر بداند. یعنی بتواند منابع را با سرعت و دقت هرچه تمام تر به افرادی که محتاج این اطلاعاتند، برسانند و یک محقق بتواند در کمترین زمان بیشترین و مرغوب ترین منابع را برای خودش بیابد.
آیا تعداد فارغ التحصیلان کتابداری در ایران کافی است؟
آمارش که خیلی زیاد است. الان در بعضی از شهرهای کوچک هم پیام نور یا دانشگاه آزاد دارند و تعداد زیادی دانشجو می گیرند. فارغ التحصیل کم نداریم، ما الان با تورم کتابدار روبه رو هستیم. روی میز من فرم چهارصد تا متقاضی کار است. از نظر تعداد فارغ التحصیل مشکل نداریم. اما اینکه کیفیت این فارغ التحصیل ها چگونه است، محل بحث است.
محل بحثش کجاست؟
آیا درس هایی که خوانده اند با واقعیت منطبق است یا نه؟
منطبق است یا نه؟
اصلاً محتوای این رشته، با آنچه که شما می بینید، فرق دارد. شما می دانید که تا چند وقت پیش یکی از واحدهای درسی این بوده که طرف تایپ یاد بگیرد؟ با ماشین تایپ است نه با کامیپوتر. هنوز این تغییرات اساسی صورت نگرفته، اما حرکتی است که شروع شده است. انجمن کتابداری، و اطلاع رسانی ایران جلساتی گذاشته و سعی می کند واحدها را بهینه کند و به نتیجه برساند.
نگار مفید
به نقل از:
http://www.tebyan.net/Literature_Art/Museums_CulturalCentres/2005/11/14/14165.html
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقای اشعری
ریاست محترم سازمان متبوع
با سلام
خدای بزرگ را شاکرم که تقدیر را چنان رقم زد که پانزده سال در این سازمان فرهنگی فعالیت داشته باشم. در این مدت با مساعدت عده ای از همکاران ساعی سازمان ، بعضی طرح های مهم ملی و سازمانی ، تدوین و به اجرا گذاشته شد. اما همانگونه که حضورا در روز یکشنبه در دفتر آقای سلیم گندمی گفته شد متاسفانه رواج ناراستی، ریا ، تملق ،انانیت وتفوق منافع فردی بر مصالح سازمانی و از همه مهمتر جایگزینی سالوس اموی بر صداقت وصراحت علوی مجال هر فعالیت مثمری را بسیار محدود می سازد و موجب گسترش رفتار نمایشی می شود. با آنکه بر اساس ضوابط بازنشستگی در “قانون مدیریت خدمات کشوری” اینجانب می توانم تا چند سال دیگرهم در خدمت سازمان باشم اما شرایط پیش آمده وادارم می کند که تقاضای بازنشستگی کنم.
اگر خاطرتان باشد در مراسم معارفه ام در گنجينه اسناد عنوان شد كه بيش از سي سال است كه هر روز با اشتها و انگيزه به محل كار آمده ام . به نظر مي آيد اين شرايط پويايي ، نشاط و به ويژه صراحت و صداقت را سلب كرده است .نبود اين ويژگي ها را نوعي غش در رفتار سازماني دانسته و از آن پرهيز دارم . مگر رسول خدا نفرموده است : من ولي من امور المسلمين شيئا فغشهم فهو في النار. لذا دستور تسریع در صدور حکم بازنشستگی موجب امتنان است.
اگر کاستی و یا قصوری در فعالیت هایم داشته ام از ملت بزرگوار ایران که صاحبان اصلی این سازمان ملی هستند و همچنین از همکاران عزیز،درخواست بخشش و از پروردگار بزرگ طلب آمرزش دارم . اوست آمرزشگر مهربان.
گزارشی از تجربیات 15 ساله و آسیب شناسی رفتار سازمانی در دوره های مختلف در دست تدوین دارم که پس از تکمیل تقدیم سازمان خواهد شد. شاید مفید افتد.
برای همه همکاران گرامی آرزوی بهروزی و سرفرازی دارم.امیدوارم با همت والای آن عزیزان ، سازمان راه کمال پوید و به جایگاهی درخور ملت بزرگوار ایران نائل آید.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است
فریبرز خسروی
روز ولادت مولاعلی (ع)
15 تير 1388
|
پيشنهاد می دهیم ! |
در طي طريق كارشناسي ارشد يكي از جانفرسا ترين مراحل، يافتن موضوع بديع و اصيل براي پژوهش است. با توجه به اقدامات استراتژيك اخير موضوع زير را به پژوهندگان فرهيخته پيشنهاد مي كنم. خدا به مرض وسواس كار با قوانين انگلو امريكن گرفتارتان كند اگر از آن استفاده كنيد و كپي رايت را رعايت نكنيد.
عنوان پيشنهادي:
” بررسي تاثير مبارزه با قليان بر رشد سواد اطلاعاتي نسوان”
اين موضوع اصيل است زيرا نهي آن “باي نحو كان” نزديك بود دودمان قجر را بر باد دهد؛ و بديع است زيرا مبارزه با آن تازه كليد خورده است.
در اينجا شما در باره موجودي پژوهش مي كنيد كه علاوه بر پيچيد گي هاي قسمت قدامي ، لوله اش به آن ور آب وصل است و پاي استعمار پير و آتش و ذغال خوب و منقلش در ميان است! صد البته بسياري از اصحاب دود كشته مرده ي راهنمايي و مشاوره عملي و نظري آن خواهند بود
نشریافته در نشریه الکترونیکی مرحوم شیرازه
به نام خدا
بسیار تجربه کرده ایم که مکانها زمانها و انسانها تاثیر مستقیمی بر روح و روانمان دارند. نوجوان بودم که سعادت یار شد که دوبار با مرحوم علامه طباطبایی ملاقات داشته باشم –خود داستان زیبایی دارد که باید برایت در آینده بگویم- هر بار که آن صحنه ها به یادم می آید به معنای واقعی دوباره ریزش انرژی را در سراسر وجودم احساس می کنم بقول حافظ که خود او هم سخنش نیروزاست:
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند و برخیزند
نهال شوق اندر دل چو برخیزند بنشانند
بعدها همین احساس را در ملاقات با شهید چمران تکرار شد و …شاید باورت نشود عکسهای چه گوارا نیز تاثیر بسیار مثبتی برایم دارد.
بعضی مکانها سرشار از انرژی اند این احساس را در بعضی مکانهای مقدس لمس کرده ام در منا در سعی و…
گاهی در بعضی شهرها اصلا احساس تنهایی و بیگانگی نداشته ام در مدینه –نه در مکه- احساس می کردم سالها ساکن بوده ام همین احساس را در هاوانا- بوینس آیرس – قاهره و پاریس داشته ام در حالیکه در مادرید –لندن – کپنهاک و اسلو بشدت احساس بیگانگی داشتم .
آری ای عزیز
سراسر زندگیمان مملو ازین تجربیات است . درماههای اخیر بیگانگی آزار دهنده ای با اینجا و آدمهایش پیدا کرده ام که دعا بفرمایید که از جنس ویار! و گذرا باشد. اگر حس و حال ملاقات با عزیزانی نبود که همواره برایم نیروزا بوده اند و شوق دیدار داشته ام دست به کارهای محال می زدم چون هنوز مثل چه گوارا می اندیشم که زمانی گفته بود: ” بیایید واقع بین باشیم و محال را بخواهیم”
همه اینها را نوشتم که این را بگویم که قضایای اخیر رنجمان ندهد . انسانها دچار قبض و بسط های فراوان می شوند و خدا کند که در افت و خیزهای زندگی فرزانگان و مکانها و زمانهای گرانسنگ بیشتر نصیبمان شود و قدر آنچه را داریم بیشتر بدانیم که به شدت احساس می کنم الفرصت تمر مر السحاب
نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1384
چ
ند روز پیش به مراسمی که در آن یک نسخه خطی به نمایش گذاشته شده بود دعوت شدم . این نوع مراسم در سالهای اخیر “رونمایی” نامیده می شود. علت دعوت هم این بود که ظاهرا آنان هنوز مرا اهل کتاب می پندارند! بگذریم که نمایش دهندگان آن اثر خریداری شده چنان فخری می فروختند که گویی خود پدیدآورنده آنند.آن کتاب گرانسنگ بدون هیچ حفاظی در دسترس بود. زمانی که خلق الله شرکت کننده همگی بر روی آن چنبره زده ، مشغول استلام اثر بودند تا لابد به ثواب برسند یکی از مدعوین چنان عطسه ای کرد که تقریبا هر دو صفحه مینیاتورکاری شده از فیض تراوشات او در امان نماند. هیچ عکس العملی هم از میزبانان و میهمانان دیده نشد!
آقای رئیس را که رشته و حتی تجربه اش به همه چیز ارتباط دارد الا کتاب ! به گوشه ای کشانده عرض شد که اخیر برای ورود به مرغداری ها ضابطه گذاشته اند. هم از لباس مخصوص باید استفاده کرد و هم از مایع ضد عفونی کننده باید عبور کرد.چگونه است که میراث ملی را چنین بی محابا در معرض آسیب قرار می دهید. آخر یک عطسه دیگر آن را به طور کامل نابود خواهد کرد. تجربه ام می گفت که مشغول یاسین خواندنم.برای شیر فهم کردن او این داستان را برایش گفتم که: تاجری با بار شیشه از راهی میگذشت، مامور تفتیش با چماقش محکم روی بار کوبید و گفت «چه داری؟» جواب داد؛ اگر یک چماق دیگر بزنی هیچ ندارم!
چنان نگاه عاقلانه ای را مبذول داشتند که از سفاهت خود خجل شدم . فرمودند: نگران نباشید. پیشینیان ما به فکر این معضل هم بوده و حتما این اثر را ضد آب خلق کرده اند . دلیلش هم این است که چند صد سال است که این کتاب دوام آورده است. چند روز است که از استحکام این برهان در ابتهاجم!!
این روزها حسب عادت یا وظیفه با استفاده از ابزار نوین که کاربردش هم چندان مشکل نیست در ابعاد چند ده میلیونی مشغول تبریک به هم هستیم. تبریک سالگرد بزرگمردی که ما ایرانیان به او ارادتی ویژه داریم و اقلا ما کتابداران به لمس و استلام نهج البلاغه اش نائل شده ایم. اما این تبریک ها و مناسبت ها وقتی مبارک خواهند بود که موجب شوند راه و سیره آنان مورد دقت و تدبر قرار گیرد وگرنه هیاهوی این شادباش ها خود حجابی نوین بر حقیقت خواهد شد. و شاید ذکر چند نمونه عظمت روحی آن خدا مرد را بر ما بیشتر بنمایاند و نیاز جامعه را به توجه عملی به سیره او نمایان تر کند.
ما سال روز ولادت مردی را بیکدیگر تبریک می گوییم که وقتی قاضی برای احترام او را به جای علی با کنیه ابوالحسن مخاطب قرار داد و مدعی را با نام؛بر قاضی شورید که چرا عدالت را رعایت نکردی !
او برای حفظ جامعه اسلامی ربع قرن – به قول دکتر شریعتی— پرومته وار صبر و سکوت پیشه می کند. او این سکوت را در حالی بر خود روا می داشت که معتقد بود:
من بیش از یکبار و در موقعیتهای گوناگون از رسول خدا شنیدم که می فرمود: هیچ امتی روی پاکیزگی نمی بیند مگر آنکه در آن امت ،ضعیف بتواند حق خود را از قوی بدون لکنت زبان بگیرد.
در مواضع مختلف می فرمود که بر روی ستایشگران خاک بپاشید .وقتی در شهر انبار عده ای بدنبال اسب او می دویدند ایستادند و به دوندگان فرمودند بـرگـرديـد، زيرا همراهى پياده با سواره مايه ذلّت و خوارى پيادگان و غرور و تباهى سواره خواهد شد.
به راستی اگر ما همین چند سخن و عمل را فرا راه خود قرار دهیم زندگیمان در حوزه فردی و اجتماعی دگرگون نخواهد شد؟
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 21:35 توسط فریبرز خسروی گفتگو
امروزه محیط وب امکانی را برای ناشران فراهم آورده که میتوانند منابع خود را به صورت تمام متن در اختیار مخاطبان خود قرار دهند. ناشران کتابهای مرجع، با توجه به حجم بالا و هزینه زیاد تولید این منابع، راغبتر از سایر ناشران در تلاشند تا هرچه بیشتر و بهتر بتوانند از این امکان بهره گیرند. البته این امر باعث افزایش توجه افراد در استفاده هرچه بیشتر از این منابع نیز گشته است.
اخیراً کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی خود را از طریق وب در اختیار کاربران قرار داده است. بررسی اینکه تا چه حد توانسته از قابلیتهای محیط وب در راستای اهداف خود بهره گیرد و در این مسیر با چه چالشهایی روبهرو بوده است را در گفتگو با دکتر فریبرز خسروی، معاون کتابخانه ملی و مسئول این طرح، پیمیگیریم.
n لطفاً در خصوص دایرةالمعارفهای پیوسته شکلگیری دایرةالمعارف پیوسته کتابداری و اطلاعرسانی که بههمت شما و همکارانتان روی وب سایت کتابخانه ملی قرار گرفته است، توضیحاتی را بیان بفرمایید.
¨ اعتقاد فردی من این است که دنیای جدید و محملها و ابزارهای جدیدی که آمده است، حیطۀ جدیدی را میطلبد. زمانی ابزارها و محملهای مشخصی داشتیم که محدودیتهای خود را دیکته میکرد. امروزه محملهای جدید خصوصیات خودش را بر ما دیکته خواهد کرد،حتی اگر در مقابل این آنها مقاومت کنیم. از زمانیکه بحث انتشار دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی مطرح شد، نگاه ما این بود که دایرةالمعارف مجموعهای است از مقالات که از حرف «الف» شروع و به «ی» ختم میشود و مجموعهای از مداخل را دربرمیگیرد. دایرةالمعارف کمحجم ممکن است، یک جلد باشد و پرحجم ممکن است پنجاه جلد باشد. روند انتشار برخی از این دایرةالمعارفها نشان میدهد که بین جلد اول و پنجاهم آن، ممکن است كه صد سال فاصله بیفتد. گاهی میبینید که جلد اول دایرةالمعارفی چاپ شده و پانزده سال طول کشیده تا جلد چهاردهم آن منتشر شود و مطالب جلد اول قبل از انتشار به بازبینی و بازنگری نیاز دارد. ذهنیت من همیشه این بود که چرا از ماشین استفاده نکنیم. مثلاً شخصی هست که مدخلی را در حرف «ی» میتواند ترجمه کند و سن او هم طوری است که ممکن است تا ما مداخل حرف «ی» را منتشر كنيم، ديگر در ميان ما نباشد. ما میتوانیم به جای تدوین و آرشيو آن، با استفاده از امكانات دنیاي جدید آنچه را که داریم، عرضه كنيم. این کار چند فایده دارد؛ اول اینکه اطلاعات حبس نمیشود، یعنی اگر امروز مقالات «ی» تنظیم شده باشد، منتظر نمیمانیم تا پنج یا شش سال دیگر آن را منتشر کنیم. دوم اينكه ابزارهاي نوین امکان ویرایش لحظهای را به ما میدهد. نباید منتظر باشیم که یک ویرایش ازکار تنظیم شود و پنج یا شش سال دیگر یک نسخه از آن چاپ شود. خوشبختانه این کار صورت گرفته و از زمانيکه من به بخش فناوری آمدم و با زحمات همكاران، توانستيم آن را در قالب جدیدی ارائه دهیم.
n به کارگیری فناوري در تدوین دایرةالمعارفها، شیوۀ تدوین دایرةالمعارفها را تغییر میدهد.
¨ بله همین طور است. اگر بتوانید پویایی لازم را در مقالات پدید بیاورید، درصدی از این کار را انجام دادهاید. مثلاً اگر واژهای را ببینید که ارجاع دارد و همینطور ارجاع در ارجاع، میتواند فرد را به مقصود برساند. من معتقدم كه اگر همۀ دایرةالمعارفنویسان کشور برای تدوین دایرةالمعارف اساس را استفاده از فناوري جدید بگذارند و بعد از آن پرینت بگیرند، بسیار پرفایده است. برنامۀ قبلی ما حرکت از چاپ به دیجیتال بود، ولی من اعتقاد دارم که الآن میطلبد که از دیجیتال به سمت چاپ حرکت کنیم و برنامۀ ما هم همین است. ویرایش و اصلاحهای لازم روی آن صورت بگیرد و یک نسخه از آن را به دیجیتال بسپاریم.
n دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی از چه زمانی پیوسته شد؟
¨ اين اقدام حدود یک سال پیش در سازمان بهصوت آزمایشی اجرا شد، این عادت ماست کاری را که میخواهیم به بیرون ارائه دهیم، ابتدا درون سازمان تجربه میکنیم و اصلاحات لازم را روی آن انجام میدهیم و حدود دو یا سه ماه است که این کار را تحت وب ارائه دادیم.
n با توجه به آنچه در خصوص استفاده از قابلیتهای محیط جدید اشاره شد، آیا صرفاً تغییر رسانه مد نظر است یا واقعاً برای استفاده از محیط جدید و قابلیتهای آن تلاش میشود تا فرصت نوینی ایجاد شود؟
¨ غالباً اصرار بر این است که رايانه کارهای دستی ما را مکانیزه کند، در حالیکه وقتی بحث مکانیزه پیش میآید، فرهنگ خود را باید با خود بیاورد و ما نسبت به این مسئله مقاومت ميكنيم. مثلاً در فهرستنویسی زماني بحث ما این بود که نام دو یا سه نویسنده درج شود و بعد «و دیگران» بيايد. «و دیگران» زمانی بود که فضای کارت برگه محدود بود، این کار الآن دیگر معنا ندارد، ولی ما هنور مقاومت داریم. منظورم از اين مثال کل جامعه است. طبیعتاً با این نوع جستوجو، نوع نگاه به آن و نوع حرکت در آن تغییر میکند. اگر ما باور کنیم که دنیای جدید، بهخصوص محملهای اطلاعاتی، ساختارها و فرآیندها را تغییر میدهند، ديگر اصرار نخواهيم كرد که فرآیندهای قدیمی را داشته باشیم و از آن دفاع کنیم. بايد ارجح این باشد که بتوانیم از این ابزار جدید استفادۀ بهینه کنیم، نه اینکه آن را در محدودیتهای دنیای خود محصور کنیم.
n اگر بخواهید از دایرةالمعارفی که بهصورت الکترونیکی بر روی وبسایت کتابخانه ملی قرار دارد، تعریفی ارائه دهید یا ویژگیهای آن را توضیح دهید، در مقایسه با سایتهای مشابهی که در اینترنت وجود دارد، مثل ویکیپدیا یا شبیه آن، چه قابلیتها و ویژگیهایی را برای بیان میکنید؟
¨ من اصرار ندارم که این دایرةالمعارف ویژگی برتری نسبت به سایرین دارد، ولی ما سعی کردیم که آن را در قالب یک برنامه ارائه دهیم، منتهی اگر با توجه به محدودیت کاغذ بخواهیم كه اغلاط خود را اصلاح کنیم یا در آماری که در مقالات رخ داده، تجدیدنظر كنیم، ويرايش آن آسانتر و سريعتر است. مثلاً ما کتابخانهای را توصیف کردهایم که آمار آن به پنج سال پیش مربوط است. طبیعی است که این آمار در حال حاضر همخوانی ندارد، اگر بخواهیم در آن تجدیدنظر هم كنیم، مراحل چاپ آن دو سال طول میکشد و دو سال دیگر این دایرةالمعارف ویرایش شده که چاپ میشود، باز نسبت به سه سال قبل خود کهنه است. از مزیتهای این کار این است که امکان ویرایش را بسیار تسریع میکند. ما بر خلاف ویکیپدیا که ناظر ندارد، اعتقاد داریم که ویرایشها باید از فیلتر نظارتی عبور کند. لذا هر ویرایشی که روی این مقالات صورت بگیرد، هیاتي بر آن نظارت دارد و آنها تشخیص میدهند كه آیا این ویرایشها درست است و میتواند لحاظ شود، يا اینکه میزان ویرایشها بهحدی است که نام فرد بهعنوان ویرایشگر افزوده شود یا آنقدر میتوانسته به این مقاله مطلب اضافه کند که بهعنوان فرد پدیدآور همراه اضافه شود، یا مثلاً فردی مدخلی را دوباره نوشته و بسیار عمیقتر و بهتر از قبل است. هیات علمی این موارد را بررسی و تصمیمگیری میکند. اساس كار ما این است که یک نسخه از اصل را همیشه آرشيو ميكنيم. مثلاً فرض کنید فردي مقالهای را با عنوان حق مؤلف نوشته باشد، نسخۀ اصلی آن همیشه محفوظ است و برای آن ویرایشهای مختلفی نوشته میشود و در پايان یک ویرایش نهایی داریم که ممکن است اسم پنج نفر به آن افزوده شده باشد یا نشده باشد یا ممکن است مدخل آن فرد کلاً تغییر کرده باشد یعنی مقالۀ حق مؤلف آن فرد بهعنوان مقاله شمارۀ یک و مقالۀ فرد ديگری که اطلاعات بهروزتری دارد، بهعنوان مقالۀ شمارۀ دو قلمداد شود و آن را آخرین ویرایش مقاله تلقی میکنیم.
n فرمودید یک هيات نظارتی برای ویرایش اصلاحات پیشنهادی وجود دارد که شاید در ویکیپدیا مشابه این لحاظ نشده است، آیا سرعت نظارت و بحث بررسي محتوایی بهحدی است که باعث کندی کار نشود؟
¨ همواره اصرار داریم که اقلاً هر ماه یک بار دربارۀ مطالب آماده تجدیدنظر، تصمیمگیری و نظرات را اعمال کنیم.
n آیا کاری که در حال حاضر در وب انجام میشود، با استفاده از نرمافزار خاصی صورت میگیرد یا از صفحات وب و بهصورت ایستاتیک استفاده میکنید؟
¨ بله همكاران برنامهای نوشتند و اين كار مسلماً تحت نرمافزار خاصی است. ما برای تسریع کار و تشخیص بهتر، هنگام تصمیمگیری به این شکل عمل میکنیم که هر کسی که روی این برنامه ویرایش انجام میدهد و چیزی را حذف میکند، برای ما حذف نمیشود و فقط خط میخورد و اگر چیزی را به آن اضافه کند، با رنگ دیگری در آنجا اضافه میشود، لذا بازبینی برای ما بسیار آسان است.
n لطفاً دربارۀ قابلیتهای دیگر نرمافزار تحت وب دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی و ساختار آن توضیح دهید.
¨ يكي از قابليتهای اين دایرةالمعارف جستوجو بر اساس ترتيب الفبایی مدخلها است. بدین صورت که ابتدا عناوین مدخلها میآید و اگر جایی ارجاعی وجود داشته باشد، بعد از آن آورده ميشود که وقتی جستوجوگر در آنجا کلیک کند، اصل مدخل قابل بازیابی است. يكي ديگر از ويژگيهاي اين نرمافزار اين است كه اگر كاربر درون مدخل به واژگانی برخورد کند که عنوان مدخلهای موجود را دارد، در همانجا مشخص شده و اصل مقاله بهصورت فرامتنی قابل مشاهده است. در این نرمافزار همچنین میتوانید بهصورت تماممتن جستوجو كنید.
n آیا هر کسی میتواند به اصلاح و افزودن مقالات دایرةالمعارف بپردازد؟
برنامۀ ما این است که قبل از هر کاری پیشنهاد مدخل میدهیم و بعد مدخل در شورای علمی بررسی میشود. اگر خود مدخل تصویب شد و فردی که مدخل را پیشنهاد داده است، بهلحاظ علمی صلاحیت لازم را داشته باشد، میتوانیم به او سفارش دهیم.
هر فردی میتواند آزادانه مقالات را اصلاح و ويرايش كند. بعد ما آن را بررسی میكنیم. حتی گاهی افراد شیطنت میکنند و ممکن است نیمی از مقاله را حذف کنند یا نیمی از آن را خط بزنند. اعتقاد ما این است که باید تحمل زیادی داشته باشیم، ولی مشکل حادی تا به حال نداشتیم.
n لطفاً دربارۀ امکانات مرور و جستوجو در دایرةالمعارف مورد بحث توضیح دهید. آيا جستوجوی کلیدواژهای انجام میشود یا جستجو بر اساس ترتيب الفبایی مدخلها انجام میگیرد؟
¨ هر دو شکل وجود دارد، ابتدا که فرد وارد وب سایت میشود، میتواند از ترتيب الفبایی استفاده کند. فرد میتواند روی الفبا کلیک کند، مثلاً روی حرف «الف» کلیک کرده و مدخلهای «الف» را باز کند. این امکان هم وجود دارد که از متن، جستوجوی کلیدواژهای داشته باشد.
n یکی از اقدامات كتابخانۀ ملي تا كنون کار روی حوزههای مختلف مرجع مثل دایرةالمعارفها بوده است. گروهي معتقدند که کتابخانۀ ملی بايد در حوزههای دیگر مرجع مثل اصطلاحنامهها بهصورت تخصصی کار کند. آیا پیادهسازی این منابع مرجع غیر از دایرةالمعارفها در سایر حوزهها در برنامههای آتی کتابخانۀ ملی هست یا خیر؟
¨کارهایی که تا به حال به عهده داشتیم و به ما واگذار شده است، بر اساس اساسنامهای که داریم، ایجاد منابع مرجع حوزۀ کتابداری و اطلاعرسانی کشور است. با این هدف شما میتوانید سرعنوان موضوعی، اصطلاحنامههایی که چاپ شده و دایرةالمعارف پزشکی را مثال بزنید که خوشبختانه تصحیح آنها هم انجام شده است. من بارها بر این نكته تأكيد كردهام كه اگر کتاب مرجع ویرایش و روزآمد نشود، خیلی زود میمیرد و ما خوشحالیم که هم سرعنوان موضوعی زنده است و هم اصطلاحنامههایی که تا به حال اینجا کار شده زنده هستند. حوزۀ دیگری که کار شده حوزۀ گسترش ردهها و مستندهای مشاهیر است. این روزها کار مستندسازی ما سرعت بیشتری پیدا کرده و آن هم جزء منابع مرجعی است که از آن استفادۀ زیادی میشود. در حال حاضر در مورد آنتولوژیی کار میکنیم تا، ان شاء الله، بتوانیم كمتر از یک سال دیگر آن را منتشر کنیم. اين آنتولوژي حوزۀ جدیدی است که در مورد آن کم کار شده و نیز یک اصطلاحنامۀ فرهنگ و تمدن اسلامی است که در حال کار در مورد آن هستیم. اصطلاحنامۀ کتابداری و اطلاعرسانی که آن را خرد کردیم و در حال تهیه است. همچنين پیشنهاد تدوین یک دایرةالمعارف اسناد داده شد که، ان شاء الله، در این حوزه هم كار را آغاز میکنیم.
n در بسیاری از دایرةالمعارفهای آنلاین امکان حضور تصاویر داخل متن که گاهی اوقات از برخی از مطالب میتواند گویاتر باشد، وجود دارد. آیا در دایرةالمعارف کتابداری هم این امکانات وجود دارد؟
¨ خیر. اين دایرةالمعارف حالت مالتیمدیا ندارد. اما در این فکر هستیم که امكاناتي ايجاد كنيم كه مثلاً اگر با كسي صحبت میکنیم، صوتش در آن قسمت باشد و قابل استفاده هم باشد. اگر فیلمبرداری شد، فیلم آن موجود باشد. این به کار هم زیبایی میبخشد و هم به آن سرعت میدهد و آن را مستندتر میکند.
n شاید مشکل در حوزۀ تصاویر پیچیده نباشد و بتوان گفت برنامهریزی شده، ولی در بحث صدا یا فیلم ممکن است محدودیتهای خاص خودش را داشته باشد. مثلاً من از دایرةالمعارف بازدید و احساس میکنم که شما تصاویری از کتابخانۀ برلین در آنجا وجود دارد و من بازدیدی از آن محل داشتهام. بنابراین سعی میکنم اطلاعاتی از آن را اصلاح کنم و کلیپی را که از آنجا فیلمبرداری کردهام را به آن اضافهکنم. آیا برای این منظور ساختار خاصی تعریف شده است ؟
¨ ما در کتابخانۀ ملی با استفاده از نرمافزار «شيير پوينت»[ii] تجربهای را شروع کردهایم و تقریباً 700 یا800 نفر هر روز تصاویر جدیدی را ارائه میدهند یا از تصاویر جدید این کار دیدن میکنند و محمل ارتباطی افراد در داخل کتابخانه شده و وقتی رايانه صبح روشن میشود، ابتدا این برنامه میآید كه از تبریک و تسلیت و خبر گرفته تا یک مطلب خوبی که شما جایی خواندهاید یا جایی بودهاید و عکس گرفتهاید یا فیلمی گرفتهاید که احساس میکنید ديگران هم ببینند خوب است یا کلیپی را از جایی دانلود کردهاید و میخواهید که بقیه هم ببینند، این امکان را ما در کتابخانۀ ملی تجربه کردهایم. تجربۀ عکس تجربۀ موفقی بود كه عکسهای خوبی را به اشتراک گذاشتیم و ادامۀ آن میتواند شروع کار باشد و این امکان را به ما بدهد که در محملهای دیگر هم از طریق وب اضافه شود. منتهی مشکلی که داریم این است که زیرساختهای ما خیلی ضعیف است، مثلاً ساعتهای طولانی برای دانلودکردن صرف میشود.
n آیا برنامههای دیگری نیز برای ارتقاي کیفیت و کمیت دایرةالمعارف در نظر دارید؟
¨ ما باید دو نگاه داشته باشیم؛ یک نگاه ارتقا و بالابردن سطح مقالات موجود كه این حاصل نمیشود مگر با جذب و دعوت از افرادی که صاحبنظرند. در این مورد برنامههایی داریم و شاید بیشتر در قالب کارهای فردی بگنجد و بهصورت فردی از صاحبنظران بخواهیم که ما را کمک کنند. در قالب کلی هم اعلام کردیم که منتظر نظرات همه هستیم. بهلحاظ کمّی و تکنیکی هم سعی میکنیم که بهتدریج انواع امکانات را در محیط وب فراهم بیاوريم تا یک محیط کاملاً چندرسانهای ايجاد شود. امکانات دیگری هم که ممکن است در حال حاضر به ذهن نیاید میتوانیم در آینده به آنها اضافه کنیم.
n دایرةالمعارف پیوسته کتابداری و اطلاعرسانی کار جدیدي در ایران قلمداد میشود، مطمئناً چالشهایی در این زمینه وجود داشته است، آیا موردی وجود دارد که بخواهید به آن تاکید کنید؟
¨ این کار در قالب پروژه اجرا نشد و از نيروهاي شاغل استفاده کردیم. این از مشکلات ماست، براي اينكه نيروهاي شاغل کارهای دیگری دارند که کار و اصلاحات آن با تأخیر انجام میشود. در حالیکه اگر این کار بهصورت پروژه تعریف میشد، شاید خیلی سریعتر از این میتوانستیم آن را اجرا و بقیۀ امکانات را فراهم کنیم. البته در نظر داريم برای سال آتی بودجهای برای این کار تهیه کنیم که بخشی از کارها در قالب پروژه تعریف شود، زیرا وقتی فردی مقالهای مینویسد باید حق تألیف او پرداخت شود. در گذشته ما این کار را در پروژهای انجام دادیم، ولی یکی از چالشهای ما این بود که برنامه روی نرمافزار زرنگار بود و نرمافزار ورد نبود که انتقال آن راحتتر باشد و این باعث شد که وقت ما گرفته شود.
n انتخاب مقالات بهصورت چاپی سفارش داده شده و سپس به محیط الکترونیک منتقل شدهاند. آیا اين مسئله مشکلی از نظر حق مؤلف برای کتابخانه ملی ایجاد نکرده است؟
¨ خیر. زیرا سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی مالک اثر است.
n آیا ارائه دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی در محیط وبسایت کتابخانۀ ملی براساس نیاز خاص بوده یا فقط استفاده از محیط وب مد نظر بوده است؟
¨ وقتی ابزاری آمده و ما هم در سطح کشور منادی بحث اطلاعرسانی هستیم، چطور میتوانیم از آن استفاده نکنیم . در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که هم اقتضای ضرورتها و هم پیشبینی اینکه ما ناگزير هستیم به این سمت حركت كنيم و دست ما نیست که بخواهیم استفاده نکنیم، اما چه بهتر که به استقبال آن برویم.
n شاید تاکید بیشتر بر استفاده از فناوری بوده، یعنی کتابخانۀ ملی و شخص شما احساس کردید که باید از ابزارهای جدید اطلاعرسانی استفاده کنید.
¨ بله، دقیقاً. وقتی کار را شروع کردیم، این در ذهن من بود و بر این تأکید داشتم که به این سمت حرکت کنیم. مثلاً برای چاپ همین اسنادی که میخواهیم کار را شروع کنیم، جلسهای تشكيل و مدخلها تعیین و به مردم نشان داده میشود و بهصورت چاپی وجود ندارد و در همان لحظه میتوانند پیشنهاد بدهند که این مدخل خوب یا بد است، کم یا زیاد است. فرض کنید از 600 مدخلی که ارائه دادیم، مثلاَ در دو ماهۀ اول شش مدخل در حروف «گ»، «ل» و «ی» نوشته میشود، ما همان شش مدخل را ارائه میدهیم و این دایرةالمعارف با شش مدخل آغاز خواهد شد. سه روز دیگر دو مدخل به آن اضافه میشود و به همین شکل جلو میرویم. کتابخانۀ ملی دنبال برگشت سرمایه نیست، بنابراين باید این کار را انجام دهد، نهایتاً اینکه دو یا سه سال طول میکشد و فهرست الفبایی پر میشود. اولاً در همۀ این سه سال دست شما باز است که مقالۀ دو سال قبل را هر وقت خواستید ویرایش کنید و هر لحظه که تصمیم گرفتید، متن چاپی آن را هم صفحهبندی و منتشر کنید.
برای اسناد هم همین شیوه را اجرا خواهیم کرد و اگر کل جامعه روی مدخلی نظر بدهند، ما ضرر نمیکنیم ممکن است شخصی بگوید که بهصلاح است که به جای این مدخلی که شما انتخاب کردید، مدخل دیگری را انتخاب کنید، ما مطالعه میکنيم و میبینیم درست است. چرا بگذاریم چاپ شود و بعد متوجه شویم که اشتباه است.
n توصیۀ شما، با توجه به تجربهای که در زمینه ارائه منابه مرجع در محیط وب کسب کردهاید، به کسانی که قصد انتشار دایرةالمعارف آنلاین دارند، چیست؟
¨توصیۀ من این است که از محیط جدید نباید ترسید. برخی از جاها دیدهام که احتیاطهایی میکنند که احتیاطهای مرضی است، یعنی فنهراسی است. نباید فنهراسی داشته باشیم. ابزاری آمده باید از آن استفاده کرد. استفاده از فناوری نباید این هراس را بهوجود آورد که فرد را از موضع خود حرکت میدهد. مثلاً وقتیکه ماشین تایپ آمد، بسیاری از کتابداران فکر میکردند که بیکار میشوند. استفاده از فناوری جدید راههای تازهای را جلوی ما میگذارد، یعنی فرآیند تولید را تغییر خواهد داد، فرآیند تولید تغییر کند، سرعت تولید زیاد میشود.
n بهعنوان آخرین سؤال با توجه به اینکه با کتاب ماه كليات آشنايي داريد، اگر خودتان جای ما بودید چه سؤالی میپرسیدید.
¨ سؤال خوبی پرسیدید. بسیاری از این کارها میتواند در حوزۀ دولتی انجام نشود، چون تعریف وظیفه بهعهدۀ خود فرد است، ولی وقتی تعریف کردند، موظف میشوند که انجام دهند. اینکه ما اصرار کنیم این کار را به اتمام برسانیم، پدیدۀ مبارکی است و باید سعی کنیم این کار را انجام دهیم. ما در ایران کارهای نیمهکاره زیاد داریم. کارهای خیلی خوبی که با انگیزۀ خوبی شروع شده، ولی به انتها نرسیده است. اگر سعی کنیم با سرعت و کیفیت مناسبی کار را به اتمام برسانیم، مسئلۀ مهمی است. بعضی وقتها کمالگراییها جلوی ما را میگیرد، یعنی میخواهیم سنگ تمام بگذاریم. سنگ از دست ما میافتد و اصلاً کار انجام نمیشود. در این حوزهها تجربهای که میشود منتقل کرد، این است که اگر دوستان وظيفهاي برايشان تعریف ميشود، باید متعهد شوند کار را تمام کنند. وقتی تمام شد شخص دیگری بر این مبنا پایۀ نویني بنا بگذارد. اما سعی کنند که کار را نیمهتمام رها نکنند.
n از وقتیکه در اختیار ما قرار دادید، تشکر میکنم.
به نقل از کتاب ماه
نمی دانم چرا با شنیدن اخبار رسانه ها در باره جعل مدرک و سایر قضایا نا خودآگاه یاد گلستان سعدی در سیرت پادشاهان افتادم: شیادی گیسوان بافت که من علویم و با قافله حجاز به شهری در آمد که از حج می آیم و قصیده ای پیش ملک برد که من گفته ام. نعمت بسیارش فرمود واکرام کرد . یکی از ندیمان پادشاه که از سفر دریا آمده بود ، گفت : من او را عید اضحی در بصره بدیدم ، معلوم شد که حاجی نیست. دیگری گفتا: من او را می شناسم پدرش نصرانی بود. بدانستند که شریف نیست. شعرش را به دیوان انوری دریافتند. ملک بفرمود تا بزنندش ونفی کنند تا چندین دروغ درهم چرا گفت… + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 3:45 توسط فریبرز خسروی
واژه سازی المپیکی مدیران ورزش تا قبل از برگزاری المپیک شعار پیروزی زیادی سر می دادند. اما در میدان عمل درخششی در مدال آوری به چشم نیامد . ولی به نظر می رسد در حوزه دیگری بشدت موفق بوده اند. یکساعت پیش برای کار اصطلاحنامه در اینترنت به دنبال مطلبی می گشتم . با اصطلاح ” ضعف و مضعوف ” مواجه شدم ! به اصل نقل قول مراجعه کردم . معلوم شد این اصطلاح به نقل از رئیس ورزش کشور در روزنامه ها و سایتهای کیهان ،ابتکار ، فردا ، صنایع نیوز و … نقل شده است. نمی دانم این اصطلاح بکر باید به نام آقای علی آبادی ثبت شود یا خبرنگاران ناقل ؟ بالاخره به کار بردن ” ضعف و مضعوف ” به جای ” ظرف و مظروف ” آن هم در رسانه های مختلف کمتر از مدال آوری در المپیک نیست. + نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:36 توسط فریبرز خسروی